نشست گفت و گو میان یکی از مسئولان ارشد دوران جنگ تحمیلی و یکی از مورخان برجسته آن دوران حاوی نکات فراوانی بود که با سوال مهمی از سوی فرمانده از مورخ و مخاطبان مواجه شد: در این حرفها دنبال چه چیزی می‌گردیم؟

آخرین جلسه از سلسله نشست های «ناگفته های جنگ» که توسط خانه اندیشمندان علوم انسانی در هفته دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست که به گفت و گو میان “محسن رفیق دوست” وزیر سپاه در دوران دفاع مقدس و “جعفر شیرعلی نیا” از محققان و مورخان دوران جنگ با موضوع «فراز و فرود فرماندهی جبهه ایران در جنگ و اختلافات ارتش و سپاه» برگزار شد که رفیق دوست با تاکید بر آنکه هیچ گونه اختلافی میان فرماندهان نظامی ارتش و سپاه در دوران جنگ وجود نداشت، مسائل مطرح شده را محدود به اختلاف نظرهای کارشناسی این فرماندهان دانست و به بیان خاطراتی در این مورد پرداخت.

پس از آن شیرعلی نیا با ذکر نظر رفیق دوست مبنی بر آنکه در هنگام پذیرش قطعنامه، ایران در موضع ضعف قرار نداشته است، گفت: این اظهارات در حالی است که شواهدی که من به عنوان یک محقق با آن‌ها مواجه هستم حکایت از مطلوب نبودن وضعیت ایران در سال های پایانی جنگ دارد.

وی افزود: طبق آمارهای اعلام شده تعداد شهدا در سال اول جنگ ۱۲ هزار و ۳۴۵ نفر بوده است. این تعداد در سال ۶۷ که در میانه آن جنگ پایان پذیرفت به عدد۲۱ هزار و ۲۳۰ نفر می رسد.

شیرعلی نیا خاطرنشان کرد: تعداد اسرا در سال اول ۲۳۰ نفر و در سال ۶۷ بیش از۲۴ هزار نفر بوده است. وقتی توجه داشته باشیم درهشت سال جنگ تعداد اسرا حدود ۴۵ هزار نفر بوده است، مشخص می شود در سال های پایانی وضعیت جبهه ها مطلوب نبوده است.

وی از رفیق دوست به عنوان کسی که اسرار بسیاری از تحولات مدیریت جبهه ها در دوران جنگ تحمیلی را می داند، پرسید: آیا قبل از سال ۶۷ فرماندهان و مسئولان جنگ از وجود مشکلات و تضعیف نیروهای داخلی اطلاع داشتند و اگر پاسخ مثبت است توجیه آنها برای ادامه جنگ چه بود؟

این پژوهشگر تاریخ جنگ به افرادی که در خصوص تبعات ادامه جنگ هشدار داده بودند پرداخت و افزود: در دوران جنگ به جز معدود نیروهای سیاسی که پس از فتح خرمشهر نسبت به ادامه جنگ هشدار می دادند و سرآمد آنها نهضت آزادی بود، از درون نیروهای داخل و مرتبط با ارتش و سپاه هم انتقاداتی وجود داشت.

وی افزود: نخستین گروه از فرماندهان جنگ که در اواخر سال ۶۲ و به طور ویژه بعد از عملیات خیبر نسبت به ادامه جنگ هشدار دادند، گروهی از بچه‌های سپاه ۱۰ عاشورا بودند. گروه دوم از داخل ارتش بودند که در سال ۶۵ نامه‌هایی را در نقد جنگ منتشر کردند. اما گروه سومی هم وجود داشتند که به طور ویژه در مجلس شورای اسلامی جمع شده بودند که عنوان مجمع عقلا بر خود گذاشته بودند.

شیرعلی نیا با تاکید بر اینکه وجود تمام این نگاه‌های نقادانه نشان دهنده مطلوب نبودن اوضاع در آن سال‌ها است از رفیق دوست به طرح سوال سرنوشت بررسی نقد این گروه‌های مختلف و همچنین خود نقادان پرداخت.

در ادامه جلسه، محسن رفیق دوست با تاکید بر این که بخشی از مسائلی که شیرعلی‌نیا طرح کرد اطلاعی ندارد تصریح کرد: پس از فتح خرمشهر دو جبهه فکری در میان نیروهای داخلی ایجاد شد. برخی معتقد به ادامه جنگ بودند و برخی دیگر زمان را برای صلح مناسب می دانستند. در میان نظامی ها بنده جزو معتقدان به ادامه جنگ بودم.

وی به بیان دلایل نظر خود پرداخت و گفت: دعوا فقط سر خرمشهر نبود که پس از آزادسازی آن جنگ تمام شود. در طول دو سال اول جنگ نیروهای ایرانی و عراقی از نقاط ضعف و قوت رقیب اطلاع کسب کرده بودند. تحلیل من این بود که اگر ما بعد از فتح خرمشهر وارد خاک عراق نشویم و به عراق فرصت بازسازی نیروهایشان را بدهیم، آن ها با توجه به آگاهی از نقاط ضعف ما، جوری خود را تقویت می‌ کردند که می توانستند چند ماه بعد تهران را ۶ روزه تصرف کنند.

وی خاطر نشان‌ کرد: در نهایت حضرت امام (ره) نظرات مدافعان ادامه جنگ را پذیرفت با قید شرایط سختی مبنی بر اینکه در عملیات های ما هیچ فرد غیر نظامی نباید کشته شود.

نخستین وزیر سپاه جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر اینکه در ذکر خاطرات خود تاکید می کنم که آن چیزهایی را که بدانم‌ می‌گویم می دانم و آن چیزی هم که نمی دانم می گویم نمی دانم، اما آن چیزهایی را هم که بدانم و نباید بگویم را هم می‌گویم نمی دانم، افزود: معتقدم در زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ما ضعیف نبودیم و شاهد ادعایم آن است که در جریان عملیات مرصاد، مردم را ما به جبهه ها بردیم و مدیریتشان‌ کردیم. همان زمان هم ۱۵ لشکر عراق از جبهه جنوب به خاک کشور حمله کردند و نیروهای ارتش و سپاه توانستند جلوی آن ها را بگیرند.

وی افزود: اگر امروز دشمن نمی تواند به کشور ما حمله نظامی کند، به خاطر همان ۶ سال است و آن اینکه توانستیم با اتکا به تجربیات و دانش خود از لحاظ تجهیزات نظامی به سطح اول جهان برسیم.

رفیق دوست در بخش دیگری از سخنان خود به اختلاف میان ارتش و سپاه پرداخت و گفت: اگر در ارتش با مسائلی مخالفت وجود داشت، این به معنای مخالفت با سپاه نبود. ما در سپاه با بخش های عمده ای از ارتش یکی بودیم. متاسفانه الان خیلی از مسائل را نمی توانیم بازگو کنم اما ما عملیاتی که ارتش هیچ کمکی به سپاه نکرده باشد نداریم.

رفیق دوست در ادامه به این مساله پرداخت که چرا امروز و پس از گذشت سال ها از دوران جنگ تحمیلی به چه علت به این مسائل پرداخته می شود و پرسید: امروز در این حرفا دنبال چه چیزی می‌گردیم؟

جعفر شیرعلی نیا در پاسخ به سوال وزیر سابق سپاه گفت: امروز دنبال این هستیم که برخی تجربه ها را مرور کنیم تا در آینده و فرصت های مشابه به کشورمان کمک کند. البته در این جلسه هم فهمیدم باید با مرور این واقعیت ها به امثال شما که از ارکان جنگ بوده اید کمک کنیم تا در جریان اصل ماجرای جنگ آن گونه که بوده است، قرار بگیرید.

در ادامه جلسه شیرعلی نیا به بیان نکاتی از مدیریت جنگ و رفیق دوست نیز در این مورد به ذکر خاطراتی پرداخت.

همچنین در پایان جلسه “سید محمدعلی شریف نسب” از درجه داران ارتش ایران طی جنگ تحمیلی و “سید محمد ابوترابی” از فرماندهان سابق سپاه پاسداران به بیان خاطرات خود پرداختند.

  • منبع خبر : ایرنا