پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
یکشنبه 26 آذر 1396

           
به مناسبت روز بزرگداشت حافظ شیرازی؛
تاریخ : 20/مهر/1394 - 08:30 کد خبر : 59380

مروری بر بیانات تاریخی رهبر انقلاب درباره حافظ

بسیج پرس - حافظ را کافر و بی‌دین و زندیق و منکر آخرت و از این قبیل چیزها معرّفی کردند! آن کسی که زیباترین اشعارش، اشعار عرفانی است یا لااقل اشعار عرفانی، جزو زیباترین اشعار اوست


مروری بر بیانات تاریخی رهبر انقلاب درباره حافظ

به گزارش بسیج پرس؛ در پایگاه اطلاع رسانی حفظ نشر آثار حضرت آیت الله امام خامنه ای(مد ضله العالی) آمده است : 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سال ۶۷ در مراسم گشایش کنگره جهانی بزرگداشت حافظ می‌فرمایند: در زمینه‌ی مسائل شعر حافظ، بحثها و حرفهای زیاد و خصوصیّات ممتازی هست که اساتید و نویسندگان روی این، کار کردند؛ باز هم باید کار بکنند.

- من همین جا از فرصت استفاده کنم؛ توصیه کنم برای کار روی دیوان حافظ، از جهات مختلف. با این‌که کارهای خوبی نسبتاً شده، جای برخی از کارها خالی است. مثلاً «کشف‌الکلمات» حافظ ما نداریم. یعنی شما اگر چنانچه یک کلمه‌ای را بخواهید در حافظ جستجو کنید دارید؟

آقای دکتر شهیدی می‌فرمایند داریم. خب این هم از بی‌سعادتی‌های ماست که به قول مرحوم آقای جلال همائی «تا یک ورق از کلیله در گوشم شد سیصد ورق از شفا فراموشم شد» تا یک ورق از کارهای روزمرّه‌ی سیاسی را ما دست گرفتیم به قول ایشان سیصد ورق از کتاب و درس و بحث و ... پس خوب است من نگویم، پیشنهاد نکنم. بعد خصوصی به برادران می‌گویم، ممکن است هر چی که به ذهن من رسیده، قبلاً انجام شده باشد. - خب، یک بحث دیگر درباره‌ی جهان‌بینی حافظ است.

در باب جهان‌بینی حافظ، بحثهای زیادی شده بنده هم در این زمینه نظری دارم که عرض می‌کنم. مطمئناً در این جلسه هم بحثهای مختلفی خواهد شد و نظرات گوناگونی ابراز خواهد شد و حالا که مسأله اختلاف‌انگیز هست و مورد بحث هست؛ چه بهتر که کسانی دور از تعصّب، دور از پیش‌داوری حقیقتاً بروند وارد دیوان حافظ بشوند تا جهان‌بینی این مرد بزرگ را به صورت قطعی و مسلّم بیاورند بیرون. متأسّفانه در دوره‌ی اخیر در این چهل، پنجاه سال اخیر - کتابهایی نوشته شد که در این کتابها، این بی‌نظری و بی‌غرضی رعایت نشد و مطالبی نوشته شد و گفته شد که حقاً و انصافاً بعضی از آنها، جفای به حافظ است.

بعضی اهانت به حافظ است. بعضی بی‌بصری در مقابل حافظ است و انسان حیرت می‌کند که چرا بایستی این حرفها به ذهن کسی خطور کند؟! حافظ را کافر و بی‌دین و زندیق و منکر آخرت و از این قبیل چیزها معرّفی کردند! آن کسی که زیباترین اشعارش، اشعار عرفانی است یا لااقل اشعار عرفانی، جزو زیباترین اشعار اوست:

در ازل پرتو حسنت ز تجلّی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
عین غیرت شد از این آتش و بر آدم زد

مدّعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه‌ی نامحرم زد

و از این قبیل، اشعار فراوانی که در سرتاسر دیوان حافظ پراکنده است و ندای یک عرفان والای مصفّای عِلوی را می‌دهد و خبرش در وجود حافظ. این را ندیده بگیرند! بیایند بگویند این آدم به خدا وبه قیامت و به دین معتقد نبود!این از این

شبیه همین جفا شاید یک مرحله پائین‌تر است - جفای آن کسانی است که علی‌رغم این همه شعر عرفانی و این همه شعر اخلاقی در وجود حافظ، جهان‌بینی او را جهان‌بینی شکّ و بی‌خبری و بی‌اطلاعی از غیب و معرفت جهانی و انسانی معرفی کردند و خود او را که حالا درباره‌ی خود او بعداً عرض خواهم کرد - یک انسانی که معتقد به دمْ غنیمتی و دمدمی مزاجی و اسیر شهوات روزمرّه‌ی زندگی و نیازهای پست و حقیر مادّی!

عجیب این است که این افرادی که حافظ را فاسق و فاجر و غرق در محرّمات و پستی‌های معمولی روح بشر معرّفی می‌کنند؛ همینها باز حافظ را ستایش می‌کنند به این‌که این دچار سرمستی بود، دچار نمی‌دانم غرق سرمستی بود، غرق معرفت بود. من نمی‌دانم چه معرفتی است دیگر؟! سرمستی باده را با سرمستی از عرفان و معنویّت با هم مخلوط می‌کنند که متأسّفانه این را من هم در نوشته‌های معاصرین خودمان - از فضلا و دانشمندان - دیدم؛ هم در گذشته‌ها که مرحوم شبلی نعمانی در «شعرالعجم» می‌گوید که به من نگوئید که «می» حافظ مِی ظاهری بود یا مِی معنوی، هر دو مستی می‌آورد.

این شد حرف! تعجب است از این دانشمند بزرگ و فاضل ادیب که یک چنین حرفی را بزند! هر دو مستی می‌آورد! خب بله، امّا این مستی، مستی و بی‌خودی از عقل است، بیگانگی از خرد انسانی است و از شعور انسانی است؛ آن، بی‌خبری از خودِ مادّی است و غرق شدن در معرفت و درک معنوی و والای انسانی. اینها چه طور اصلاً قابل مقایسه با همند؟! جز اشتراک در لفظ. بعضی این جوری حافظ را خواستند معرفی کنند!

بنده جهان‌بینی حافظ را جهان‌بینی عرفانی می‌دانم. بلاشکّ حافظ یک عارف است. البته همین جا بگویم: وقتی ما می‌گوئیم یک عارف است، منظورمان این نیست که از اوّلی که رفت مکتب یا از مکتب آمد بیرون یک عارف شبیه «بایزید» بود تا آخر عمرش. نه، مردی بوده هفتاد سال، هفتادوپنج سال عمر کرده اگر سی سال آخر عمرش هم با عرفان گذرانده باشد، خب یک عارف است.


انتهای پیام//

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط



چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس