پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
دوشنبه 27 آذر 1396

           
در گفت وگو با مهدی چمران مطرح شد
تاریخ : 05/مهر/1396 - 10:06 کد خبر : 102799

چمران انقلابی یا لیبرالیستی؟!

بسیج پرس - شهید چمران علیرغم آنکه یکی از شخصیت های برجسته انقلاب است و نقش موثری در تشکیل هسته مقاومت در لبنان و همچنین ایستادگی در مقابل تجاوزگری های دشمن بعثی دارد


چمران انقلابی یا لیبرالیستی؟!

این بار «بسیج پرس» برای بررسی بیشتر زوایای زندگی و تفکرات وی به گفت و گویی اختصاصی با مهدی چمران پرداخت تا ناگفته های زندگی او را از زبان برادرش بشنوید.

بی شک شما به عنوان برادر کوچکتر شهید چمران بیش از هر کس با  فعالیت ها و زندگی او آشنایی دارید اما همیشه شبهاتی در مورد گرایشات سیاسی ایشان وجود داشته است.

دکتر چمران، از زمانی که مصطفی چمران بود یک شخصیت کاملا انقلابی داشت؛ نه انقلابی به معنای شر و شور داشتن، بلکه یک انقلابی واقعی بود، همان انقلابی که مقام معظم رهبری شاخصه های آن را برشمرده اند. در عین حال پویا، فعال و با بصیرت بود. او از دوران دبیرستان فعالیت خود را در زمینه سیاسی و مذهبی با مطالعات عمیق در مورد احزاب مختلف سیاسی و تئوری های آنان آغاز کرد. حتی کتاب های تئورسین های مختلف سیاسی همچون تقی ارانی را عمیقا مطالعه می کرد و با کمک مرحوم شهید مطهری و شهید طالقانی و افراد دیگر پاسخ های آنها را بدست می آورد. او حتی مشکلات و مسائل آنها را هم با جدیت دنبال می کرد تا بتواند به درستی به آنها پاسخ دهد.

تقی ارانی در حقیقت پایه گذار اندیشه کمونیسم در ایران بود. بعدها کیانوری و امثال آن با توجه به آثار و تالیفات او، کمونیسم را در مطرح کردند و در نظر مردم نیز به عنوان تئورسین این حزب شناخته شدند. از اوایل سال های دهه 20 تا کودتای 28 مرداد سال 1332 یکی از مسائلی که از نظر ایدئولوژی همواره مطرح بود، کمونیسیم بود که حزب توده بنیانگذار آن در ایران بود. آن زمان کمونیسم یک ایدئولوژی غالب و قوی جهانی بود و با قدرت هم پیش می رفت. نه تنها در ایران بلکه در کل خاورمیانه نفوذ کرده بود و تحولات بسیاری در کشورهای مختلف عربی بوجود آورده بود. در آن سال ها همواره بحث های کمونیستی داغ بود و دارا بودن تفکرات حزب توده در دانشگاه ها، بویژه دانشگاه تهران به اصطلاح خودشان! تفکری روشنفکری به حساب می آمد. آنقدری که افراد مذهبی و مکتبی در آن زمان، از لحاظ سیاسی با کمونیست ها درگیر بودند، با نظام شاهنشاهی درگیر نبودند زیرا چهره نظام شاهنشاهی برای همه مشخص بود اما تئوری های این ها  باید بر اساس منطق و استدلال پاسخ داده می شد تا به مردم شناسانده شود. ایشان در اینگونه مسائل بسیار دقیق، حساس، توانمند و مسلط بود به گونه ای که در دانشگاه تهران بخصوص دانشکده فنی همه مصطفی را می شناختند و می دانستند که در مباحثه ها کسی نمی تواند در مقابل او و استدلال هایش بایستد.

تحصیلات و فعالیت های او در آمریکا چطور دنبال شد؟

او با بورس تحصیلی که به عنوان شاگرد ممتاز دانشگاه تهران گرفته بود به آمریکا اعزام شد. چون خانواده ما هزینه سفر به آمریکا که نه، حتی سفر به مشهد را نیز نداشتند. او در اولین یادداشت هایش پس از سفر به آمریکا _تقریبا چنین_ نوشته است که "من اینجا می خواهم از همه برتر باشم تا به همه مغرورینی که اینجا هستند و تصور می کنند که بالاترین افراد بر روی زمین هستند نشان دهم یک مسلمان و ایرانی هم می تواند برتر از دیگران بایستد و در عین حال می خواهم خاشع ترین و برترین فرد روی زمین باشم." و همین گونه هم شد. او چه دانشگاه تگزاس و چه دانشگاه برکلی شاگرد ممتاز بود و به همین دلیل نه تنها از پرداخت شهریه معاف بود بلکه برای نامنویسی در دانشگاه از او درخواست هم می کردند. حتی وقتی رساله دکترای خود را ارائه داده بود، استاد راهنمای او که یکی از شخصیت های برجسته علمی دنیا بشمار می رفت، شش ماه رساله او را نگهداشته بود و در آن مدت تلاش داشت مصطفی را برای همکاری با خودش در کارهای تحقیقاتی متقاعد کند. بدون شک اگر دکتر چمران صرفا به تحصیل علم و مباحث علمی می پرداخت، امروز به عنوان اولین ایرانی دانشمند علوم هسته ای و فیزیک پلاسما که در این موضوع کار کرده مطرح بود. او جهشی در این علم در دنیا به وجود آورد و تا جایی که بنده خبر دارم تا چند سال پیش هم تز دکترای او در همان دانشگاه برکلی تدریس می شد و روی سایت دانشگاه به عنوان یک مرجع بود اما الان مدتی است که سایت دانشگاه را ندیده ام.

او در همان زمان هم در مسائل سیاسی و مذهبی یکی مبارز قوی و عضو انجمن دانشجویان مسلمان ایرانی بود.  مصطفی همچنین با همکاری بعضی از دوستانش، انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه‏ریزی و اداره می کرد . او مسئولیت کنفدراسیون دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا که وابسته به سفارت بود و تعدادی از آنها کمونیسم ها و چپی ها بودند نیز برعهده گرفت. به دلیل این فعالیت‏ها، بورس تحصیلی وی از سوی رژیم شاه قطع شد. در آن زمان او که ازدواج کرده بود و فرزند داشت، علاوه بر تحصیل، برای گذران زندگی باید کار هم می کرد. با این حال فعالیت های سیاسی را رها نکرده و آن را با جدیت و حساسیت انجام می داد و همچنان شاگرد ممتاز دانشگاه هم بود. همچنین او بعد از فارغ التحصیلی اش در دانشکده فنی تهران و پیش از سفر به آمریکا، مدتی در این دانشگاه با یکی از اساتیدش کار می کرد که بعد از رفتن به آمریکا حدودا یک چهارم دریافتی اش که حدودا ماهی 240 تومان بود همچنان به او تعلق می گرفت. او به من وکالت داده بود که این حقوق را بگیرم و خرج تحصیلم کنم. من آن زمان دانشجوی معماری بودم که رشته بسیار پرخرجی است اما آن مبلغ هم به دلیل فعالیت های سیاسی او قطع شد.

چه عاملی او را از تحصیل در دانشگاه و مباحث سیاسی به سمت مبارزات نظامی و چریکی کشاند؟

تحصیل او مانند دانشجویان آمریکایی با فراغت خاطر نبود زیرا صرف اینکه به تحصیل و تحقیقات بپردازد او را راضی نمی کرد. البته واقعا به تحصیل علم علاقه مند بود ولی در زندگی  هدف دیگری داشت که همان مبارزه با ظلم و استکبار و نظام سرمایه داری و کمونیسم و ... بود. اما در آمریکا می دید که بخش عمده ای از فعالیت های علمی و تحقیقاتی اش علیه مسلمین استفاده می شود به همین دلیل نتوانست در آمریکا بماند. بخصوص بعد از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل و شکست اعراب، شرایط آنجا برای مسلمانان بشدت دشوار شد زیرا از سوی آمریکایی ها بویژه یهودیان ساکن آنجا بسیار مورد کنایه و تمسخر قرار می گرفتند. البته این مسائل برای او مهم نبود چون او اهل بحث و گفتگو و استدلال بود ولی فضای آمریکا دیگر برای او کوچک می نمود و به قول خودش دیگر حتی نمی توانست در آنجا تنفس کند و تصمیم گرفت به مرزهای سرزمین های اشغالی بیاید و برای آزادی قدس  با اسرائیل بجنگد. طبیعتا نخست باید جنگ یاد می گرفت و به همین منظور ابتدا به الجزایر و بعد به مصر رفت تا آموزش های نظامی ببیند. او در یادگیری فنون نظامی هم ممتاز بود و در آن مدت علاوه بر یادگیری، به فلسطینی هایی که برای آموزش دیدن تاکتیک ها و فنون نظامی به مصر می رفتند، آموزش می داد. او در آنجا جنگ های چریکی، ضد چریکی و ... را یاد گرفت و هم اکنون نیز جزوه های او نزد من هست. از آنجایی که او اهل کار تشکیلاتی بود، در آنجا نیز یک حزب مخفی به نام سماع درست کرده و مبارزات خود را آغاز کرد. اما بعد از فوت جمال عبدالناصر و آمدن انور سادات دیگر شرایط برای ماندن او در مصر مناسب نبود بنابراین به لبنان رفت.

اما ایشان در لبنان فعالیت های کاملا متفاوتی نسبت به مصر داشتند؟

دکتر چمران معتقد بود که ریشه مقاومت و ایستادگی کار فرهنگی است بنابراین فعالیت های خود را در آنجا با کار فرهنگی آغاز کرد. او در منطقه سور که در چند کیلومتری مرز سرزمین های اشغالی قرار داشت، مستقر شد، در حالی که در دانشگاه بیروت می توانست شرایط بسیار بهتری داشته باشد. سپس به مدرسه صنعتی جبل عامل رفت و به عنوان مدیر آنجا شروع به فعالیت کرد. این مدرسه وِیژه ایتام بود و زیر سخت ترین بمب باران ها قرار داشت. در آن ایام گاهی با او همراه بودم و می دیدم که او پیوسته به همه مناطق لبنان از شمال آن تا جنوب لبنان روستا به روستا سرمی زد و کار فرهنگی می کند. او در این رفت و آمدهای هر روزه نیروهای نخبه را نیز شناسایی و انتخاب می کرد و سازمان «حرکت محرومین» و «حرکت امل» را تشکیل داد که بعدها از درون آن جنبش حزب ا... بیرون آمد. سید حسن نصر ا... در آن زمان در حالی که 18 سال سن بیشتر نداشت  از دکتر چمران به عنوان فرمانده روستای خودش در جنوب لبنان به نام بازوریه حکم گرفت. او خاطره ای در این مورد نقل می کند و می گوید: به دکتر گفتم من خیلی جوانم و دکتر در حالی که دستش را  بر شانه من می زد گفت من جوانان شجاع را دوست دارم.

به هر حال جنبش انقلابی حزب الله لبنان، نتیجه آن دانه های مقاومت اسلامی بود که آن روز با دکتر چمران و امام موسی صدر- که بحق یکی از شخصیت های بارز، توانمند و تاثیر گذار در لبنان به حساب می آمد - با همکاری و حمایت هم کاشتند.

 


انتهای پیام//
کد خبرنگار : 1956

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط



چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس