پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
سه شنبه 25 مهر 1396

           
اولویت های سیاست خارجی ایران قبل و بعد از انقلاب؛
تاریخ : 27/خرداد/1396 - 14:26 کد خبر : 94990

ایران بعد از انقلاب همواره به دنبال روابط مسالمت ­آمیز بوده است

بسیج پرس - بعد از انقلاب، ایران به عنوان تنها جمهوری اسلامی تحت حکومت ولی فقیه بود که باید سخت می کوشید تا انقلاب خود را به جهان صادر کند و امام(ره) همواره تأکید داشت که ایران نباید برای صدور این ایدئولوژی شمشیر بردارد.


ایران بعد از انقلاب همواره به دنبال روابط مسالمت ­آمیز بوده است

به گزارش بسیج پرس؛ تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، ایران رویکرد امنیتی خود در منطقه را در ائتلاف با غرب و به‌ویژه ایالات متحده آمریکا تعریف کرده بود و به همراه عربستان سعودی، در چهارچوب استراتژی امنیتی دوستونی مورد حمایت غرب نقش‌آفرینی می‌کرد.

ایـران در سـایـه حکومت شاهان قاجار ـ در یک دوره طولانى ـ بازیچه دیپلماتهاى ورزیده و حرفه اى روسى ، انگلیسى و فرانسوى بود و کشور ما (بلا گردان) مستعمره هندى بریتانیا در مقابل رقباى اروپائیش نظیر فرانسه و روسیه بود.

اسـتـراتـژى غالب در سیاست خارجى قاجار، عبارت از تعقیب سیاست اتّحاد و تعهد با دولتهاى نیرومند اروپایى بود و براى برقرارى تعادل در رقابتهاى استعمارى روس و انگلیس سیاست (قـدرت سـوم) مـحـور اساسى جهت گیرى دیپلماسى ایران بود. شناخته شده ترین شیوه ها و ابزارهاى سیاست خارجى قاجار عبارت از، دیپلماسى و ابزار جنگ بود.

بـرخـى از مـورّخـان دیـپـلمـاسـى ، قـرن بـیـسـتـم ، بـویـژه سـالهـاى نـیـمـه اوّل ایـن قـرن را، عـصـر بـیـدارى و مشارکت سیاسى ایرانیان نام نهاده اند. در این دوره حوادث و رخـدادهـاى متعدّدى در افق سیاست خارجى ایران پدیدار شد که هر یک از آنها در دیپلماسى ایران کم و بیش مؤ ثر بودند.

سیر رضا خان به سوى کسب قدرت در ایران ، با وقوع یک رشته تحولات داخلى و بین المللى هـمـزمـان بـود. همسویى نسبى سیاست خارجى روس و انگلیس مبنى بر برقرارى ثبات نسبى در ایـران پـس از یـک دوره طـولانـى کـشمکش و بى ثباتى ، یکى از برجسته ترین پدیده هاى این دوره بـود. روسـیـه تـحـت تـأ ثـیـر انـقـلاب بـلشـویـکـى بـراى مـدّتـى بـه امـور داخـلى خـود مـشـغـول شـد و بـریتانیا نیز با اوجگیرى احساسات ضد استعمارى در میان ملت ایران ناگزیر به کاهش مداخلات خود در امور داخلى ایران شد.

در چـنـیـن شـرایـطـى قـدرت از سـلسـله قـاجـار بـه خـانـدان پـهـلوى انـتـقـال یـافـت . رضـا خـان براى نابود کردن نیروهاى گریز از مرکز دست به کار شد و با تـقـویـت قـدرت نـظـامـى ، سـیـاسـت تـمـرکـز قدرت را در پیش گرفت و به سرکوب بى امان شورشهاى داخلى پرداخت .

کـشـف نـفـت در دهـه اول قـرن بـیـسـتم سبب دگرگونى محور فعالیتهاى بازیگران استعمارگر اروپایى بویژه بریتانیا در ایران شد. دستیابى به این ماده استراتژیک و غارت بى دردسر و مطمئن آن ، انگیزه اصلى کوششهاى دستگاه سیاست خارجى انگلیس در ایران بود. بریتانیا به مـنـظـور تـحصیل یکى از اساسى ترین هدفهاى سیاست خارجى خود در ایران که همانا غارت نفت جنوب کشور بود، نسبت به تحقّق ایده (یک حکومت مرکزى مقتدر) در ایران که رضا خان بطور جدى بدان مى پرداخت تمایل نشان داد.

در دوره رضـا خـان اساسى ترین محور جهت گیرى دیپلماسى ایران ، ایجاد توازن میان شوروى سـابق و انگلیس در جریان رقابتهاى استعمارى آنان بود. همچنین در این دوره سیاست موسوم به (قدرت سوّم) به عنوان پارسنگى در مقابل بریتانیا و شوروى سابق در امور ایران ، بطور جدّى تعقیب شد.

در واپـسـیـن سـالهـاى زمامدارى رضا خان ، گرایش سیاست خارجى کشور به سوى آلمان هیتلرى وضـوح بـیشترى یافت و آغاز تهاجم هیتلر به شوروى و خطر سقوط این کشور در تهاجم ارتش آلمـان بـه آشـکـار شـدن اهـمـیـت اسـتـراتـژیـک ایـران در خاور میانه کمک بیشترى کرد و همه این عوامل در سقوط رضا خان و انتقال قدرت به محمدرضا پهلوى مؤ ثر بود.

در فاصله سالهاى 1320 تا 1332 تحولات تازه اى به وقوع پیوست که بطور عمده سیاست خـارجـى و دیـپـلمـاسـى کـشـور را بـه خـود مـشـغـول داشـت . از مـیـان ایـن رویـدادهـا مى توان به اشـغـال ایـران تـوسـط مـتـّفـقـیـن و تـلاش همه جانبه هیأ ت حاکمه براى تخلیه ایران از وجود نـیـروهـاى اشـغـالگـر، خـوددارى روسـهـا از تـخـلیـه بخشهاى شمالى ایران ، تقویت نیروهاى تجزیه طلب در آذربایجان و کردستان و استفاده از این مقولات به عنوان اهرم فشار در جهت کسب امتیاز نفت شمال و بالاخره کشمکشهاى سیاسى و دیپلماتیک بریتانیا و ایران بر سر مسأ له نفت و ملى شدن صنعت نفت ایران اشاره کرد.

طـى ایـن سـالهـا کـه بـیـش از یـک دهـه پـر تـلاطـم از تـاریـخ دیـپـلمـاسـى مـعـاصـر ایـران را شـامـل مـى شـود، شکل گیرى سیاست موازنه منفى مشخّصه اصلى جهت گیرى سیاست خارجى کـشـور را تـشـکـیـل مـى دهـد و ایـن سـیـاسـت ، بـطـور آشـکـار دیـپـلمـاسـى ایـران را از سـالهـاى قبل متمایز مى کند.

سـیـاسـت مـوازنـه مـنـفـى تـا وقوع کودتاى 28 مرداد 1332 شاکله اصلى پدیده هاى سیاسى و راهـنـمـاى سـیـاسـت خـارجـى ایـران بـود. ملّى شدن صنعت نفت ، پیروزى چشمگیرى براى سیاست خـارجـى کـشـور محسوب مى گردید امّا کودتاى مشترک آمریکا و انگلیس در 28 مرداد 1332 سیر حـوادث را بـه کـلى تـغـیـیـر داد و بـا انعقاد کنسرسیوم نفتى غارت مجدّد منابع و ثروتهاى ملى کـشـور آغـاز شـد. در واقـع کـودتاى 28 مرداد به منزله شکست (سیاست قدرت سوّم) در ایران بود که از قرن نوزده میلادى بطور جدّى دنبال مى شد.

000 یـکـى از پـیـامدهاى فورى کودتاى 28 مرداد حضور فعّالانه و پرشتاب ایالات متّحده آمریکا در صحنه سیاست داخلى و خارجى ایران بود. گرچه سایه شوم بریتانیا از سیاست خارجى کشور بطور کامل محو نگردید، امّا ابتکار عمل در جهت گیرى سیاست خارجى ایران به دست هیأ ت حاکمه و نخبگان دیپلماسى آمریکا افتاد. به این ترتیب ، از فرداى کودتاى 28 مرداد، از نفوذ انگلیس در سیاست خارجى ایران به شدّت کاسته شد و نفوذ آمریکا جایگزین آن گردید.

بـا حـذف دولت ملّى دکتر (محمّد مصدّق) از صحنه سیاست و تحکیم پایه هاى قدرت محمدرضا پـهـلوى ، پـروسـه زوال مـشـروعـیـت سیاسى در ایران شتاب بیشترى به خود گرفت و دستگاه حاکم براى تأ مین بقاى خود بیش از پیش مهیّاى تمکین فرامین و خواسته هاى زمامداران آمریکا شد و به همین لحاظ ایران از این سالها به بعد به صورت متّحد وابسته آمریکا در منطقه درآمد.

از دهـه 1330 تـا 1357 سـیـاسـت خـارجـى ایران در ارتباط با آمریکا در وضعیت کاملاً انفعالى قـرار گـرفـت و با دست به دست شدن قدرت در میان زمامداران دموکرات و جمهورى خواه آمریکا، سـیـاسـت خـارجـى ایـران دچـار نـوسـانـات شـدیـدى شـد. روى کـار آمـدن کـنـدى در آمـریـکـا مسائل تازه اى را در سیاست خارجى پهلوى مطرح کرد که از میان آنها مسأ له (اصلاحات ارضى) بـخـش عـمـده اى از دیـپـلمـاسـى ایـران ـ آمـریـکـا را بـه خـود مـشغول داشت . در طى سالهاى 1330 تا 1357 ه‍ . ش سیاست خارجى فرامنطقه اى ایران متوجه دو ابرقدرت وقت ، یعنى شوروى سابق و آمریکا بود.

سیر تحوّل سیاست خارجى منطقه اى ایران از صفویه تا پایان سلسله پهلوى

سـیـاسـت خـارجـى هـر کـشـورى از دو جـهـت قـابـل بـررسـى و تـجـزیـه و تحلیل است . یکى بعد فرامنطقه اى آن است که بیشتر متوجه بازیگران قدرتمند و اصلى نظام بـیـن المـلل اسـت و دیـگـرى بـعـد مـنـطقه اى آن مى باشد. ما در صفحات گذشته به جمع بندى دیـپـلمـاسـى فـرامـنـطـقـه اى ایران تا آغاز انقلاب شکوهمند اسلامى پرداختیم و اکنون ، مهمترین مسائل سیاست خارجى منطقه اى کشور را در این مقطع زمانى مرور مى کنیم .

با یک بررسى کلّى در سیاست خارجى منطقه اى ایران به این نکته واقف مى شویم که کشور ما از دیـربـاز در ایـن بـعـد از سـیـاسـت خـارجـى خـود پـیـوسـتـه بـا مـشـکـل مـواجـه بـوده اسـت . صـفـویـان هـنـگـامى که قدرت را به دست گرفتند، بخش عمده اى از کـوشـشـهـاى خـود را صـرف مـقـابله با تهدیدهاى همسایه هاى شمالى ، غربى و شرقى کشور کـردنـد و در جـنـوب نـیز با بیگانگان مهاجم و سلطه جو درگیرى داشتند. تهدیدهاى عثمانى از ابـتـداى صـفـویـه تا زمان فروپاشى و تجزیه این امپراتورى در غرب کشور ما از مشغله هاى عمده زمامداران کشور بود. این مسأ له در دوران زمامدارى شاهان سلسله هاى صفویه ، افشاریه و زنـدیـه بـا شدّت و ضعف ادامه داشت . امّا با انتقال قدرت به دست قاجارها سمت تهدید منطقه اى ایـران از غـرب بـه شـمال ـ تجاوزات نظامى روسها ـ تغییر یافت و ضایعات فراوانى براى کشور ما به بار آورد.

در دوره زمـامـدارى رضـا خـان ، در چـارچـوب سـیـاسـت مـنـطـقـه اى ، اصـل هـمـزیـسـتـى مسالمت آمیز، پیروى از حسن همجوارى و پرهیز از مناقشه و برخورد نظامى با هـمـسـایـگـان در دسـتـور کـار سـیـاسـت خـارجـى کشور قرار گرفت و روابط منطقه اى ایران با کشورهاى همسایه ، نسبت به دوران حکومتهاى پیشین ، از ثبات و آرامش بیشترى برخوردار بود.

از سـال 1332 سـمـت گـیـرى سـیـاست خارجى منطقه اى ایران بیش از هر عاملى ، از منافع غرب بـویـژه آمـریـکـا تـأ ثـیـر مـى پـذیـرفـت و در ایـن بـُعـد نـیـز، سـیـاسـت خـارجـى کـشـور از اصل کلّى وابستگى به غرب پیروى مى کرد. از این سالها به بعد، به تدریج شاه در روابط مـنطقه اى خود ایفاى نقش متّحد آمریکا را برعهده گرفت . پیوستن ایران به پیمان هاى منطقه اى نظیر پیمان بغداد ناشى از همین عامل بود.

شـایـد اخـتلاف ایران با عراق بر سر مسأ له حاکمیت اروندرود از عمده ترین تنشهایى بود که در طـى حـکـومـت مـحـمـدرضـا پـهـلوى بـا هـمـسـایـه دیـریـنـه ایـران بـروز کـرد و بـا توسّل به شیوه هاى دیپلماتیک حلّ و فصل گردید.

خـروج بـریـتـانـیا از شرق سوئز و خلیج فارس نقطه آغاز تحوّلى جدید در روابط منطقه اى ایران در زمان محمدرضا پهلوى بود. به این ترتیب در آغاز دهه 1340 ه‍ . ش / 1970 م ایران خود را براى ایفاى نقش فعّال در چارچوب دکترین دوستونى نیکسون ـ کسینجر آماده مى کرد و به قـیـمـت بـه دسـت آوردن عـنـوان (ژاندارمى خلیج فارس) از حاکمیت به حق خود بر بحرین چشم پوشى کرد و براى ایفاى نقش بهتر ژاندارمى خلیج فارس و رفع نیازهاى استراتژیک خود در جـنـوب ، حـاکـمیت خود را بر جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسى اعاده کرد و در این راستا از ابزارهاى دیپلماسى و نظامى بهره جست.

سیاست خارجی ایران بعد از انقلاب اسلامی ایران

ایران پس از انقلاب و استقرار حکومت جمهوری اسلامی ایران در جهت اتخاذ سیاست امنیتی مستقل حرکت کرد و سعی کرد تا خود را خارج از استراتژی‌ها و رویکردهای بلوک شرق و بلوک غرب تعریف کند. در این راستا همکاری و مشارکت با حکومت‌های منطقه خاورمیانه در جهت شکل‌دهی به‌ترتیبات امنیتی منطقه‌ای در اولویت قرار گرفت.

اتفاقاتی چون اشغال سفارت آمریکا درسال ۱۳۵۸، جنگ ایران و عراق، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط آمریکا در سال ۱۳۶۶، ماجرای سلمان رشدی، حملات تروریستی میکونوس و بمب‌گذاری آمیا و برنامه هسته‌ای ایران از تاثیر گذارترین رخدادهای در روابط خارجی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. اگرچه روابط ایران با کشورهای ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به عنوان چالش برانگیزترین بخش روابط خارجی ایران مطرح بوده‌است، ولی روابط ایران با کشورهای اسلامی، منطقه خاورمیانه و همسایگانش دچار فراز و نشیب‌هایی بوده‌است. قطع موقت روابط با عربستان پس از واقعه حج ۱۳۶۶، اختلاف با امارات متحده عربی در مالکیت سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، تیرگی روابط با بحرین در پی اتهام بحرین مبنی بر حمایت ایران از شیعان ناراضی این کشور، قطع روابط با مصر در پی حمایت ایران از اقدام خالد اسلامبولی، تیرگی روابط با کویت به موجب جنگ ایران وعراق، تیرگی روابط با اردن، اعتراض به رفتار سرکوب‌گرانه دولت یمن با شیعیان یمن که در نهایت به نزاع یمن منجر شد.

ایران از روسیه، چین، سوریه و ونزوئلا به عنوان مهمترین کشورهای متحد خود یاد می‌کند. همچنین ایران روابط خوبی نیز با گروههایی همچون حزب الله لبنان، حماس و مبارزان حوثی دارد.

بعد از نابودی طالبان و حزب بعث عراق که دو دشمن خطرناک برای حکومت جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آمدند، ایران توانست با توجه به خلاء وجود دشمن در کشورهای همسایه خود، نفوذ خود را در این دو کشور گسترش دهد. و در دراز مدت برنده نهایی لشگرگشی آمریکا به کشورهای افغانستان و عراق باشد؛ به این دلیل که نیروهای نظامی خارجی مجبور بودند بعد از گذشت برهه زمانی مشخصی این کشورها را ترک کنند. ولی این ایران بود که همواره در مجاورت این کشورها قرار دارد و می‌تواند در این کشورها صاحب نفوذ شود.[۵]

با روی کار آمدن دولت نهم جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی محمود احمدی‌نژاد تغییرات اساسی در مناسبات سیاست خارجی ایران رخ داد. تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی از حسن روحانی به علی لاریجانی و سپس به سعید جلیلی و تغییر بسیاری از سفرای ایران در کشورهای خارجی، مصادیقی از این تغییرات بودند. همچنین دولت با تغییر رویکرد، به سمت برقراری رابطه با کشورهای آمریکای لاتین و آسیای شرقی به جای کشورهای اروپایی نمود.

بعد از وقوع قیام‌های مسلسل اعراب در اوایل سال ۲۰۱۱ و تضعیف ساختار و یا سرنگونی حکومت‌های غالباً دیکتاتوری حامی آمریکا در این کشورها، ایران سعی کرد از این فرصت نهایت استفاده را کند و اقدام به تقویت حامیان و طرفداران خود در آسیای غربی و شمال آفریقا نمود. در این زمان ایران موفق شد تا حدی دیدگاه مورد نظر را در قیام‌های مردمی جای دهد.

از ابتدای انقلاب اسلامی، رویکردهای متفاوتی بر عرصۀ سیاست خارجی ایران مستولی گشته است. به تبع با دقت در گفتمان­های سیاست خارجی و چگونگی تأثیرگذاری گفتمان­های مختلف بر رفتار سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی می­توان به درک بهتری از جهت­ گیری سیاست خارجی بعد از انقلاب اسلامی رسید.  اولین رویکرد در سیاست خارجی بعد از انقلاب اسلامی نگاه لیبرالی نسبت به نظام بین­ الملل بود که تنش ­زدایی در روابط بین­ الملل را تجویز می­کرد و با نگاهی خوشبینانه نسبت به فضای بین­الملل درصدد بود که طرحی نو را در عرصۀ سیاست خارجی ایران تدوین نماید. وقتی امام در 15 بهمن 57 مهندس مهدی بازرگان را به نخست وزیری موقت حکومت جدید تعیین کرد، اولویت نخست دولت او پایان دادن به اتحاد عملی و چاکرمنشانۀ رژیم پهلوی با ایالات متحده و استوار ساختن مناسبات دو کشور بر پایۀ برابری بود.

در این دوران که گفتمان مصلحت محور یا واقع گرا (60-57) مسلط بود سیاست خارجی از یک سو تحت تأثیر شرایط انقلابی به وجود آمده و متأثر از طرح مطالبات جدید مردم قرار گرفته بود و از سوی دیگر به خاطر ماهیت تجدید نظرطلبانۀ انقلاب منافع سایر کشورها شدیداً تهدید می­شد. این دوگانگی را می­توان از جنبۀ دیگری، یعنی از جنبۀ ماهیت آرمانی انقلاب، و واقع­گرایی نیروهای تشکیل­دهندۀ دولت موقت مورد ارزیابی قرار داد. دولت موقت و شخص نخست وزیر به رغم اینکه متعهد و کاملاً مذهبی بودند، بافت فکری آنان معطوف به ارزشها و معیارهای ملی بود. آنان پایبند به اندیشۀ آزادی، طرفدار فعالیت آزادمنشانۀ نهادهای مشارکت قانونی، تأمین ثبات سیاسی و نهایتاً برپا کردن و تقویت جامعۀ مدنی بودند، در حالی که از منظر و دیدگاه بسیاری دیگر حیات جامعه در گرو بی­ثباتی بود ).ازغندی، 1381: 10)  این گفتمان از یک طرف تحت تأثیر ملی­گرایی بر اهمیت و اولویت کشور و ملت و منافع ملی در سیاست خارجی تأکید می­کند. از سوی دیگر از منظر رویکرد فکری لیبرال و لیبرالیسم ( اعم از سیاسی و اقتصادی ) به سیاست و دولت می­نگرد و در صدد کاهش نقش و دخالت دولت در جامعۀ مدنی و اصلاح فعالیت آن است. همچنین بر آزادی­های سیاسی و حکومت قانون و دموکراسی تأکید می­کند. در عرصۀ سیاست خارجی نیز بر سیاست مسالمت جویانه و صلح­طلبانه مبتنی بر هنجارها و حقوق بین­الملل و نوعی نگاه خوش­بینانه به سیاست بین­الملل استوار است.

درواقع هستۀ اصلی اختلاف و دوگانگی دقیقاً در این جملۀ مهندس بازرگان نهفته است. او می­نویسد:« هدف اتخاذی دولت موقت خدمت به ایران از طریق اسلام بود، در حالی که هدف امام خمینی(ره) خدمت به اسلام از طریق ایران بود. دولت موقت تلاش می­کرد که تابع مقررات بین­المللی باشد و از دخالت در امور داخلی دیگران بپرهیزد و روابط ایران با سایر کشورها را که به خاطر انقلاب وارد مرحله­ای بحرانی شده بود، بهبود ببخشد.

 بنابراین علاقه­مند بود سیاست نه شرقی و نه غربی را همسو با موازنۀ منفی تفسیر و توجیه نماید. ( همان،  11) بازرگان نوعی سیاست عدم تعهد در پیش گرفته بود. وی بر این باور بود که سیاست ایران در قبال قدرتهای بزرگ به گفتۀ خودش« باید مانند سیاست مصدق » باشد. سیاست عدم تعهد مصدق که بیشتر به نام سیاست   « موازنۀ منفی » شناخته شده است در پی حفظ استقلال ایران از طریق پایان دادن به سلطۀ انگلیس بود. بازرگان نیز در صدد بود تا با بر هم زدن اتحاد عملی شاه با ایالات متحده به نفوذ مسلط آمریکا پایان بخشد. به گفتۀ کریم سنجابی نخستین وزیر خارجۀ ایران انقلابی، سیاست عدم تعهد ایران بر چهار رکن استوار بود: « تاریخ موقعیت ژئوپلتیک کشور، آرمان­های معنوی و انسانی اسلام، و اصل مقابله به مثل کامل در مناسبات با دیگر کشورها ».

وی در زمینۀ سیاست نه شرقی و نه غربی می­نویسد: « شعار نه شرقی و نه غربی در ابتدا مفهوم کاملاً دفاعی و ملی داشته، منظور از آن احراز استقلال همه جانبۀ خودمان در برابر بیگانگان و ابرقدرتها بود و عدم اتکا به بلوکهای شرق و غرب، چه به لحاظ سیاسی، اقتصادی و نظامی و چه به لحاظ اخذ و اقتباس ایدئولوژی از مکاتب مارکسیستی و کاپیتالیستی. بعد از پیروزی انقلاب و از اواخر دولت موقت شعار فوق به لحاظ منظور و محتوا دچار تحریف و تعمیم گشته، علاوه بر جنبۀ تعرض سیاسی، حالت غربزدایی پیدا کرد.

روی هم­رفته سیاست خارجی دولت موقت در تئوری و عمل و با دیدگاهی کلان، تمایل به غرب و نگرانی نسبت به نفوذ شرق، در تلاش برای جلب و بهبود روابط با دولتهای دیگر به ویژه با ایالات متحدۀ آمریکا بود، در حالی که ماهیت ضد قدرت انقلاب هم شخص شاه را نشانه گرفته بود و هم ایالات متحده آمریکا که حامی اصلی او به­شمار می­آمد. دولت موقت سعی داشت که این نکته را در باور همه بگنجاند که ایران برای گام نهادن در راه توسعه و جایگزین کردن وضعی بهتر از زمان شاه به دستاوردهای فنی و تکنولوژیکی غرب نیازمند است. برای مثال بازرگان یک هفته پس از پیروزی انقلاب در مصاحبه­ای با خبرنگار نیویورک­تایمز که می­پرسد: آیا شما قصد دارید کوشش­هایی در راه بهبود روابط ایران و آمریکا صورت دهید؟ به صراحت اعلام می­کند که: « دولت انقلابی ایران مشتاق است روابط خود را با آمریکا از سر بگیرد.» همین سیاست دولت موقت در گرایش به آمریکا یکی از دلایلی بود، در کنار دلایل متعدد دیگر، که بالاخره به بهانۀ ملاقات بازرگان با برژنیسکی ( مشاور امنیت ملی دولت کارتر )، شرایط خروج او را از صحنۀ رسمی سیاست فراهم کرد.

 از مشخصه ­های این گفتمان می­توان از مواردی مثل: 1- اصالت و اولویت روابط و مناسبات دولت با دولت. 2- اصالت منافع و اهداف ملی ایران. 3- عدم اصالت مصالح اسلامی و منافع و اهداف ایدئولوژیک. 4- اصالت ایرانیت و ملیت در تکوین هویت ملی . 5- قبول وضع موجود و نظم مستقر بین­المللی. 6- جهت­گیری عدم تعهد به معنای موازنۀ منفی. 7- احترام به حق تعیین سرنوشت ملتها. 8- عدم مداخله در امور داخلی دولتها و ملتها.

با تسخیر لانۀ جاسوسی توسط دانشجویان خط امام و همین طور شروع جنگ تحمیلی، فضا به منظور طرح اندیشه­ های لیبرالی که دولت موقت پیگیری آن را بر عهده داشت محدود داشت و لیبرالها نتوانستند چنانکه باید و شاید تأثیرگذاری مهمی را بر مسائل سیاست داخلی و خارجی کشور داشته باشند. با شکل­ گیری شرایط جدید در داخل و بیرون از جمهوری اسلامی ایران و بسیج نیروهای کشور به دنبال جنگ تحمیلی، در جهت دفاع از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی، اندیشه­ های آرمان­ گرایانه اندک اندک توانست نفوذ خود را بر تمامی عرصه ­های سیاست داخلی و خارجی کشور گسترش دهد. تأکید بر صدور انقلاب اسلامی و ارزشهای آن، مبارزه با نیروهای طاغوت و ایستادگی در مقابل قدرتهای استکباری غرب و شرق از جمله مواردی بودند که آرمان­گرایان مورد توجه قرار دادند. در نتیجه با شکل­ گیری چنین فضایی و علنی شدن خصومت­های غرب با ایران، امکان رابطۀ عادلانه و آرام با سایر کشورهای جهان از بین رفت و علناً ایران در مسیری قرار گرفت که رودرروی سایر کشورها میبایست به تنهایی به منظور دستیابی به اهداف و آرمانهای خود تلاش نماید.

 تسلط گفتمان ارزش محور یا آرمان­گرا در بین سالهای 68-60 باعث گردید که برداشت تصمیم گیرندگان و مجریان سیاست خارجی تماماً ایدئولوژیک باشد و ارزشهای اخلاقی فراتر از منافع ملی قرار گیرد، به این خاطر در محیط بین­ المللی که رفتار عمدۀ بازیگران بر واقع­گرایی استوار است، تنها اتکا به این رهیافت سیاست خارجی، در صحنۀ بین­المللی با مشکلاتی روبه­رو می­ شود.

امام(ره) همواره تأکید داشت که ایران نباید برای صدور انقلاب شمشیر بردارد

در نتیجه با تصرف سفارت آمریکا و خروج لیبرالها و میانه­ روها از مسند قدرت، قدرت به دست انقلابیون افتاد، آنان سیاست عدم تعهد و به اصطلاح عدم تعهد که دولت موقت در پیش گرفته بود را قبول نداشتند با این حال میانه­رو با کنار رفتن دولت موقت از بین نرفته، هم ابوالحسن بنی صدر که نخست در مقام وزیر امور خارجه و سپس به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران انقلابی به صحنه آمد و هم صادق قطب­زاده وزیر خارجۀ بعدی پیرو خطی در زمینۀ سیاست خارجه بودند که به سیاست عدم تعهد ملت­گرایانۀ مصدق و بازرگان نزدیک بود، اما آنها هم با مخالفت آرمان­گرایان انقلابی روبه­رو بودندکه می­گفتند به جای « راه مصدق » از « خط امام » پیروی می­کنند. این آرمان­گرایان معماران دیگر سمت­گیری اصلی سیاست خارجی ایران بودند. آنان گفته­ها و سیاستهای [امام] را مطابق تمایلات و منافع خویش تفسیر می­کردند. از همه بالاتر، تفسیر آنان حول دو موضوع اصلی دور می­زد: مناسبات ایران با شرق و غرب و صدور انقلاب اسلامی. [امام] تأکید بر این نکته داشت که هنگام طراحی جمهوری جدید ایران نباید کورکورانه از مدل سوسیالیستی شرق یا سرمایه­داری غرب تقلید کرد. او معتقد بود که « دموکراسی اسلامی از دموکراسی­های شرقی و غربی برتر است. آرمان­گرایان هنگام تفسیر نظریان [امام] عبارات کلیدی « جمهوری اسلامی » را رها می­کردند و با سر دادن شعار « نه شرقی نه غربی » اصرار داشتند که ایران نباید با حکومت شوروی و آمریکا یا با حکومت­هایی که مناسبات نزدیکی با ابرقدرتها دارند رابطه داشته باشد. در خصوص صدور انقلاب اسلامی نیز [امام] به جهان شمول بودن انقلاب و صدور آن به بقیۀ جهان باور داشت. به گفتۀ او « اسلام برای یک کشور، برای چند کشور، برای یک طایفه یا حتی برای مسلمین نیست. اسلام برای بشر آمده است....همۀ بشر را، اسلام می­خواهد زیر پوشش عدل خودش قرار بدهد...» در نتیجۀ این برداشت از آرمان نظم جهانی اسلامی، ایران به عنوان تنها جمهوری اسلامی تحت حکومت ولی فقیه باید سخت بکوشد تا انقلاب خود را به جهان صادر کند. هرچند امام تأکید داشت که ایران نباید برای صدور این ایدئولوژی شمشیر بردارد.

بنابراین در این گفتمان و رویکرد لیبرال که منافع و اهداف ملی ایران را در منافع مادی دفاعی و اقتصادی محدود می­کند، اسلام­گرایی، منافع و اهداف نظم جهانی و ایدئولوژیک اسلامی را را نیز به این دو اضافه می­کند.نظم جهانی اسلامی به معنای استقرار یک نظم و نظام سیاسی- اقتصادی بین­المللی اسلامی است که جمهوری اسلامی در آن احساس امنیت می­کند. منافع ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، حفظ و گسترش مجموعه­ای از ارزشهای اسلامی و انقلابی است، که مردم ایران در شریک و سهیم هستند و معتقدند که از درستی و مطلوبیت عام و جهان­شمول برخوردار می­باشد. حفظ انقلاب و ارزشهای اسلامی، استکبار ستیزی و دفاع از مسلمانان و مستضعفین از جملۀ این اهداف و منافع محسوب می­شوند.

استکبارستیزی و بیداری ملل مستضعف از اهداف مهم انقلاب ایران بوده است

لذا اهدافی که سیاست خارجی ایران در این سالها دنبال می­کرد عبارت بودن از طرح صدور انقلاب اسلامی، بیان فرضیۀ جهاد در دو بعد فرهنگی و نظامی، طرح موضوع استکبارستیزی و بیداری ملل مستضعف، بیداری ملل مسلمان جهان، به خصوص  بیداری ملل حاشیۀ خلیج فارس که به خاطر اشتراکات مذهبی و فرهنگی روی آنها تأکید خاصی می­شود. پیروی از سیاست دخالت در امور دیگران باعث گردید که اولاً بازیگران عرصۀ روابط بین­الملل به جمهوری اسلامی به عنوان یک نیروی بر هم زننده نظم جهانی بنگرند و ثانیاً در سطح منطقه نیز بسیاری از کشورها، ایران را به عنوان یک خطر بالقوه و تهدیدکننده امنیت ملی تلقی کنند. این جنبۀ منفی سیاست خارجی  را می ­توان در روابط جمهوری اسلامی با سازمانهای بین ­المللی و به ویژه با با سازمان ملل متحد نیز مشاهده کرد. [ایران] این سازمان را ابزاری در جهت مشروعیت بخشیدن به تصمیمات کشورهای دارای حق وتو تلقی می­کرد و نوعی عدم اعتماد سیاسی نسبت به این سازمان داشت. برخورد غیرمنطقی و نادرست این سازمان در جنگ ایران و عراق این بی­اعتمادی را شدت بخشیده بود و لذا جمهوری اسلامی می­کوشید تا تعهدی نسبت به تصمیمات سازمان ملل نسپارد.

از مشخصه­های این گفتمان می­توان به: 1- اصالت امت اسلامی. 2- اصالت روابط و مناسبات ملت با ملت. 3- اصالت مصالح اسلامی و منافع و اهداف ایدئولوژیک. 4- اصالت اسلامیت در تکوین هویت ملی. 5- عدم قبول نظم موجود و نظم مستقر بین­المللی. 6- جهت­گیری عدم تعهد به معنای تغییر وضع موجود. 7- حمایت از حق تعیین سرنوشت ملتها. 8- مبارزه با استکبار اشاره کرد.

الزامات ناشی از زیستن در نظام به هم پیوستۀ بین­المللی، کم­کم رویکردهای واقع­گرایانه در سیاست خارجی ایران نمود یافت. نظام اسلامی ایران توانست تا حدود زیادی امکانات و محدودیت­های خود را شناسایی کند و با توجه به آنها در جهت بازسازی روابط خود با سایر کشورها گام بردارد. جمهوری اسلامی برای سامان دادن به اوضاع داخلی و بازسازی کشور، اصلاح طلبی اقتصادی را سرلوحۀ کار خود قرار داد. عنصر محوری گفتمان حاکم در آن دوران ( گفتمان منفعت محور عملگرا )، عملگرایی در تنظیم و اجرای سیاست خارجی با رعایت ارزشهای اسلامی تشکیل می­داد. در واقع خط مشی عملی و رفتاری ایران در صحنۀ سیاست خارجی در دهۀ دوم انقلاب را می­توان با توجه به منافع ملی و ترتیبات منطقه­ای و پرهیز از تحریک دیگران در قالب سیاست عادی سازی روابط مورد بررسی قرار داد.

 البته قبل از وی و در بیانات امام بالاخص از سالهای 61 به بعد خروج از انزوا و گوشه ­نشینی مطرح می ­شد به ابتکار و تأیید امام، آقای خامنه­ ای در مرداد 62 سیاست خارجی « گشایش درها » را برای ایران پی ریخت. این سیاستی بود که به گفتۀ حجت­ الاسلام خامنه­ ای متضمن مناسبات عقلایی، موجه و سالم با همۀ کشورهاست و هدفش خدمت به مصالح و ایدئولوژی ایران است. خود امام در 6 آبان 63 گفت که نداشتن رابطه با دیگر دولتها را « هیچ عقل و هیچ انسانی نمی ­پذیرد چون معنایش شکست خوردن و فنا و مدفون شدن است...». امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است وقتی دنیا وضعش اینطور است ما نباید منعزل باشیم. این همان « تفکر جدید » ایران است که هاشمی رفسنجانی آن را « وابستگی متقابل » خواند.

نخبگان سیاسی هر چند که از پافشاری بر برخی از جنبه­های آرمانی که امکان تحقق آنها در شرایط خاصی امکانپذیر است، دریغ نمی ­ورزند، در عین حال ضمن قبول عناصری از واقع­گرایی در رفتار خارجی تلاشی خستگی ناپذیر در جهت تأمین منافع ملی و همزیستی مسالمت­آمیز بودند. در واقع مجریان سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سالهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی با توجه به ضروریاتی که کشور از لحاظ سیاسی و اقتصادی به آنها محتاج بود، برای دستیابی به اهداف مورد نظر و دستیابی نیازمندی­های اقتصادی در پی آن برآمدند که سیاست آرمان­گرایانه را با سیاست کارآمدتری جایگزین نمایند. خلاصه آنکه درک نخبگان سیاسی از سیاست جهانی در هشت سال ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر ژئوپلتیک بود تا ایدئولوژیک. به این جهت تلاش گسترده­ای با انعطاف پذیری و جهت­گیریهای مصلحت­گرایانه صورت گرفت تا ایران از انزوای سیاسی بیرون آید و یک ایران اسلامی قوی موردتوجه نظام بین­الملل برپا گردد.

از مشخصه­های این گفتمان می­توان از اصولی مثل: 1- اولویت روابط بین دولتی بر مناسبات بین ملتی. 2- محاسبه­گری و عقلانیت ابزاری در سیاست خارجی. 3- واقع­بینی و توجه به قدرت مادی به­ویژه قدرت اقتصادی. 4- اولویت منافع ملی حیاتی. 5- قبول اصالت مصالح اسلامی و ایدئولوژیک و منافع ملی. 6- عدم اصالت وضع موجود و نظم مستقر بین­المللی و قبول آن به حکم ثانوی و مصلحتی. 7- تثبیت انقلاب در داخل و صدور آن از طریق الگوپردازی اقتصادی. 8- استکبار ستیزی از طریق اعتراض به مداخلات و سیاستهای توسعه­طلبانۀ آن. 9- عدم مداخله در امور داخلی کشورها را عنوان کرد.

به دنبال مناظراتی که میان دو رویکرد آرمان­گرایانه و واقع­گرایانه در حال جریان بود. در دوران ریاست جمهوری خاتمی رویکرد واقع­گرایانه بر دستگاه سیاست خارجی تا حدی غلبه یافت و از شدت طرح مباحث ارزشی و آرمانی در سیاست خارجی کاسته شد. در این دوران گفتمان فرهنگ­گرای سیاست محور در صدر برنامه­های دولت قرار گرفته بود. پس از انتخابات دوم خرداد1376 و طرح برنامه­های رئیس جمهور جدید، گسترش روابط خارجی و رسیدگی به مسائل و امور خارجی در چارچوب رهیافت واقع­گرایی باید ادامه می­یافت با این تفاوت که نحوۀ بیان و شیوۀ رفتار و برخورد با دیگران تغییر یافت و سیاست تعدیل اقتصادی و قائل شدن به توسعۀ صنعتی دولتی جای خود را به توسعۀ سیاسی داد و در روابط خارجی، پذیرش پلورالیسم جهانی به معنی نفی نظام تک قطبی و پذیرش تساوی فرهنگها، به محور اصلی سیاست خارجی تبدیل شد.

در این دوران تنش­زدایی در روابط بین­الملل در صدر برنامه­های سیاست خارجی دولت قرار داشت. در چنین فضایی ایران توانست روابط خود را با اتحادیۀ عرب و کشورهای اروپایی بهبود بخشد و با طرح بحث « گفتگوی تمدنها » تأثیر بسزایی در تغییر نگاه جامعۀ جهانی به ایران گذارد. حاصل این بهبود روابط با غرب و تنش­زدایی در منطقه، تغییر نگرشها به ایران و سرانجام جلب منافع اقتصادی و سیاسی بود.در این میان نیز اندکی نیز از بار آرمان­گرایی اندیشه­های انقلابی در سیاست خارجی ایران کاسته شد و سیاست خارجی ایران سعی نمود با نگاه خوش­بینانه به روابط بین­الملل، چشم­انداز جدیدی را برای آیندۀ خود ترسیم کند. رئیس جمهوری اهداف سیاست تنش­زدایی جمهوری اسلامی را « تأمین، تقویت،‌ توسعه و تثبیت امنیت و منافع ملی » اعلام کرد و در دستیابی به اهداف سیاست تنش­زدایی، گفتگو و ترک مخاصمه با دولتها و تمدنها را در صدر اهداف سیاست خارجی خود قرار داد.  

به طور خلاصه در این دوران اصول جدید در سیاست خارجی بر تنش ­زدایی و همزیستی مسالمت ­آمیز و کسب اعتبار جهانی تأکید می­ کرد، بنابراین دولت جمهوری اسلامی گام­های اساسی در جهت گفتگو با جهان خارج و تنش ­زدایی با کشورهای منطقه و جهان برداشته و همکاری­های منطقه ­ای و بین­المللی خود را افزایش داد. از مشخصه­های این گفتمان هم می­توان موارد زیر را نام برد: 1- اولویت روابط بین دولتی. 2- محاسبه­گری و عقلانیت ارتباطی. 3- اولویت قدرت نرم­افزاری. 4- اولویت منافع ملی حیاتی. 5- اصالت منافع ملی و مصالح اسلامی. 6- پذیرش وضع موجود و نظم مستقر بین­المللی به حکم ثانوی. 7- تثبیت انقلاب در داخل و صدور آن از طریق الگوپردازی مردم­سالارانۀ سیاسی. 8- عدم مداخله در امور داخلی دولتها و ملتها.


انتهای پیام//
کد خبرنگار : 1928

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.






چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس