پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
شنبه 04 آذر 1396

           
فصل حماسه/ حجت الاسلام مرتضی اسماعیل پور در گفت وگو با بسیج پرس
تاریخ : 04/مهر/1396 - 08:30 کد خبر : 102156

طلبه بسیجی شهید فضل‌الله اسماعیل پور علاقه فراوانی به امام خمینی(ره) و یارانش داشت

بسیج پرس - پدر شهید در گفت وگو با بسیج پرس: شهدا علاقه بسیار زیادی به امام (ره) داشتند و این علاقه زیاد سبب شد تا جوانان به اسلام پیوندی ناگسستنی بخورند.


طلبه بسیجی شهید فضل‌الله اسماعیل پور علاقه فراوانی به امام خمینی(ره) و یارانش داشت

به گزارش بسیج پرس؛ به مناسبت هفته دفاع مقدس،گفت‌وگویی صمیمانه با حجت الاسلام مرتضی اسماعیل پور استاد اخلاق حوزه علمیه نبی اکرم و امام جماعت مسجد حضرت ابالفضل ستارخان ملقب به خطیب اصفهانی است، برادر طلبه بسیجی شهید فضل‌الله اسماعیل پور و پاسدار شهید عبدالرحیم زمانی دامادشان است،در رابطه با برادر برادر شهیدشان انجام دادیم که در ادامه می‌آید :

بسم رب الشهداء والصدیقین

آنان که شهید راه حق گردیدند

مردان وزنانی که بخون غطیدند

پیروزی وبهروزی این امت را

درآینه سرخ شهادت دیدند

بانام و یاد خداوند و بااهداء عالی ترین تحیات به پیشگاه روشنگران افکارش و نظام بخش اخلاق انسانها پیامبر اکرم (ص )واهل بیت عصمت و طهارت (ع) سخن خودرا درمعرفی برادرشهیدم: طلبه بسیجی ( فضل الله اسماعیل پور ) آغاز می کنم:

 

ای کاش من 40 فرزند داشتم و یکایک را درراه امام حسین (ع) تقدیم می کردم

پدر مرحومم حاج غلامرضا ازشیفتگان امام خمینی (س) و مقلدین ایشان بود و علاقه فراوانی به علماء و روحانیت داشت. بطوری که که از میان 5 فرزندش،3 فرزندش به ترتیب مرتضی، فضل الله و محمدرضا طلبه شدند. که محمدرضا هم اکنون دراوقاف اصفهان مشغول به فعالیت است و از شاگردان آیت الله العظمی مظاهری است. فضل الله تا پایه چهارم حوزه را درمدرسه اقدمیه ادامه داد تا دوران دفاع مقدس پیش آمد و به پدر مرحومم گفت: پدر من در این شرایط حساس نمی توانم به درس خواندن ادامه دهم و می خواهم باتفنگم، بامسلسلم به اسلام و بشریت خدمت کنم. پدرگفتند: ای کاش من 40 فرزند داشتم و یکایک را درراه امام حسین (ع) تقدیم می کردم. هنگامی که به جبهه رفته بود در یکی ازنامه هایش نوشته بود: به پدر بگویید اگرشهید شدم نگران نباشید خون من ازخون علی اصغر رنگین‌تر نیست که درراه دین به شهادت رسید، قبل از اعزام به جبهه هرشب در پایگاه بسیج شهرمان شهرضا پایگاه شهید باهنر بود و اکثر شبها تاصبح بیدار بود.

او به عنوان یک نفر از امت حزب الله از طرف بسیج سپاه پاسداران به جبهه اعزام می‌شود و پس از 9 ماه مقاومت و پایداری در سنگرهای خون و شرف ودر تنگه چزابه به شهادت می‌رسد و خمپاره خصم پلید بعثی سرش را می‌شکافد و با فریاد یا مهدی ادرکنی جان می‌سپارد.

 

اینجا دانشگاه است، دانشگاه شهادت ، شهامت ، ایثار و مردانگی است

فرازی از وصیت نامه شهید

خانواده عزیزم ، امت اسلامی ؛ من در این مقطع حساس از تاریخ خونبار انقلابمان نمی توانستم با تعلیم و تحصیل علم به اسلام و قرآن کمک و خدمت نمایم ، بلکه باید با تفنگم به اسلام و بشریت خدمت کنم ، عزیزان اینجا دانشگاه است، اینجا دانشگاه شهادت ، شهامت ، ایثار و مردانگی است، اینجا تجلی گاه عشق و ایمان است . عزیزان این آخرین نامه ای است که برایتان می فرستم از شما می خواهم که پیام وفاداریم را به امام و امت برسانید.

در زمانی که ریبرال‌ها ناجوانمردانه برادران و خواهران حزب ال را متهم به چماقداری می‌کردند و جبهه اسلام تنها قتلگاه شهیدانی شده بود که در خط امام بودند و در راه روح الله جان می‌باختند، برادرمان فضل الله در جبهه بود که در یکی از نامه هایش با دلی پر از درد خطاب به برادرانش  می‌گوید‌: ای برادرانم نمی‌دانید که چگونه بنی صدر خائن در جبهه دارد موقعیت خودش را تثبیت میکند و به خیال خام خود می‌خواهد ارتش توانمند اسلام را هماهنگ با اهداف پلید خود سازد اگر کسی انتقاد کند طرفداران او به یاران صدیق امام توهین می‌کنند و در پایان نوشته بود مرگ بر ابوالحسن آریا مهر، درود بر سه یاور خمینی، هاشمی و دو سید حسینی.

شهید فضل‌الله اسماعیل پورعلاقه فراوانی به یاران باوفای امام امت داشت 

علاقه فراوانی به یاران باوفای امام امت داشت به شهید مظلوم بهشتی،باهنر ،آیت الله خامنه‌ای،هاشمی رفسنجانی عشق می‌ورزید و در وصیت نامه‌اش نوشته بود عکس‌هایی از چهره تابناک روحانیون مبارز و متعهد در خط امام را پیشاپیش جنازه‌ام حرکت دهند تا دشمنان بدانند که من در راه این عزیزانم شهید شده ام.

 

در آن شبی که فردایش خبر شهادت او را به خانواده اش گزارش میدهند مادر بزرگش درعالم خواب می‌بیند که پبکرفرزندش غرقه به خون در بیابانی افتاده است و سیدی بزرگوار بر جنازه او نشسته است و خون‌های چهره‌اش را پاک می‌کند ایشان سوال کردند شما چه کسی هستید که فرزندمان را در دامان گرفته اید حضرت می‌فرمایند من حسین ابن علی (ع)  هستم.

فردای آن شب هنگامی که جنازه اش را نشان مادر می‌دهند روی زخم سربسته بودند تا او نبیند خطاب میکند: من سر شکافته فرزندم را دیده ام بگذارید تا نگاه کنم و جانم قوت بگیرد که فرزندم در راه حسین (ع) شهید شده است. پس از شهادت او را در خواب دیدن که برگشته و تنها آرزویش این است که می‌خواهم دوباره به به جبهه بروم بار دیگر اورا در عالم رویا می‌بینند که زیر لب این سخنان را زمزمه می‌کند لقد استطمعو کم القتال( نهج البلاغه خطابه 51 )

کلامی است که حضرت علی (ع) در جنگ صفین هنگامی که معاویه و لشکرش به شریعه فرات دست یافتند حضرت خطابه ای شور انگیز ایراد فرمودند خطاب به یاران : یا باید از تشنگی بمیرید و یا باید تسلیم دشمن شوید و یا اینکه بجنگید و پیروز شوید و لب تیغ تیز را سیراب خون سازید تا لبانتان به آب برسد . ان الموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاه فی موتکم قاهریتن.

مرگ است در زندگی ذلت بار و زندگی جاوید است در مرگ پیروزمندانه. گویا این پیام او بوده و این راهی است که امت شهید پرور ما باید انتخاب کند یا سعادت و پیروزی و یا شهادت در راه خدا و این شعار امت ما بوده و هست :  

                                      می‌جنگیم، میمیریم، سازش نمی‌پذیریم        جنگ  جنگ تا پیروزی  

 
خانواده ما بویژه پدر مرحومم ومادر بزرگوارم شیفته مکتب امام حسین (ع) بودند وهستند وعلاقه خاصی به امام راحل (ره) و رهبرمعظم اتقلاب دارند و راه امام را راه امام حسین (ع) می دانند. بنابراین از شهادت درراه خدا استقبال می کنند ما درزمان دفاع مقدس ازطرف حوزه به جبهه ها اعزام می شدیم ولی بنده لیاقت شهادت نداشتم ولذا ما تاآنجا که بتوانیم ازهر راهی به انقلاب ونهضت امام کمک می نماییم.

 


انتهای پیام//
کد خبرنگار : 1952

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط



چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس