پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
یکشنبه 26 آذر 1396

           
تاریخ : 18/ارديبهشت/1395 - 16:20 کد خبر : 75739

«قصۀِ گلگون شهیدان عشق» هدیه شاعر جوان ایرانی به شهدای سرافراز نبرد خان طومان

بسیج پرس - شاعر جوان ایران اسلامی سروده ای با عنوان «قصۀِ گلگون شهیدان عشق» را برای شهدای سرافراز نبرد خان طومان سرود.


«قصۀِ گلگون شهیدان عشق» هدیه شاعر جوان ایرانی به شهدای سرافراز نبرد خان طومان

به گزارش بسیج پرس؛ منصور نظری، شاعر متعهد و حماسی سرای کشورمان سروده ای با عنوان «قصۀِ گلگون شهیدان عشق » را برای شهدای سرافراز نبرد خان طومان سرود و این قطعه شعر را به روح آسمانی این مدافعان حرم حضرت زینب (سلام‌الله علیها)، تقدیم کرد. 

متن این شعر را در ادامه می خوانید:

آمده پرپر به حلب لاله بَس – بغضِ گلو بسته رَهِ بر نفس
زندگی بی شهدا را عبث - کرب و بلا کرده چه دلها هوس
قاصدک آورده خبر از دمشق - قصۀِ گلگون شهیدانِ عشق
می‌رسد از شش‌جهت آوایِ شور – لشکر حق سوی حلب در عبور
بوی بلا می‌رسد از هر طرف – حال جهان‌ گشته پریشان چو دف
فتنۀِ اولاد سعودی به راه- کرده عَلمَ بیرق رنگ سیاه
دِرهم و دینار عرب کرده باز – بر سَرِ نِی رأس قمر را فراز
فتنۀِ شاهان حقیرِ عرب- کرده به پا کرب و بلا در حلب
حال غریبی به جهان داده دست – عالم هستی شده چون لوک مست
محشر کبرا ز حلب تا دمشق- گشته به پا جنگ جهانی عشق
این‌همه غوغا که به پا گشته باز - حال پریشانِ عراق و حجاز
غرقه‌به‌خونیِ نگاه دمشق- این‌همه را کشتۀِ در راه عشق
پیکر گلگونِ شهیدان به خاک - این‌همه دارد خبری تابناک
شورِ شکوه است به پا گشته باز- غلغله افکنده به شام و حجاز
خرمن بی‌تابی و آتشزنه - نغمۀِ نور است به هر ماذنه
در حلب و بصره و صنعا، دمشق - کرب و بلایی شده برپا به عشق
شور غریبی شده برپا به هست- گشته جهان مست زِ عطر الست
در خُمِ جان باده به جوش آمده – سینه لبالب زِ خروش آمده
بانگ انالحق رسد از دارها – غرقه‌به‌خون پیکر عمارها
می‌تپد از شیعه دلی پر ز داغ – مست فریبایی نرگس به باغ
حادثه در حادثه‌ها گُل کند – منتظرِ یار توکُل کند
گشته نشان‌ها ز پِیِ هم پدید - کام زمین تشنۀِ خونِ شهید
بیرق سرخ و سیه و زرد و سبز – حال جهان کرده برآشفته نبض
حالِ خراسان و حجاز و عراق – مژده که دارد خبری داغِ داغ
غیبت یار آمده از حد فزون- چشم همه منتظران غرقِ خون
شور ظهورانه جهان را فَرا – گشته به پا هر طرفی کربلا
قوم شقایق نگران دمشق - حلقه‌زنان گِردِ حرم اهلِ عشق
بهر دفاع از حرم یاس‌ها – قوم همه آمده عباس‌ها
تیغ دودم در کف و بیرق به دوش – حلقۀِ دربانی زینب به گوش
کِشته کران تا به کران صف به عشق - لشکر زهرا ز حلب تا دمشق
شام، دل‌آشوب و یمن بی‌قرار – بادیه تا بادیه چشم‌انتظار
قوم یمانی به یمن در قیام - تیغ دو دم کِشته برون از نیام
کرده علم بیرق حق را به دوش - مست و پریشان چو یمی پرخروش
بیرق خون‌بار یمانی فراز – غلغله‌ای گشته به پا در حجاز
نه‌فلک آشفته‌دل از شورِ عشق –مست ظهورانۀِ مستورِ عشق
آل سعود همه ضحاک‌ها – گَشته پدرخواندۀ ناپاک‌ها
شام و عراق آمده در فتنه بَند - گشته ز کین، زوزۀِ داعش بلند
آن جگر حمزه هزاران به دست - بیرق کین کرده علم آلِ پست
آلِ سعودیِ جگرخوارها – تشنه به خونِ دل عمارها
قوم به جنگ آمده الله را  - کِشته به دندان جگرِ ماه را
کینه کُند تا که مگر حق تلف - بار دگر خصم علی کشته صف
گشته به پا هلهلۀ انتقام - جنگ جهانی شده بر پا به شام
تا که کند یوسف زهرا قیام – گَشته کمان، قامت بیت‌الحرام
پیر خراسان به ولی عهدی‌اش - منتظر بانگ انالمهدی اش
دل ز خراسان شده لبریزِ نور – گشته علم بیرقِ سبزِ ظهور
منتظران دوخته بر در نگاه - حادثه‌ای را خبر آید ز راه
می‌رسد آری خبر این راه را – آمدنِ یوسفِ درگاه را
باد صبا مشک‌فشان می‌رسد - عاقبت از یار نشان می‌رسد
می‌رسد آن یوسفِ زهرا سرشت – تا که کُند عالم خاکی بهشت
عصر ظهور است و دل‌آشفته یار – تا به کجا طاقت و صبر و قرار
دشتِ حلب تشنه‌لبِ خون ماست – موسم یاریِ ولیِ خداست
ای ز رخت نور ولایت جلی - رهبر ما، حضرت سید علی
معجزه کُن پیرِ خراسانِ عشق – فتحِ حلب را بنما چون دمشق
تیغ دو دم دِه به کفم حیدری – اذن جهادم بده پیغمبری
کرب و بلا گشته به پا در حلب –شیعه ز این غم شده جانش به لب
هرکه به‌حق شیعه بُوَد بر علی - بِشنود این بانگِ زِ مشرق جَلی
می‌رسد از سمت حلب این نوا - از پسر فاطمه در کربلا:
این منم آن منتقم فاطمه - او که دهد کار جهان خاتمه
بی‌کس و بی‌یارم و تنها رها - گشته مرا کرب و بلایی به پا
این منم آن وارث پیغمبری - تیغ دو دم بسته به جنگاوری
گشته حلب کرب و بلا دیگری - کیست مرا تا که کند یاوری؟؟
کیست مرا تا که شود یار عشق ؟– فتح حلب آورد او چون دمشق
کَس به تجاوزگری اَهرمَن – می‌شود آیا به حلب یار من ؟
یار مرا کو که کنم خواهش او ؟- پس بستاند حلب از داعش او
تا نستانم ز سعودی حلب - خون‌جگرم، خون‌جگر و جان به لب
فتح حلب کیست مرا تا کند - بندِ سعودی ز حلب وا کند
از دل او یک نفر آگاه نیست؟ - با پسر فاطمه همراه کیست؟
بی‌کس و بی‌یار و غریب است او – کِشته زِ غم‌ها به صلیب است او
خون‌جگر او از غم و دردِ حلب - جان‌عزیزش ز غم است او به لب
آه که پرپر شده یاران او – غرقه‌به‌خون کرده حلب را عدو
خاکِ حلب یکسره گلگون شده -  یوسف زهرا جگرش خون شده
کاش کسی یاریِ آقا کند – بَندِ حلب را ز دلش وا کند
کاش که این قوم شهادت‌طلب- پس بستاند ز سعودی حلب
کاش که فردا به تکی خون‌فشان – خاک حلب پس بستانیمشان

به امید ظهور حضرت یار
جمعه 17 اردیبهشت 1395 – منصور نظری


انتهای پیام//

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.






چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس