فرد یا افرادی دستگیر و روانه زندان می شوند و افکار عمومی با یک خبر چند کلمه ای مواجه می شود که به دلیل جاسوسی و یا اقدام علیه امنیت ملی این ها را گرفته اند. آن سوی مرزها اما خبر‌سازی و مظلوم نمایی شروع می‌شود.

به گزارش بسیج پرس, هادی ناصری نوشت: توی یکی از شبهای کوتاه زمستان که خیال میکردم لابد دیگر خبری از ترافیک و شلوغی نیست پشت ترافیک سنگینی گیر افتادم.ترافیکی که قاعدتا طبیعی نبود.
ماشین ها به کندی حرکت می کردند و هر چه جلوتر می رفتم ترافیک بهتر که نمیشد هیچ بدتر هم میشد.مدتی که گذشت و کمی که جلوتر آمدم تازه دستم آمد که ماجرا از چه قرار است.

دو مامور نیروی انتظامی افتاده بودند به جان یک مرد میانسال لاغر مردنی و حسابی میزدند.
از آنطرف هم دیدن این صحنه احساسات شاهدان ماجرا را می جنباند و بعضی از سر دلسوزی و ترحم دعایی برای مضروب می کردند و لعن و نفرینی نثار ماموران نیروی انتظامی و شاید مدیران نظام!

اما این وسط یک چیزی درست نبود..عجیب بود که آن ماموران ندانند تصویرشان به سرعت سر از شبکه های ماهواره ای در خواهد آورد.چه چیز مهمی وجود داشت که آنها پیه بد و بیراه شنیدن و حمله شدن به آنها در ماهواره را به تن مالیده بودند و مرد را رها نمیکردند؟

در همان مدت کوتاه که معطل بودم تا ماشین های جلویی قید کنجکاوی را بزنند و بروند، چند خانم میانسال و جوان رفتند سراغ ماموران نیروی انتظامی و شروع کردند به لعن و نفرین و جیغ و داد که با این بیچاره بدبخت چکار دارید و خواستند که او را رها کنند.

ماموری که پشتش به جمعیت بود برگشت. صورتش جای چند زخم تازه داشت و معلوم بود که درگیری آنطور هم که ما گمان می کردیم نابرابر نبوده.

دستبند را که به دست مرد زدند همان مامور آمد پیش خانمها و با خستگی و ناراحتی که در صورتش پیدا بود گفت: این مرد یک مجرم سابقه دار است. از سرشب با چاقو متعرض چند خانم شده و هر چه داشته و نداشته اند را گرفته به یک خانم میانسال که مقاومت کرده هم با چاقو ضربه زده و فرار کرده.. امروز بعد از چند ساعت تعقیب و گریز اینجا گیرش انداختیم ..اما او تسلیم نمی‌شد و مقاومت میکرد..حتی اینجا هم از چاقو کشیدن دست بر نداشت و به روی ما چاقو کشید و یکی از بچه ها را مجروح کرد.

مامور بغض داشت و ناراحت بود از قضاوت زودهنگام مردم..مردمی که حالا نگاهشان عوض شده بود. همانها که رفته بودند تا مجرم را نجات دهند حالا به او حمله ور شدند و اگر دخالت مامورها نبود و مردم را دور نکرده بودند خدا میداند که چه به سر او می آوردند.

آن شب بقیه مسیر را داشتم به این فکر میکردم که همه ما براساس آنچه در همان مدت خیلی کوتاه دیدیم قضاوتی کردیم که اشتباه بود و وقتی توضیح پلیس را شنیدیم تازه متوجه حقیقت شدیم و قضاوتمان ۱۸۰ درجه تغییر کرد.

این اتفاقی است که حالا مواردی شبیه آن مدتی است تکرار و تکرار می‌شوند. فرد یا افرادی دستگیر و روانه زندان می شوند و افکار عمومی با یک خبر چند کلمه ای مواجه می شود که به دلیل جاسوسی و یا اقدام علیه امنیت ملی این ها را گرفته اند. آن سوی مرزها اما خبر‌سازی و مظلوم نمایی شروع میشود. بر همین اساس مخاطب با اطلاعاتی که از یک سو بدست می آورد ناخودآگاه نمی تواند قضاوت درستی داشته باشد و حق را هم به مظلومی که برایش ساخته شده می دهد. این نوع مدیریت افکار عمومی مهم ترین راهبرد دشمن در اکثر مواقع حساسی بوده که نظام با آن رو برو شده است.

«گاندو» برای رسانه ملی و افکار عمومی کار توضحیات آن شب آن پلیس را کرد. بعد از تماشای این سریال، خیلی از ما متوجه شدیم که «نفوذ» نه تنها یک توهم نیست، بلکه یک واقعیت است و باید حواس مان بیش از پیش به آن باشد.

ماجرای تیم آقای عبدی در گاندو نشان داد تصوری که ما از جاسوس داشتیم و جاسوس را یک آدم با عینک دودی و پالتو و اسلحه های عجیب و غریب تصور دور از واقع است و جاسوس حالا دیگر حتی شکل و شمایلش هم آن نیست. شاید حالا بعد از دیدن گاندو وقتی یک نفر را به اتهام جاسوسی دستگیر می کنند تصور ذهنی خودمان از جاسوس او را در تبرئه نمیکنیم. حالا ساده با جاسوس روبرو نمیشویم. روبر شدن ما حالا البته با دلواپسی است. دلواپسی که گاندو نشان داد لزوما بد نیست و امید بیش از اندازه داشتن و دلبستن به وعده های بیگانگان، راهگشای مسیر صعب العبور امروز کشور نیست.

این دستاوردها برای رسانه ای که مدتهاست نسبت به سئوال های مهم آحاد جامعه در موضوعاتی چون ماجرا جیسون رضائیان منفعل بوده و میدان را به روایت سازی های حریف واگذار کرده بود، یک موفقیت بزرگ است.

امیر مومنان علی علیه السلام فرموده اند: النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا؛ مردم دشمن آن چیزی هستند که نسبت به آن علم ندارند. شاید اگر این فرمایش برای کارگزاران نظام به عنوان یک راهبرد نصب العین باشد و در مواقع لازم و ضروری آن میزان از اطلاعات و آگاهی هایی که می شود برای افکار عمومی عنوان کرد را بیان کنند، خیلی از بحران ها و اتفاقات زمینه ای برای شکل گیری نداشته باشد و دست دشمن در طراحی و اجرای عملیات روانی خیلی هم باز نباشد.

اینها بهانه ای شد تا از سریالی بگویم که باعث حرف و حدیثهای زیادی شد. گاندو مجموعه ای است که این شبها با تماشای گذشت. فارغ از نقدهایی که می توان به آن داشت، ارزش و اهمیت آن به این بود که تلویزیون و رسانه ملی بعد از مدتها صریح و رک برای مسائل مهم روز پاسخ برای مخاطب خود تولید کرد.