پیوندها درباره سایت ارتباط با ما
   
سه شنبه 30 آبان 1396

           
تاریخ : 04/شهريور/1396 - 12:36 کد خبر : 100194

دیدار نمایندگان جامعه قرآنی با خانواده شهید سعید فرشچی نصر

بسیج پرس - رحیم قربانی رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج سپاه محمد رسول الله همراه با نمایندگان جامعه قرآنی با خانواده شهید سعید فرشچی نصر از شهدای جامعه قرآنی شهر تهران دیدار کردند .


دیدار نمایندگان جامعه قرآنی با خانواده شهید سعید فرشچی نصر

به گزارش خبرنگار بسیج پرس ، رحیم قربانی رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج سپاه محمد رسول الله همراه با نمایندگان جامعه قرآنی با خانواده شهید سعید فرشچی نصر از شهدای جامعه قرآنی شهر تهران دیدار کردند .

رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج سپاه محمدرسول الله تهران بزرگ در ابتدای این مراسم با ذکر مقدمه ایی در معرفی فعالیت های این مجموعه گفت : امروز اول ذی الحجه است سالروز ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا را تبریک عرض می کنم ،خدا را شکر می کنیم که در این روز توفیق دست داد که خدمت خانواده یکی از شهدای قرآنی برسیم و این جمعی که حضور دارند به نمایندگی از قاریان ، حافظان، اساتید و فعالان قرآنی خدمت شما رسیدند .

قربانی در ادامه افزود : از دی ماه سال 92 جمعی به اسم ستاد شهدای قرآنی ، جهت شناسایی و معرفی شهدای قاری، حافظ ، معلم و فعال قرآنی شکل گرفت و همه دستگاه ها و نهاد های قرآنی پای کار آمدند .

وی در پایان سخنانش گفت : امروز آمده ایم تا از شما بشنویم سبک زندگی این شهید بزرگور را که آیات قرآن را به عینه در زندگی شان پیاده کردند و در راه حفظ آرمان های قرآن  و اسلام و انقلابمان تا پای جان جنگیدند .

پدر شهید سعید فرشچی نصر ضمن خوشامدگویی به حاضران در سخنانی به تشریح ابعاد زندگی فرزند شهیدش پرداخت و گفت : در بحث شهداء تنها شهید وابسته به ما مطرح نیست چون اگر همه شهدا برای دفاع نمی رفتند معلوم نبود که تکلیف و آینده مملکت و دین در کشور ما چه بود .

وی در ادامه گفت : من یادم هست که سه سالی مدرسه آیت الله مجتهدی می رفتیم ، آنجا آقای خندق آبادی از منبری های خوب آن زمان می گفتند خداوند متعال می فرماید ما دین را خودمان حفظ می کنیم هیچ تضمینی برای اینکه به کمک شما این کار انجام شود وجود ندارد پس باید بسیار مراقب دین خودتان باشید .  

پدر شهید افزود : ما از  روز اول قرارمان با حاج خانم این بود که حتی اگر ما با نان خالی زندگی کنیم باید بچه ها را به مدرسه هایی بفرستیم که پروش بر آموزش مقدم باشند چون مدارس خوب که آموزش خوب می دهند و در کنکور نتایج خوبی می گیرندو نظایر آن زیاد است اما بحث تربیت و پروش که مطرح می شود تعداد مدارس خوب اندک است .

وی در ادامه گفت ما با پدر آقای علیزاده (همرزم شهید) از قدیم دوست بودیم و مدرسه هم که اینها را می خواستیم بگذاریم در مدرسه قدس که آقای آل اسحاق که اهل علم و شخص محترمی بود مدیر مدرسه بودند و ما هم به اعتبار ایشان بچه ها را در سال 49 برای سال اول دبستان در این مدرسه  ثبت نام کردیم اما آقای آل اسحاق به مدرسه محبان حسین رفتند ما هم بچه ها را به مدرسه محبان حسین بردیم و تا دوره راهنمایی هم در آنجا بودند و دبیرستان هم در مدرسه کمال که شهید رجایی در آنجا درس می دادند درس خواندند .

آقای فرشچی افزود : در زمان انقلاب دو سال دانشگاه ها تعطیل شد و ایشان در همان موقع جذب حزب جمهوری اسلامی شدند و در حلقه مریدان شهید بهشتی درآمدند و در آنجا شاخه دانش آموزی حزب را با آقای فیاض بخش ایجاد کردند البته ایشان در کنکور هم شرکت کرده بودن حائز رتبه 27 آزمون سراسری شدند

 پدر شهید در ادامه بیان کرد : شهید فرشچی بعد از دوسال شرکت در برنامه های حزب گفتند من می خواهم طلبه شوم که در ابتداء من فکر کردم ایشان بر اساس احساس و جو آن زمان می خواستند طلبه شوند خب بالاخره در آن زمان اکثر سران انقلاب و نظام اهل علم بودند و روی این حساب من فکر می کردم ایشان بر اساس جو غالب می خواهد طلبه شود .

وی در ادامه گفت : من همیشه با ایشان صحبت می کردم و می گفتم که کشور ما در این موقعیت نیاز به متخصصین از قبیل مهندس وو پزشک دارد و شما می توانید یک مهندس یا پزشک متدین باشید خصوصا آنکه من از مرحوم آیت الله مجتهدی شنیده بودم که به طلابی که معمم می کردند می فرمودند مبادا بعدا این لباس را از تن خود درآورید ، من نگران این بودم که نکند ایشان بعدا لباس روحانیت را کنار بگذارند .

آقای فرشچی در ادامه گفت : اما ایشان در جواب من می گفتند که ما اگر مهندس و پزشک کم داشته باشیم می توانیم از خارج وارد کنیم ولی آیا می توانیم استاد مطهری را از خارج وارد کنیم و من متوجه شدم که هدف ایشان برگ است و به اجتهاد فکر می کنند و تا زمان شهادتشان درس را از لحاظ کتاب به رسائل و مکاسب رسانده بودند .

پدر شهید درادامه افزود : ایشان از ابتدای سال 64 اعزام به جبهه را شروع کردند، یکبار در جبهه غرب شرکت کرد که عمیات برگزار نشد و بازگشت و بار دیگر برای والفجر 8 به عنوان راننده آمبولانس اعزام شدند و بار دیگر برای کربلا 4 شرکت کردند که در آنجا گفتند به راننده آمبولانس نیاز ندارند بلکه به مبلغ نیاز دارند و به همین جهت ایشان اینبار با لباس روحانیت برای عملیت اعزام شدند .  

وی افزود : بعد از عدم الفتح عملیات کربلا 4 هنوز حرفی از عملیات کربلا 5 به میان نیامد بود، ایشان هم در منطقه مانده بودند و زمانیکه با ایشان تماس گرفتم گفتند که  نماینده حضرت امام آمدند اینجا و گفتند آقایان اهل علمی که کاری ندارند بمانند ، ایشان هم تا عملیات کربلا 5 آنجا ماندند.

پدر شهید افزود : آقا مسعود دوست ایشان در طی عملیات مجروح می شوند و آقا سعید ایشان را عقب می آورند  و خودشان می روند جلو برای ادامه عملیات و در این عملیات به شهادت می رسند .

مادر شهید در ادامه با ذکر خاطره ایی از شهید گفت : قبل از تولد سعید خوابی دیده بودم که دیدم ماه بالای سر من قرار گرفته و هر جا می روم دنبال من می آید ، می گفتم چه زمانی این خواب من تعبیر می شود ، بعد از  انقلاب که جنگ شروع شد با خودم  گفتم ایشان شهید می شود خواب من را تعبیر می کند و هر بار که ایشان به جبهه می رفتند و تن و بدن ما می لرزید .

وی در ادامه گفت من هر وقت ایشان به جبهه می رفتند نمی توانستم به بدرقه شان بروم همیشه خودم را به خواب می زدم تا ایشان بروند و رد شوند و از پنجره رفتنشان را نگاه می کردم ایشان فکر می کرد من خواب هستم در صورتی که از شب قبلش نخوابیده بودم.

در پایان این مراسم با اهدای لوحی از طرف جامعه قرآنی از خانوده شهید سعید فرشچی نصر تقدیر به عمل آمد .  

 

 


انتهای پیام//
کد خبرنگار : 1953

           


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"بسیج پرس" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"بسیج پرس" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.






چند رسانه ای

آخرین اخبار
پربازدیدترین
اخبار رده ها

خبرگزاری سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ - بسیج پرس