ساقط کردن پهپاد جاسوسی گلوبال هاوک آمریکا توسط یگان هوافضای سپاه پاسداران که به حریم هوایی ایران تجاوز کرده بود، تمام حساب و کتاب دشمن را به هم ریخت و استیصال را بر روند تصمیم گیری آنان حاکم کرد.

به گزارش بسیج پرس,سبحان محمدی دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران طی یادداشتی با عنوان «دفاع موشکی هوا فضای سپاه، گامی موثر در پیشگیری از جنگ» نوشت: در مباحث مربوط به سیاست و امنیت بین الملل، موضوعی به نام ” توازن آفند – پدافند ” وجود دارد که استدلال می‌کند هرگاه توان و دستاوردهای دفاعی بیش از مزیت تهاجمی باشد ؛ از جنگ ممانعت و جلوگیری به عمل می آید. این عبارت می تواند آغازی بر درک ما از اتفاقات مدت اخیر در منطقه خلیج فارس و اقدامات تهاجمی ایالات متحده آمریکا باشد.

اقدامات چند ماه گذشته آمریکا علیه کشورمان، چه در فضای سیاسی مانند بازگرداندن تحریم ها، لغو معافیت های هسته ای و کشورهای خریدار نفت ایران، و اتهامات جان بولتون در سفرش به امارات مبنی بر دست داشتن ایران در حادثه فُجیره بدون ارائه سندی دال بر این مدعا؛  و چه در بُعد نظامی نظیر اعزام نیروهای احتیاط نظامی جدید( اما محدود) و ناوگروه دریایی – تهاجمی ) CVN-72 شامل ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن ) به خلیج فارس، این کشور را در موضع تهاجمی قرار داد تا به وسیله این تحرکات بر محاسبات طرف ایرانی تاثیر بگذارد و موجبات عقب نشینی و انزوای ایران را فراهم کند.

با عنایت به موازنه آفند – پدافند ، زمانیکه مزیت با اقدامات آفندی ( تهاجمی) است،  امکان محاسبه غلط از توان و ظرفیت طرف مقابل، به دلیل کاهش احتمال مذاکره و اتخاذ رویکرد محرمانه تر،  به وجود می آید. یعنی آمریکا با هدف اعمال فشار مضاعف به ایران برای عقب نشینی از بازدارندگی و اهداف منطقه ای خود، دچار نوعی ارزیابی اشتباه از توان نظامی ایران شد و تداوم این رویکرد از طرف ایالات متحده و عدم پاسخگویی متناسب از طرف ما ، میتوانست مخاطرات جدی برای جمهوری اسلامی ایران پدید بیاورد.

از نگاه دیگر، بر مبنای رویکرد به اصطلاح ” بازی با حاصلجمع صفر ” در روابط بین الملل (یعنی افزایش توان یک کشور ، مساوی است با کاهش توان کشور مقابل ! ) هر حرکت تهاجمی آمریکا علیه ایران ، یک گام مثبت برای آن کشور و عدم اقدام و کنش مناسب ایران ، یک گام منفی تلقی خواهد شد.

در نتیجه این عدم تعادل و شکاف عملیاتی متناسب با اقدامات تهاجمی ، آمریکاییها جسورتر و جمع بندی نهایی ، آنها را به سمت یک ارزیابی غیرواقعی از قدرت نظامی ایران و برهم خوردن توازن امنیتی منطقه خلیج فارس به طرف تهاجم پیشگیرانه احتمالی علیه ایران ، سوق داد.

حال با ترکیب دو مقوله بالا، کم کم متوجه می‌شویم که چرا یک کنش دفاعی مشروع و قاطع از جانب ایران ، توانست موازنه قوا را تا حدودی برقرار سازد و شکاف ایجاد شده ناشی از محاسبه غلط دشمن را به تعادل نزدیک سازد و به آمریکاییها یک نَهیب اساسی بزند؟

اینجاست که به قول معروف باید گفت « عَدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد » ! ساقط کردن پهپاد جاسوسی RQ-4A گلوبال هاوک آمریکا توسط یگان هوافضای سپاه پاسداران در ۳۰ ام خرداد، در حالیکه بنا به اسناد ارائه شده توسط این نهاد به حریم هوایی ایران تجاوز کرده بود، تمام حساب و کتاب دشمن را به هم ریخت و استیصال را بر روند تصمیم گیری آنان حاکم کرد.

این پریشانی را میتوان در اعمال تحریم های جدید آمریکا کاملا مشاهده کرد . در  ۳ ام تیرماه جاری ، ایالات متحده تحریم هایی مالی تازه ای علیه نهاد رهبری،  وزارت امور خارجه و برخی از فرماندهان سپاه پاسداران اعمال کرد که در ادامه به سه نکته مهم باید اشاره داشته باشیم:

۱- ابتدا تاثیر اقدام دفاعی ایران در سرنگونی پهپاد آمریکایی بر سیاست خارجی این کشور را نشان می دهد که برنامه ریزی عملیاتی تهاجمی و پیشگیرانه احتمالی را تا مدت نامعلومی به تعویق انداخت واثبات کرد که گزینه نظامی  علیه ایران به شدت پرهزینه و پر مخاطره است.

۲- با مطرح کردن دوباره حربه نخ نما شده تحریم، به وضوح مشخص شد که دولت های آمریکا اعم از دموکرات یا جمهوری خواه ، سیاستی با هدف یکسان را در مقابل جمهوری اسلامی ایران به جلو میبرند ، خواه با تحریم منتهی به مذاکره ، خواه با تهدید نظامی منجر به عقب نشینی و انزوا  ؛ یعنی تضعیف گام به گام نظام و کشور ، و در نهایت فروپاشی از درون.

۳- ضرورت و تاثیرگذاری بازدارندگی نظامی در تغییر معادلات بین المللی و سیاسی به نفع منافع ملی، و این خود گویای آن است که سرمایه گذاری ها و پیشرفت های سالهای اخیر در صنعت دفاعی و موشکی، قدرت چانه زنی ایران را برای ارتقای و تضمین امنیت، به شدت افزایش داده است.