شهید والامقام امیر علی حیدری متولد۱۳۴۷/۰۶/۱۰ و در دانش آموزان مدرسه شیخ مفید منطقه ۱۴ تهران بود و تنها ۱۶ سال بیشتر نداشت که به داوطلبانه عازم جبهه مقابله با رژیم بعث شد و در سال ۶۳ در شهر بوکان به فیض شهادت نائل و آسمانی شد. در ادامه وصیت نامه این دانش آموز شهید را […]

شهید والامقام امیر علی حیدری متولد۱۳۴۷/۰۶/۱۰ و در دانش آموزان مدرسه شیخ مفید منطقه ۱۴ تهران بود و تنها ۱۶ سال بیشتر نداشت که به داوطلبانه عازم جبهه مقابله با رژیم بعث شد و در سال ۶۳ در شهر بوکان به فیض شهادت نائل و آسمانی شد.

در ادامه وصیت نامه این دانش آموز شهید را می خوانید:

 به نام الله پاسدار خون شهیدان. من امیر علی حیدری کلاس سوم، مدرسه شیخ انصاری،  تاریخ تولد ۱۳۴۷، شماره شناسنامه ۳۷۷۰ هستم.من با اینکه به پدر و مادرم خدمت نکردم از پدر ومادرم می­خواهم که مرا حلال کنند. من این وصیت نامه را درروزی که به خرمشهر رسیدیم، می­‌نویسم یعنی روز یکشنبه. در اینجا یک خانه سالم وجود ندارد.تمام خانه یک جایش خراب شده است و بعضی خانه ها تماماً خراب شده­است. من چند وصیت دارم که می نویسم، هر چند که من لیاقت وصیت کردن ندارم:

۱  –  توشه برای آخرت خود جمع کنید و خیر زادالتقوی، هر چند که خود من توشه و کارنیک و خوبی برای آخرت  برنداشته وانجام ندادم. اولین تاثیر که در من بوجود آمد، بوسیله برادرم داود حیدری که وقتی شهید شد بوجود آمد. من برادرم را شهید می گویم چون واقعا می کوشید و برای آخرت خود کار نیک انجام داده بود.

دومین تاثیر را برادر سید جعفر طاهری گذارد که واقعا در زندگی الگو واسوه بود. وقتی انسان زندگی نامه اورا می شنود واقعا از خود متاثر می­‌شود .ان‌شاءالله خدا از گناهان ما بگذرد.

۲ –  شما پدر و مادر خوب من باهم مثل علی و فاطمه رفتار کنید چون وقتی  شما درزندگی باهم خوب باشید فرزندان شما هم خوب تربیت می شوندو انشاءالله که با هم خوب باشید.

۳- مادر من ۸۰۰ صلوات باید بفرستم برای اینکه نذر کرده بودم که وقتی بیایم جبهه هزار صلوات بفرستم ۲۰۰ تای آن را فرستادم وبقیه ماند.

 مادر کسی که شهید می­‌دهد، یک هدیه به خدا داده و این یک افتخار است که کسی که یک هدیه بدهد.اگر بیاییم این مسئله را روی انسان مشاهده کنیم، خوب انسان به این مطلب پی می‌­برد. مثلاً اگر کسی بخواهد به یک پادشاه  هدیه بدهد نمی­‌تواند یا یک نفر با پادشاه دیدار کند نمی تواند مخصوصاً  که یک فرد عادی باشد اما انسان می­تواند با خدای خودش حرف بزند و اورا دیدار کند. واز این جا پی به بزرگی خدا بریم ویک افتخار دانستن.

ودر آخر خدااز گناهان ما بگذرد وخدا مارا به شهادت برساند. اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک

ودر آخر از دوستانم که در کوچه هستند می ­خوام برای خودشان توشه جمع کنند ان‌شاءالله.

دسته بندی: وصیت نامه برچسب ها:

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

<script>