آیا امام که تاکید بر تداوم نقش سپاه در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن و حفظ استقلال سپاه داشت و فرماندهان سپاه را نسبت حفظ حیات این سازمان نظامی هشدار داد، ممکن است موافق ادغام سپاه و ارتش که نتیجه آن حذف سپاه و تشکیل ارتش نوین بود، باشد؟

به گزارش بسیج پرس ،  ۲۶ شهریور سال ۱۳۶۴ و چند ماه پیش از اجرای عملیات والفجر هشت (فاو) امام خمینی دستور داد تا سپاه نیروهای سه‌گانهِ زمینی، دریایی و هوایی تشکیل دهد.

در حکم امام به فرمانده سپاه آمده است: «با توجه به اینکه در اصل ۱۵۰ قانون اساسی ادامۀ نقش سپاه در نگهبانی از انقلاب و‏‎ ‎‏دستاوردهای آن تصریح شده است، و نظر به آنکه انجام این نقش بدون آمادگی کامل‏‎ ‎‏سپاه از جهت تجهیزات و آرایش جنگی و فنون دریایی، زمینی، هوایی امکانپذیر نیست،‏‎ ‎‏شما مأموریت دارید هرچه سریعتر سپاه پاسداران را مجهز به نیروهای زمینی، هوایی،‏‎ ‎‏دریایی قوی نمایید، تا در موارد لازم با همکاری و هماهنگی با ارتش جمهوری اسلامی‏‎ ‎‏ایران از مرزهای زمینی، دریایی، هوایی کشور حفاظت نمایند.»

از نیمه دوم سال ۶۰ علیرغم اینکه برخی مخالف ایجاد سازمان رزم در سپاه بودند، اولین تیپ‌های سپاه تاسیس شد. یگان‌های دریایی سپاه نیز پیش از عملیات خیبر و در سال ۶۲ شکل گرفت. یگان‌های بالگردی، پهپادی و موشکی هم پیش از دستور امام در سپاه تشکیل شده بود که پس از آن زیرنظر نیروی هوایی قرار گرفتند.

محسن رضایی فرمانده کل سپاه مرداد ماه سال ۶۵ در گفتگو با راویان جنگ تحمیلی در خصوص دستور امام گفت: «وقتی این حکم امام صادر شد، آقای هاشمی هم ترسیده بود. او می‌گفت که این اصلاً مطرح نشود، این خطرناک است. ایشان دویده بود که جلوی این حکم را در رادیو و تلویزیون بگیرد که نتوانستند احمدآقا و این‌ها را پیدا کنند و حکم خوانده شد، رفت روی آنتن و مطرح شد.»

کارشناسان تاریخ جنگ ایران و عراق دلیل مخالفت هاشمی را اینگونه تحلیل می‌کنند که چون هاشمی به دنبال ادغام ارتش و سپاه بود، تلاش داشت تا مانع از توسعه سازمان رزم سپاه بشود. به همین دلیل هاشمی این اقدام امام را برای هدف خودش خطرناک می‌دانست!


امام خمینی به محسن رضایی فرمانده کل سپاه دستور داد تا به سرعت نیروهای سه‌گانه زمینی، دریایی و هوایی سپاه را تشکیل دهد

** چرا هاشمی مخالف تشکیل نیروهای سه‌گانه سپاه بود؟

هاشمی رفسنجانی در روزنوشت خاطرات ۱۴ اردیبهشت سال ۶۵ برای نخستین بار از موضوع ادغام ارتش و سپاه سخن گفته است. البته او گفته که این طرح از سوی آیت‌الله منتظری ارائه شد: «شب مهمان آقای منتظری بودیم. ایشان طرحی برای ادغام نیروهای مسلح و ارتش و سپاه و ژاندارمری و کمیته‌ها و شهربانی ارائه داد. اصل ایده مورد قبول همه بود ولی در زمان و کیفیت آن، نیاز به مطالعه بیشتر دیده شد.»

البته به نظر می‌رسد این موضوع از ماه‌ها پیش و در زمانی که جلسات مجمع عقلا به ریاست حجت‌الاسلام روحانی (رئیس وقت کمیسیون دفاع در مجلس) در مجلس برگزار می‌شد، در بین برخی از مسئولان کشور مطرح شده است.

هاشمی اگرچه عنوان کرده که طرح از سوی آیت الله منتظری مطرح شد، اما خود به طور جدی پیگیر ادغام ارتش و سپاه بود. او در سال ۹۴ در گفتگویی با جعفر شیرعلی نیا در پاسخ به این سوال که واقعاً شما به‌دنبال این بودید که این دو نیرو را تبدیل به یک نیرو کنید؟ گفت: «واقعاً این‌گونه بود.» 

او همچنین در روزنوشت خاطرات ۱۹ اردیبهشت ۶۷ و ۲۰ روز پیش از انتصاب به جانشینی فرمانده کل قوا آورده است: «طرح ادغام ارتش و سپاه را که در ذهن دارم، با آقایان شمخانی و سنجقی و آقامحمدی در میان گذاشتم آن‌ها استقبال کردند.» یکی از افرادی هم که هاشمی را همراهی می‌کرد، حسن روحانی بود. هاشمی در روزنوشت خاطرات ۹ مرداد ۶۷ آورده است: «دکتر [حسن] روحانی آمد و راجع به طرح ادغام نیروهای زمینی ارتش و سپاه مذاکره کردیم؛ وحدت نظر داشتیم. بنا شد بیشتر بحث شود.»

هاشمی در سال ۹۴ در گفتگویی با جعفر شیرعلی نیا، عنوان کرد که «این اقدام به دستور امام (ره) بود و در حکم جانشینی فرمانده کل قوای من نیز آمده بود. ما در جنگ هم به این نتیجه رسیده بودیم.» این در حالی است که هاشمی ۲ بار در خاطرات خود ذکر کرده که امام مخالف ادغام ارتش و سپاه بود.

هاشمی در روزنوشت خاطرات ۲۳ شهریور ۶۷ در این‌باره نوشته است: «خدمت امام رفتم… درباره ادغام نیروهای مسلح مذاکره شد. با ادغام امکانات پشتیبانی موافق‌اند اما در حال حاضر ادغام ارتش و سپاه را صلاح نمی‌دانند.»

در خاطرات دوم فروردین سال ۶۸ او هم آمده است: «عصر به زیارت امام رفتم. وضع ارتش و سپاه را گفتم و مشکل دوگانگی نیروهای مسلح و مخارج گزاف سازمان‌ها و نیروهای تکراری و ضرورت انسجام را توضیح دادم، ولی امام نگرانند که ادغام ارتش و سپاه، باعث خشم آن‌ها و درگیری شود؛ گرچه قبول دارند که سرانجام باید یکی شوند، ولی زمان را مناسب نمی‌دانند. اما با ادغام دو وزارتخانه دفاع و سپاه مخالفتی ندارند.»

شمخانی اما نظر دیگری دارد و معتقد است که موضوع ادغام به مرحله تصمیم‌گرفتن امام خمینی نرسیده بود. او گفته بود که حتی فکر نمی‌کند به مرحله گزارش‌دادن به امام هم رسیده باشد.

اما در حکم هاشمی به عنوان جانشینی فرمانده کل قوا چه آمده بود؟ امام خمینی در ۱۲ خرداد سال ۶۷ و در آخرین ماه‌های جنگ تحمیلی، هاشمی رفسنجانی را به سمت جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب کردند. امام در این حکم هاشمی رفسنجانی را موظف به اجرای دستوراتی کردند از جمله:

۱٫ ایجاد ستاد فرماندهی کل تا تهیۀ زمینۀ وحدت کامل ۲٫ هماهنگی کامل ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای انتظامی در تمامی زمینه‌های دفاع‏‎ ‎‏مقدس اسلام. بدیهی است انسجام و ادغام مورد قبول و صحیح ادارات و سازمان‌های‏‎ ‎‏مربوط و پشتیبانی‌کننده در هماهنگی نیروهای مسلح نقش اساسی را دارا خواهند بود… ۴٫ سعی در استفادۀ هر چه بهتر از امکانات و نیروها؛ و جلوگیری از به کار گرفتن‏‎ ‎‏امکانات مادی و معنوی در غیر موارد ضروری. و در همین راستا، حذف یا ادغام‏‎ ‎‏سازمان‌ها و تشکیلات تکراری و غیرضروری. ۵٫ تمرکز امور تبلیغی و فرهنگی نیروهای مسلح در تمام زمینه‌ها.

در نامه امام مشخص است که ایشان دستور به ادغام ارتش و سپاه ندادند، بلکه دستور بر ادغام مورد قبول و صحیح ادارات و سازمان‌های مربوط و پشتیبانی‌کننده دادند.‏


هاشمی رفسنجانی به دنبال ادغام ارتش و سپاه و تشکیل ارتش نوین بود. او در روزنوشت خاطرات خود بارها از این موضوع سخن گفته است.

** آیا امام موافق ادغام ارتش و سپاه بود؟

نخست اینکه موضوع ادغام ارتش و سپاه به آن معنایی که هاشمی رفسنجانی دنبالش بود، در هیچ کدام از پیام‌ها، سخنان و احکام امام نیامده است.

دوم اینکه اگر امام موافق ادغام ارتش و سپاه بود و تمایل نداشت که سپاه به شکل گذشته باشد و سازمان رزم خود را توسعه بدهد، در نیمه سال ۶۴ دستور به تشکیل نیروهای سه‌گانه سپاه نمی‌داد. آن هم پیامی که تاکید بر حفظ استقلال سپاه و تداوم نقش سپاه در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن دارد.

امام فرمودند: «با توجه به اینکه در اصل ۱۵۰ قانون اساسی ادامۀ نقش سپاه در نگهبانی از انقلاب و‏‎ ‎‏دستاوردهای آن تصریح شده است، و نظر به آنکه انجام این نقش بدون آمادگی کامل‏‎ ‎‏سپاه از جهت تجهیزات و آرایش جنگی و فنون دریایی، زمینی، هوایی امکانپذیر نیست،‏‎ ‎‏شما مأموریت دارید هرچه سریعتر سپاه پاسداران را مجهز به نیروهای زمینی، هوایی،‏‎ ‎‏دریایی قوی نمایید، تا در موارد لازم با همکاری و هماهنگی با ارتش جمهوری اسلامی‏‎ ‎‏ایران از مرزهای زمینی، دریایی، هوایی کشور حفاظت نمایند.»

سوم اینکه برخی از کارشناسان تاریخ جنگ ایران و عراق معتقدند که نامه امام پس از حمله مجدد عراق به ایران در حمایت از سپاه در برابر تلاش هاشمی و روحانی برای ادغام آن با ارتش بود.

امام پس از حمله مجدد عراق به ایران در پیامی عنوان کردند: «این نقطه حیاتی کفر و اسلام است. یعنی نقطه شکست یا پیروزی، یا اسلام یا کفر است و باید متر به متر جنگید و هیچی از هیچکس پذیرفته نیست و اینجا نقطه‌ای است که یا موجب می‌شود سپاه حیات پیدا کند دوباره در کشور و یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای بشود.»

آیا امام که تاکید بر تداوم نقش سپاه در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن و حفظ استقلال سپاه داشت و فرماندهان سپاه را نسبت حفظ حیات این سازمان نظامی هشدار داد، ممکن است موافق ادغام سپاه و ارتش که نتیجه آن حذف سپاه و تشکیل ارتشی نوین بود، بوده باشد؟

پس از رحلت امام خمینی (ره) هم تلاش‌های هاشمی برای ادغام ارتش و سپاه ادامه یافت که رهبر انقلاب مخالفت کردند و سپاه به حیات خود ادامه داد. به گفته سرلشکر صفوی فرمانده اسبق کل سپاه رهبر انقلاب معتقد بودند که «ارتش و سپاه دو بازوی مسلح انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که باید به همین صورت باقی بمانند و طبق وظایف قانون اساسی با همکاری یکدیگر ادامه دهند.»

  • منبع خبر : تسنیم