پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
دوشنبه 03 مهر 1396

           
همسر شهید احمدی روشن در گفت وگو با قسم
تاریخ : 14/شهريور/1396 - 11:20 کد خبر : 101160

مهمترین آرزویم برای پسرم این است که مانند پدرش "افتخار" شود

بسیج پرس - همسر شهید احمدی روشن گفت : من از آرزوی علیرضا خبر ندارم چون پسری است که خیلی اهل گفتن و حرف زدن نیست ولی من برایش آرزو دارم کسی شود مثل پدرش.


مهمترین آرزویم برای پسرم این است که مانند پدرش

به گزارش بسیج پرس به نقل قسم از حوزه 140 مقربین  ناحیه مقاومت بسیج شهید مفتح ، همسر شهید مصطفی احمدی روشن از شهدای عرصه جهاد علمی پیرامون این شهید بزرگوار و بیان خاطراتی به گفت‌و‌گو نشسته است که متن آن رادر زیر می خوانید:

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما، بسیار خوشحالیم که توفیق یافتیم به منزل شهید احمدی روشن بیایم. پیرامون خود شما و آقا مصطفی سوالاتی هست که از خدمت شما می پرسم.

 شما کجا متولد شدید؟

چون پدر من نظامی بودن در اصفهان متولد شدم .چند سال در بندر عباس بودیم و از اول دبستان به تهران آمدیم و راهنمایی و دبیرستان را مدرسه  علوی گذراندم .در دوران مدرسه بچه بدی نبودم، تقریبا درس خوان و معمولا شاگرد اول، دوم و یا سوم بودم و معدلم همیشه بالای 19 بود و چون مادرم معلم زیست بود علاقه  زیادی به درس زیست داشتم .

شغل مورد علاقه  شما در دوران کودکی چه بود و در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید؟

 مادرم معلم بود من هم در مدرسه خیلی علاقه داشتم درس ها را به بچه ها توضیح بدم و بچه تقریبا زرنگی بودم همیشه فکر می کردم معلم بشوم و همینطور هم شد، در حال حاضر هم به شغل انبیا مشغول هستم .

 محیط دانشگاه چگونه بود؟

محیط دانشگاه شریف فوق العاده بود و هنوز که هنوزه من جو دانشگاه شریف را از همه  دانشگاه ها برتر می دانم. خیلی خوب بود ولی چیزی که ما را اذیت می کرد سخت گیری های اساتید بود که گاهی ما را تا مرز افتادن می کشاند و ما هم حرص می خوردیم و گریه می کردیم ولی واقعا جو خوبی بود و بچه های مذهبی زیادی داشت .

 فعالیت شما در بسیج چگونه بود؟

دانشگاه بسیج خیلی قوی ای داشت. ورود من به بسیج از اردو جنوب شروع شد که با بچه ها آشنا شدم. اولین فعالیتم در بسیج سال 80-79 برگزاری اختتامیه ای برای همان اردو بود، بچه های بسیج دانشگاه بسیار خونگرم و دوست داشتنی بودند و خیلی چیزها دغدغه بود و اون موقع ها خودم خیلی دغدغه شهدا و کنگره شهدا داشتم که بعد از بسیج هم وارد کنگره شدم .

نحوه  آشنایی شما با شهید احمدی روشن چگونه بود؟

نحوه ی آشنایی من با آقا مصطفی از طریق دانشگاه بود هر دو در دانشگاه شریف بودیم و من شیمی می خواندم و اقا مصطفی هم مهندسی شیمی بود ، از طریق بسیج با هم آشنا شدیم و خیلی سنتی باهم ازدواج کردیم، ایشان من را دیدند و پسندیدند .طی مراحلی ایشون آمدند خواستگاری البته آن موقع ایشان هنوز سربازی نرفته بودند و کار نداشتند و درسشان هم تمام نشده بود، یک مدتی صبر کردند اوضاع شان که روبه راه تر شد دوباره اومدن خواستگاری و ما سال 82 با هم ازدواج کردیم .

 ملاک های شما برای انتخاب همسر آینده تان چه بود و کدام یک از آنها را در شهید دیدید که ایشان را به همسری پذیرفتید؟

ملاک هایی که من برای همسرم داشتم خیلی زیاد بود ولی مهمترین ملاکم این بود که خیلی دوست داشتم انسانی با ایمان باشد و از شهدا الگو بگیرد، یک چنین زندگی داشته باشد. چون آن زمان من خودم خیلی کتاب های نیمه پنهان ماه و از این دست کتاب ها را می خواندم و با شهید همت آشنا شده بودم و خیلی دوست داشتم یک چنین همسری داشته باشم.

آقا مصطفی فوق العاده مهربان و صادق و مومن بودند و با توجه به اینکه هم دانشگاهی بودیم یکسری فعالیت های ایشان را میدیدم به خاطر همین موضوع به ایشان اعتماد کردم .

 زندگیتان را با چه مقدار سرمایه مالی آغاز کردید؟

مقدار سرمایه اولیه ما خیلی محدود بود یعنی ایشان در واقع هیچ سرمایه ای نداشت چون یک جوانی بود که هنوز درسش تمام نشده و کار ندارد و وضعیت مالی اش خیلی سطح پایین بود بنابراین تقریبا ما از صفر شروع کردیم و همزمان که ایشان رفتند سرکار و تازه حقوق گرفتن ما ازدواج کردیم .

 شما نظر شهید را درباره ی شهادت می دانستید؟

آقا مصطفی یک روحیه ای که داشتند هیچ وقت از شهادت حرفی نمی زدند خیلی بگو بخند و شوخ بود و من قبل از ازدواج با ایشان خواب شهادتشان را دیده بودم به همین خاطر همیشه می دانستم که ایشان شهید می شوند و به این امر ایمان قلبی داشتم به همین جهت خیلی باه ایشان شوخی می کردم و می گفتم که کی شهید می شوی؟ ، خودشون هم همیشه به شوخی می گفتن بادمجون بم آفت ندارد ولی خب دوستانشان بعد شهادت تعریف می کردند که آقا مصطفی بسیار طالب شهادت بودند  بطوریکه یک امام زاده ای نزدیک محل کارشان در نطنز بود که ایشان آنجا می رفتند و آنجا نذر و خیلی مواقع شعر برای حضرت ابوالفضل می خواندند و گریه می کردند و از خدا شهادت را طلب می کردند و یا به دوستانشان می گفتند که من هفت سال در این بیابانهای نطنز رفتم و امدم که خدا شهادت را به من بدهد و این علاقه به شهادت همیشه در وجودشان بود ولی به خانواده ابراز نمی کردند .

 خصوصیات رفتاری از شهید که شما دوست داشتید کدام اند؟

ایشان هر کاری می کردند من دوست داشتم چون ایشان از هر نظر یک انسان تمام و کمالی بودند مهربانی شان، صداقتشان، اخلاق خوبشان، همسرداری شان، فرزند داری شان و سبک زنگی شان که خیلی شبیه به آن چیزی بود که من می خواستم به خاطر همین تمام رفتار هایشان را می پسندیدم و خیلی باهم تفاهم داشتیم .

 شرایط کاری شهید احمدی روشن چگونه بود؟

تقریبا هم زمان با ازدواج ما بود که کار ایاشان در انرژی اتمی درست شد، بعد از فارق التحصیلی وارد گزینش نطنز شدند یک چند ماهی آن جا بودند و بعد وارد سایت نطنز شدند و شرایط کاریشان خیلی سختی بود.

خب تهران که نبود نطنز بود و ایشان باید بین تهران و نطنز رفت و آمد می کردند و شرایط کاری بسیار دشواری داشتند و سختی های کاری شان در آن محیط خیلی زیاد بود ولی کارشان رو خیلی دوست داشتند .

زمانی که آقا مصطفی وارد سایت شدند سانتریفیوژ ها هنوز پلمپ بود و خیلی دوست داشت که کار پیشرفت کند ولی در آن زمان کار زیادی در نطنز انجام نمی شد و فشار های روحی زیادی روی ایشان بود و تلاش می کردند بعد از برداشته شدن تعلیق ها بتوانند فعالیت ها رو از سر بگیرند ولی رفت و آمد بین تهران و نطنز خیلی شرایط را سخت می کرد که هرکسی حاضر به رفتن آنجا نبود و این در حالی بود که حقوقی هم که می دادند حقوق بالایی نبود .

 خط قرمز های شهید در زندگی و محیط کار چه بود؟

خط قرمز های آقا مصطفی مثل خط قرمز های بچه های مومن و مذهبی، هرچه شرع میگفت، خط قرمز ایشان بود، حالا در زمینه ی حلال و حرام باشد و یا چیزهای دیگر ، در اصل ملاک اصلی زندگیشان شرع بود و ما اگر در زندگی به مشکلی برمی خوردیم شرع حاکم بود بین مان در مورد محیط کاریشون درواقع حلال و حرامی بود که اگر در محیط کاریشون رعایت نمی شد عصبانی می شدند خیلی ها را عزل کردند البته زمانی که پست داشتند .

با توجه به اینکه می دانستند از پول بیت المال دارند استفاده می کنند حواسشان بود، یکی از خط قرمز های خیلی مهم شان ولایت فقیه بودند و حرفای حضرت آقا ، چون آن زمان که ایشان بودند حضرت آقا خیلی تاکید داشتند که حتما سایت نطنز فعالیت خودش را شروع کند و ما به غنی سازی  سه و نیم و بیست و هشت درصد برسیم ولی خیلی مشکلات وجود داشت، تحریم ها بود، کارشکنی های بسیاری وجود داشت و با وجود اینها خیلی ها منصرف میشدن یا خسته می شدن ولی آقا مصطفی اصلا کوتاه نمیومدن و وقتی کارد به استخونشون میرسید به دوستانشون گفته بودن که من اینجا رو جوری میسازم که حضرت آقا میخواد بنا براین ولایت براشون یکی از بزرگترین خط قرمز ها بود .

 چه زمانی جای خالی همسرتان را بیش از همیشه احساس کردید؟

شهید احمدی روشن و بقیه شهدا شخصیت بسیار بزرگ والایی دارن و مانند ستون خیمه هستند و اگر نباشند انگار اون خیمه سرپا نیست منم همینجورم آقا مصطفی با اینکه خیلی موقع ها منزل نبودن ولی اونقدر تکیه گاه بزرگی بودن که من می تونستم نبودن هایشان را تحمل کنم ولی با شهادت خب این ستون خیمه برداشته می شود بنابراین در تک تک لحظات، عدم حضورشان را احساس میکنم ولی خب قضیه شهادت فرق می کند چون شهدا زنده اند و خیلی مواقع خودشان شاهدند و ناظر و خیلی جاها کمک می کنند بنابراین این عدم حضور،؛ فیزیکی است و نه عدم حضور معنوی و 

آرزوی فرزندتان چیست؟ و شما چه آرزویی برایش دارید؟

راستش را بخواهید من از آرزوی علیرضا خبر ندارم چون پسری است که خیلی اهل گفتن و حرف زدن نیست ولی من برایش آرزو دارم کسی شود مثل پدرش.

 به نظر شما بارزترین خصوصیت همسرتان که ایشان را لایق شهادت کرد چیست؟

بارزترین خصوصیت آقا مصطفی و همچنین بقیه شهدا به نظر من اخلاصشان است چون آقا مصطفی در زمینه کاری خیلی اذیت شدند و به قول دوستشان اگر آقا مصطفی یک بار در 21 دی شهید شدن هزاربار در روزهای دیگردر محل کارشون شهید می شدند به خاطر شرایط بسیار سختی که کارشون داشت و تحریم هایی که بود، کارشکنی های داخلی یا خارجی که بود.

بنابراین بسیار تحت استرس و فشار بودن و به نظر من هم روزی هزار بار ایشون شهید می شدند، به خاطر همین خیلی از کارهایی که ایشان انجام می دادند را نمی گفتند و یکی از دوستان نزدیکشان می گفت هر اتفاق مهمی که در سایت نطنز و در صنعت هسته ای افتاده باشد یا اصل آن ماجرا با وجود آقا مصطفی بوده یا مصطفی یکی از اصلی ها بوده است و ایشان فاتح پیروزی های بزرگ در صنعت هسته ای بوده اند  و به دلیل شرایط تحریم ها نمی شد این پیروزی ها را بیان کنند خیلی مواقع حتی متهم هم می شدند و از جهات مختلف برایشان پرونده درست کرده بودند .

ایشان بسار تحت فشار بودند و  آن شرایط باعث شده بود که ایشان روز به روز خالص تر بشود و به نظرم مهم ترین ویژگی شان اخلاص اقا مصطفی بود.

کدام ویژگی شهید را به شاگردانتان توصیه می کنید؟

روحیه شکست ناپذیری و آن نا امید نشدنها و اتکا به خداوند و توکل رو به آنها توصیه می کنم، چون آن چیزی که الان در بچه های ما خیلی وجود دارد و خودش را نشان می دهد نا امیدی از آینده است.

عدم تلاش و روحیه افسرده و اینکه کشورشان یک کشور عقب مانده می دانند البته نه همه و این اعتقاد و عِرق به وطن و این که خودشان رو باور داشته باشند این مهمترین چیزی هست که فکر میکنم. این را خیلی دوست دارم به بچه ها بگویم که به چیزی که به آن اعتقاد دارید واقعا می رسید به شرطی که نا امید نشوید و پشت کار داشته باشید ، ما ایرانی ها چیزی کمتر از ابر قدرت های جهان نداریم به شرطی که آن باور و اعتقاد وجود باشد.

 حرف آخر؟

با این شرایط دنیا که کشور ما وسط یک میدان آتش است و علمدار این کشور رهبر انقلاب است اگر ما قدر این رهبر را ندانیم و به دستوراتش عمل نکنیم ضربه بدی می خوریم بنابراین پیروی از ولایت فقیه مهمترین حرفی است که می توانم برای حرف آخرم داشته باشم.

قطعا مهمترین رسالت مادران و همسران شهدا روایت سبک زندگی شهدا است و ما به داشتن آنها افتخار میکنیم و همیشه قدردان زحمات آنها هستیم.

 


انتهای پیام//

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط



چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس