اصلاح‌طلبان و جریان اعتدالی توانسته‌اند لایه‌های مختلفی را به پذیرش این ادعا که مقاومت هزینه‌زاست هدایت کنند؛ اینجاست که آمریکا به این جریان امید بسته است.

به گزارش بسیج پرس، مهدی گیوه‌کی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی با عنوان «چرا اصلاح طلبان همچنان نقطه امید آمریکا در ایران هستند؟»‌ نوشت:

اخیرا اندیشکده آمریکایی رند (Rand) در نوشته ای ضمن تحلیل شاکله و ساختار تصمیم‌سازی در جمهوری اسلامی ایران خطاب به دولتمردان و تصمیم گیران ایالات متحده آمریکا آورده است: «مقامات و کارشناسان حوزه ایران در واشنگتن باید ماهیت واقعی سیاست‌گذاری در تهران را درک کنند. باید دو دیدگاه در ایران را مورد توجه قرار دهد، اردوگاه حامیان آرمان‌‌های جمهوری اسلامی که برای نیل به آن مبارزه می‌کنند و اردوگاه حامیان روابط ایران با آمریکا که برای آینده این روابط فعالیت می‌کنند؛ بر اساس این ادراک و توجه، واشنگتن برای مقابله با ایران تنها به راه‌هایی برای تقویت موقعیت میانه‌روها نیاز خواهد داشت.»

آمریکایی ها معتقدند جریانی که به زعم آنان تندرو نام دارد «اقدامات تهاجمی را به عنوان راهی برای زیرپا گذاشتن حقانیت و تأثیر دولت روحانی دنبال می کند. تندروها، سیاست هایی را برای تضعیف افراد میانه رو در داخل و خارج از کشور اجرا می کنند و عملکرد روحانی را در صحنه بین المللی دشوارتر می کند».

بنا بر نظر این اندیشکده آمریکایی، تنها عاملی که منجر به تغییر در ایران خواهد شد حمایت از جریانهای داخلی این کشور است. این در حالی است که استراتژی ترامپ مبنی بر فشار حداکثری بر ایران نتیجه ای جز ثبات و بقای جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت.

در این راستا نشریه آمریکایی بلومبرگ نیز تأکید می‌کند که آمریکا باید از عناصر داخلی ِ خواهان تغییر حمایت کند. این نشریه می افزاید عناصری مانند اصلاح طلبان که خواهان تغییر قانون اساسی کشور هستند و به دنبال تحدید رهبری، اختیارات و نهادهای زیر مجموعه ایشان هستند باید مورد توجه ویژه و حمایت آمریکا قرار گیرند.

بی تردید بررسی آنچه که آمریکایی به دنبال طرح و بیان آن بوده و کوشش دارند از خلال آن راهی به اذهان لایه هایی از جامعه ایران بگشایند بیانگر تصریح آنان بر دو موضوع اصلی است. نخست، تعریف نیروها انقلابی ذیل «تندرو» و ایراد اتهام به آنان و دوم، تعریف نوعی از وادادگی، تسلیم و سازش با آستری از تعقل تحت عنوان میانه رو ها.

*چرایی امید آمریکا به اصلاح طلبان

تاملی بر تاریخ جریان های سیاسی کشور پس از انقلاب اسلامی نشان دهنده آن است که از بدو پیدایش جریان دوم خرداد در ایران در سال های میانی دهه ۷۰، این جریان چشم امید آمریکایی ها در داخل ایران بوده و حتی در مقاطعی عملا و علنا از این جریان حمایت آشکار شده است. حمایت هایی که برایند آن حمایت بابت استحاله آنان و قرار گرفتن برایند توان فکری و عملی آنان در اقدام حتی عملی علیه انقلاب اسلامی نیز بوده است.

اصلاح طلبانی که روزگاری با تابلوی مبارزه با استکبار در میدان بودند حال در یک دگردیسی هویتی از مبارزه با استکبار به ترجمانی محض از داده های و انباشت های تئوری های غربی می رسند، غایت خود را دموکراسی بزک کرده تعریف و بر این باورند که

– روزگار انقلاب به پایان آمده

– برای «رشد محوری» باید سیاست خارجی ایدئولوژیک را به کنار گذاشت و انقلابی گری را از این ساحت به مرخصی روانه کرد

– باید علاوه بر کدخدا با سگ هار وی نیز نرمش قهرمانانه داشت و …

از سوی دیگر نیز باید باور داشت که غرب و مشخصا آمریکا برای رسیدن به هدفی که در ایران دنبال می کنند، نیاز به ابزاری در داخل دارند تا بتوانند به وسیله آن سیاست های خود را پیاده کنند. ابزاری که به دلیل وجود دموکراسی در ایران می تواند با صحنه سازی و فریب مردم مشروعیت سیاسی نیز کسب کند! طیف اصلاح طلب و اخیرا اعتدالی با توجه به مبانی فکری و عملکرد بهترین گزینه و نقطه امید آمریکا در ایران محسوب می شوند.

مواضع و عملکرد اصلاح طلبان طی ۲۲ سال گذشته باعث شد تا بارها مقامات آمریکا و اسراییل از اصلاح طلبان به عنوان، سرمایه اجتماعی، خط مقدم آمریکا!، بزرگترین سرمایه و … در ایران نام ببرند.

برای مثال جرج بوش سال ۲۰۰۸ قبل از سفر خاورمیانه در نطق رادیویی با حمایت از اصلاح طلبان از بیروت تا تهران گفت: «ما از دموکرات ها واصلاح طلبان از بیرون و بغداد تا دمشق و تهران حمایت خواهیم کرد و در کنار آنها خواهیم ایستاد.»

وی در سال ۲۰۰۸ (یکسال قبل از فتنه ۸۸) نیز در اظهاراتی اصلاح طلبان ایران را خط مقدم آمریکا خواند و گفت: آنها با چالش های فراوانی روبرو هستند و چشم امیدشان به ماست.

در ایام فتنه ۸۸، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرد که «اصلاح‌طلبان بزرگ‌ترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند!» همچنین شیمون پرز، رئیس‌جمهور رژیم اسرائیل گفت: «اصلاح‌طلبان به نمایندگی از اسرائیل با رژیم اسلامی ایران می‌جنگند».

طرح موضوعاتی نظیر حاکمیت دوگانه، خروج از حاکمیت، حذف نظارت استصوابی، تحصن و استعفا، ساختار شکنی های متعدد، تلاش برای تضعیف و به چالش کشیدن ارکان نظام، فتنه ۷۸، قتل های زنجیره ای، فتنه ۸۸ و عدم تمکین به قانون، نامه اصلاح طلبان به رییس جمهور آمریکا در سال گذشته یا واکنش اصلاح طلبان به سرنگونی پهپاد جاسوسی گلوبال هاوک آمریکا که پس از آن خواستار جلوگیری از «اقدامات تنش آفرین سپاه» و پس از آن مذاکره با آمریکا شدند از دیگر مواردی است که می‌توان بعنوان شاهد برمثال موضوع آورد، هرچند که اگر قرار باشد این دست موضوعات را کنار هم چید هرچه بیشتر به این نوشته افزوده خواهد شد.

اصلاح طلبان طی ۲۲ سال گذشته با جاده صاف کنی برای غرب عملا توصیه اندیشکده رند به سیاستمداران آمریکایی را اجرایی کرده اند! جریانی که هر دوره برای کسب مشروعیت مردمی وارد انتخابات ها شده اند و هربار نیز مردم ضرباتی سنگین از این جریان خورده اند و هم اکنون نیز این جریان مورد اعتماد غرب به دنبال سازش با آمریکا ست و هرروز شاهد پالس های این جریان به افکار عمومی هستیم.

اصلاح طلبان و جریان اعتدالی توانسته اند لایه های مختلف نخبگی در میان جامعه، جریانهای سیاسی و نهادهای دولتی را به مرحله ای از پذیرش این ادعا که مقاومت هزینه زا است و کمکی به بهبود معیشت و توسعه اقتصادی نمی کند و در مقابل راهبرد سازش در صورت تحقق کلید توسعه و رفاه و بهبود معیشت است را هدایت کنند. دقیقا همان نقطه ای که آمریکا می خواهد و اینجاست که به این جریان امید بسته است.

هم اکنون زمان تقابل با لایه های عمیق نفوذ و حضور آمریکا در انقلاب اسلامی است. لایه های عمیقی که عملا سال هاست پیاده کننده منویات آمریکا در ایران هستند.

انتهای پیام/