برخی رهبران فلسطینی ترجیح می‌دهند تا انتخابات 2020 آمریکا انفعال پیشه کنند، شاید به همین دلیل است که ترامپ و رژیم صهیونیستی فکر می‌کنند با وصف شرایط فوق، ایران به عنوان حامی قدرتمند جبهه مقاومت باید تحت فشار حداکثری قرار گیرد.

به گزارش بسیج پرس, سبحان محمدی دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران طی یادداشتی نوشت: در روزها و هفته های گذشته و باتصمیم آمریکا برای لغو معافیت صادرشده برای خریداران نفت ایران و با هدف حذف صادرات نفت سنگین ایران از بازار جهانی؛ و همچنین اعمال دور تازه ای از تحریم‌ها ( شامل صادرات محصولات پتروشیمی و فلزات)، تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، وارد مرحله جدیدی شد.

فارغ از هیاهوی رسانه های خارجی و ایضا معدود جراید داخلی  مرعوب شده (که نقش تریبون سلسله منادیان مذاکره پسا برجامی را هم  بازی کردند)، که ترامپ در آستانه لشگرکشی جدیدی در خلیج فارس علیه ایران است ( اولا، ترامپ با هوشیار کردن قوای نظامی ایران در خلیج فارس با پروپاگاندای خود، فرصت هرگونه غافلگیری را که اصل اول هر تهاجم احتمالی است، از بین برد و دوم این که، این جابه جایی ناوگروه های نیروی دریایی آمریکا، مسبوق به سابقه است و قبلا هم مشابه این اقدام در برنامه های فرماندهی تروریست های “سنتکام” هم وجود داشته است )؛ یکی از اهداف مهم ایالات متحده در منطقه که در این بین مورد غفلت واقع شد، پروژه به اصطلاح ” معامله قرن ” میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی است.

به ظن حامیان پروژه معامله قرن، قرار است این طرح، به دهه ها نزاع میان فلسطینیان و صهیونیست ها خاتمه دهد. جرارد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ در کاخ سفید، به عنوان معمار آمریکایی پروژه قرن، در شرایطی این طرح را جلو می‌برد که نه زمان و نه مکان به نفع طرف فلسطینی نیست و این مذاکرات عادلانه تلقی نمی‌شود. به علاوه  شرایط دنیای عرب هم چیز دیگری را به ذهن متبادر می سازد.

چرا که کشور هایی مانند عربستان سعودی و مصر، حساسیت ایدئولوژیک و مذهبی خود را در قبال اسرائیل و قضایایی مانند به رسمیت شناختن قدس شرقی به پایتختی اسرائیل و بلندی جولان، از دست داده اند . ( پروژه موسوم به مبادله اراضی  در دو سال گذشته که شامل واگذاری جزایر صنافیر و تیران مصر به عربستان بود در واقع مقدمه ای بر زمینه سازی طرح معامله قرن محسوب می‌شد.

در ادامه عربستان هم مناطقی را به اردن واگذار می‌کند که نهایتا اسرائیل بتواند مناطقی بیشتری از کرانه باختری و رود اردن را تصاحب کند[۱] ) از همه مهمتر اینکه در داخل اسرائیل و انتخابات اخیر آن هم، احزابی که طرفدار تشکیل دو دولت ( فلسطینی و اسرائیلی ) بودند، کمتر از ۱۵ درصد آرا را کسب کردند.

شروط صهیونیست‌ها هم ناشی از خوی تجاوزکارانه آنان ، مانند همیشه، بارِقه ای  از انصاف ندارد؛ سازمان آزادی‌بخش فلسطین باید از حق بازگشت به سرزمین های اشغالی خودداری کند . اسرائیل را به عنوان یک دولت یهودی به رسمیت بشناسند. حاکمیت آن را بر قدس شرقی بپذیرند و جنگ تبلیغاتی بین المللی علیه اسرائیل ( مقایسه کنید با حجم تخریب و تبلیغ صهیونیست ها علیه فلسطینیان ) را خاتمه بدهند .

نکات اساسی این توافق عبارتند از:

۱- موافقت نامه میان رژیم صهیونیستی ، ارتش آزادیبخش فلسطین و حماس . برای تاسیس یک دولت فلسطینی به نام ” فلسطین جدید ” در سامره ( کرانه باختری ) و غزه ، به استثنای مناطق صهیونیست نشین در کرانه باختری

۲- ادامه کنترل شهرک های صهیونیست نشین توسط اسرائیل و گسترش آن برای اتصال به باقی شهرکها

۳- عدم تقسیم بیت المقدس ( اورشلیم) میان اسرائیل و فلسطین ،  این شهر پایتخت کشور فلسطین جدید و اسرائیل خواهد بود و جمعیت عرب بیت المقدس به عنوان شهروندان فلسطین جدید به رسمیت شناخته خواهد شد، همچنین شهرداری بیت المقدس در کنترل اسرائیل باقی می ماند

۴- مصر زمین هایی را به غزه برای ساخت فرودگاه و کارخانه و همچنین به بخش تجارت و کشاورزی ، بدون اجازه اقامت به فلسطینیان  اجاره خواهد داد

۵- کشورهای حامی این توافق و محل تامین بودجه آن ، ایالات متحده آمریکا( ۲۰ % )، اتحادیه اروپا ( ۱۰ %) و کشورهای  جنوبی حاشیه خلیج فارس ( ۷۰%) هستند . بودجه ۳۰ میلیارد دلاری برای اجرای طرح ها در فلسطین جدید توسط کشورهای فوق تامین خواهد شد . ( هزینه اتصال شهرک های صهیونیست نشین از محل همین بودجه تامین خواهد شد)

۶- فلسطین جدید مجاز به دارا بودن ارتش  نخواهد بود. تنها می‌تواند به سلاح سبک برای تجهیز پلیس مجهز شوند. ایجاد یک معاهده حفاظتی، که فقط اسرائیل را در برابر یک حمله خارجی مسئول و مشروع می‌داند.

۷- در زمان امضای توافق؛ حماس باید سلاح های خود را به مقامات مصری تحویل دهد. حقوق رهبران و اعضای حماس تا زمان تشکیل دولت جدید با کشورهای حامی توافق خواهد بود .

۸- اگر حماس و سازمان آزادیبخش فلسطین از امضای این طرح امتناع کنند، ایالات متحده حمایت های مالی خود را از فلسطین قطع و از انتقال پول توسط باقی کشورهای هم جلوگیری می‌کند. اگر سازمان آزادیبخش فلسطین توافق را بپذیرد اما حماس رد کند ، در صورت وقوع جنگ ، آمریکا از اسرائیل برای هدف قرار دادن رهبران آنها پشتیبانی خواهد کرد. اگر اسرائیل از امضا امتناع کند، آمریکا به همه حمایت های مالی خود را خاتمه می‌دهد[۲] .

همانطور که از مفاد قرارداد قابل فهم است، امتیاز به طرف فلسطینی حداقل و در شرایط خلع سلاح صورت می‌گیرد درحالیکه امتیازاتی مانند حفظ قدرت نظامی ، حمایت مالی گسترده و وضعیت بدون تغییر سرزمین های تحت اشغال و کنترل رژیم صهیونیستی ، از جمله امتیازات حداکثری است در اختیار اسرائیل خواهد بود .

در این شرایط هم برخی از رهبران فلسطینی ترجیح می‌دهند تا انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا ، انفعال پیشه کنند. شاید به همین خاطر است که ترامپ و رژیم صهیونیستی فکر می‌کنند با وصف شرایط فوق ، جمهوری اسلامی ایران به عنوان حامی قدرتمند جبهه مقاومت باید تحت ” فشار حداکثری ” قرار گیرد تا آنها بتوانند معامله را نهایی کنند.