پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
شنبه 25 آذر 1396

           
تاریخ : 04/مهر/1395 - 21:45 کد خبر : 83686

آنقدر آرزو کرد تا شهید شد

بسیج پرس - شیخ وقتی به یک شهید می‌رسید، من به چهره‌اش نگاه می‌کردم که عکس‌العملش چیست؟ می‌دیدم که چهره‌ شیخ عوض می‌شود. قطرات اشک از چشمانش جاری می‌شد، ولی وانمود می‌کرد که گریه نمی‌کند. می‌ترسید که باعث ضعف شود.


آنقدر آرزو کرد تا شهید شد

به گزارش بسیج پرس؛ در خاطره ای درباره شهید شیخ محمد حسن شریف قنوتی آمده است:

بیست و دوم مهر 1359، نزدیکی‌های مسجد جامع ایستاده بودیم، که یکی با وانتی آمد و گفت: «شیخ، یک شهید آورده‌ام. شناسایی نمی‌کنی؟»

شیخ شریف، دهان آن شهید را بوسید و گریه کرد و گفت: «این را می‌شناسم.»

شیخ، مشخصات آن شهید را روی کاغذ نوشت و روی بدنش گذاشت. بعد به راننده گفت: «او را به سردخانه تحویل بده.»

شیخ وقتی به یک شهید می‌رسید، من به چهره‌اش نگاه می‌کردم که عکس‌العملش چیست؟ می‌دیدم که چهره‌ شیخ عوض می‌شود. قطرات اشک از چشمانش جاری می‌شد، ولی وانمود می‌کرد که گریه نمی‌کند. می‌ترسید که باعث ضعف شود.

هنگامی که یکی از بچه‌ها شهید می‌شد، شیخ می‌گفت: «ای کاش من به جای او بودم.»

شریف، شیخ شهید شهرمان – خرمشهر – را به یاد می‌آورد که بر جنازه هر شهیدی فرود می‌آمد، می‌بوسیدش، چشم‌های بازش را می‌بست، چفیه‌ خونینش را از گردنش باز می‌کرد و صورتش را می‌پوشاند.

کتاب نفر هفتادوسوم، ص 108


انتهای پیام//

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.






چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس