نصیحت برادر کوچکتان را عمل کنید. همیشه به یاد خدا باشید و پیرو خط امام، مسجد را ترک نکنید و جلسات قرائت قرآن را همیشه برگزار کنید.  زندگینامه برادر شهید غلامرضا حطم  برادر غلامرضا در تاریخ یکفروردین‌ماه سال ۱۳۴۷ در خانواده‌ای متدین و رنجدیده چشم به جهان گشود و از همان کودکی تحت تعلیم پدر […]

نصیحت برادر کوچکتان را عمل کنید. همیشه به یاد خدا باشید و پیرو خط امام، مسجد را ترک نکنید و جلسات قرائت قرآن را همیشه برگزار کنید.

 زندگینامه برادر شهید غلامرضا حطم

 برادر غلامرضا در تاریخ یکفروردین‌ماه سال ۱۳۴۷ در خانواده‌ای متدین و رنجدیده چشم به جهان گشود و از همان کودکی تحت تعلیم پدر بزرگوار و برادران خود قرار گرفت و دستورات و احکام اسلامی را در حداقل زمان ممکن فرامی‌گرفت.

دوران تحصیلات دبستانی را با موفقیت کامل پشت سر گذاشت و پس‌ازآن وارد دوران راهنمایی شد. در این دوران تحصیل بود که انقلاب شکوهمند اسلامی جوشش خود را آغاز کرد و غلامرضا باوجود سن کم در بیشتر برنامه‌ها شرکت فعال داشت او فرزند جلسه و قرآن بود و از همان کودکی به جلسه قرائت قرآن مسجد نجفیه روی آورد و یکی از اعضای فعال این جلسه بود وی به‌واسطه اخلاق نیکویی که داشت دوستان خود را که همان فرزندان مسجد و جلسه بودند موردتوجه قرارداد. غلامرضا دوران دبیرستان خود را در هنرستان شهید مظلوم بهشتی در رشته برق آغاز کرد و در این رشته بسیار علاقه از خویش نشان داد و توانست با موفقیت کامل این دوران را به پایان برساند وی در طول درس خواندن برای گذران زندگی با استفاده از تجربه‌های قبلی و درسی خود برق‌کاری در منـازل را به‌تنهایی انجام می‌داد. غلامرضا ازآنجایی‌که علاقه زیادی به دوستان خود داشت در کارهایی که دوستان به او می‌گفتند تا انجام کامل آن دست برنمی‌کشید. وی عاشق اباعبدالله بود و ازاین‌رو بود که در روزهای عاشورا و تاسوعای حسینی و در مراسم دهه خونین عاشورا در مجالس و عزاداری مولایش که او را اسوه خود قرار داده بود شرکت فعال و بی‌دریغ داشت.

غلامرضا پس از سه بار شرکت در جبهه‌های نبرد ازآنجایی‌که عاشق امام و جبهه بود باوجوداینکه در کنکور دانشگاه امام حسین (ع) سپاه پاسداران و دانشگاه نیروی دریایی با موفقیت رتبه‌ای بالا به دست آورده بود اما شرکت در جبهه را مسئولیتی می‌دانست که هیچ‌گاه آن را بر زمین نگذاشته بود و حال نیز دانشگاه را رها کرده و در تاریخ ۱۳۶۶/۱۲/۵ به جبهه‌های نبرد اعزام شد و برای چندمین بار به گردان حماسه‌ساز بلال لشکر ۷ ولیعصر (عج) رفت و به ارتفاعات صعب‌العبور غرب میهن اسلامی اعزام شد و این‌زمانی بود که عملیات پیروزمندانه والفجر ۱۰شروع‌شده بود و در آن شب که ستاره‌های آسمان شاهد حماسه‌های فرزندان غیور این ملت بودند غلامرضا نیز بر دشمنان بعثی شجاعانه یورش می‌آورد و سرانجام در صبح روز ۴ فروردین ۱۳۶۷ در ارتفاعات ریشن برای برپایی جمهوری اسلامی در کشور مظلوم عراق هدف اصابت گلوله کفار بعثی قرار گرفت و روح پرفتوحش به آسمان‌ها پر کشید.

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:

«بسم الله الرحمن الرحیم

والعصر ان الانسان لفى خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

 

دفتر قلبم را باز مى‌کنم و بر اول برگش نام تو را مى‌نویسم و سخنم را با نام تو آغاز مى‌کنم. اى آفریننده جهان هستى و اى قادر متعال اى کسى که همه قدرت‌ها در ید قدرت توست. اى درهم شکننده ستمگران و یارى دهنده مظلومان، اى محبوب دل‌هاى شکسته به تو پناه مى‌آوریم چه گناهان و چه معصیت‌ها که در پیشگاهت مرتکب شده‌ام پروردگارا در محضرت به کدامین گناهم اعتراف کنم که خود ناظر به تمام اعمالم بوده‌اى.

پروردگارا مى‌دانم که گناهانم آنقدر بزرگ است که قابل بخشش نیست و اما این را هم مى‌دانم که تو آنقدر کریمى و رحیمى که هر که را بخواهى عفو میکنى و من نیز امید به عفو و گذشت تو دارم. پروردگارا با عدالت با من رفتار مکن بلکه با عفو و بخشش با من رفتار کن.

پروردگارا مرا در راهى که قدم گذاشته‌ام ثابت قدم و استوار بگردان پروردگارا.

اى معبود من اى امید آرزوى من آرزوهایم این است که در دنیا زیارت حسین ابن على (ع) و در آخرت شفاعت امام حسین (ع) را نصیبم گردانی.

پروردگارا مرگم را شهادت و زندگیم را قدم گذاشتن در راه شهیدان قرار بده.

پروردگارا امام امت را تا انقلاب حضرت ولى عصر (عج) حفظ بگردان و امت امام را توفیق پیروى از امام عطا بفرما.

خطاب به دوستان: نصیحت برادر کوچکتان را عمل کنید همیشه بیاد خدا باشید و پیرو خط امام، مسجد را ترک نکنید و جلسات قرائت قرآن را همیشه برگزار کنید.

خطاب به پدر و مادرم: مى‌دانم که از بدو تولدم تا به حال غیر از ناراحتى و درد سر چیزى برایتان نداشته‌ام مادر عزیزم مى‌دانم که در زندگى مصیبت‌هاى زیادى را دیده‌اى و این بار فراق من نیز برایت مشکل خواهد بود ولى صبر را پیشه خود کن که خدا با صابران است.

و اما پدر عزیزم مى‌دانم که تو نیز چون مادرم در زندگیت مصیبت‌هاى زیادى را دیده‌اى ولى همیشه دیده‌ام که از همه صابرتر بوده‌اى این بار نیز صبر داشته باش.

برادران و خواهران عزیزم پدر و مادرم را دلدارى دهید و امید به خدا داشته باشید همچنین به خواهر بزرگم و فرزندانش بسیار سر بزنید و مواظب آن‌ها باشید. دیگر عرضى ندارم بجز سلامتى همگى شما.

دسته بندی: وصیت نامه برچسب ها:

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

<script>