نگاهی  به زندگی سردار شهید «هرمز محمد بیگلو»

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، به مناسبت سی و هشتمین سالگرد شهادت سردار شهید «هرمز محمد بیگلو» فرمانده پادگان آموزشی شمال کشور فصل‌هایی از زندگی این شهید گیلانی را از نظر می‌گذرانیم.

زندگینامه شهید

سردار شهید «هرمز محمد بیگلو» سوم اسفند سال ۱۳۳۷ در خانواده‌ای مسلمان و متدین در شهرستان «رشت» دیده به جهان گشود.

وی در به زانو در آوردن نظام طاغوت و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به همراه دوستان خود فعالیت و تلاش چشمگیری داشت و موتور حرکتی بین دوستان و جوانان بود و سهم بسزایی در به ثمر رسیدن نظام مقدس جمهوری اسلامی در منطقه داشت و خدمات فراوانی ارائه کرد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای حفظ دستاوردهای آن در تمامی صحنه‌ها حضوری شجاعانه و فعال داشت و در سرکوبی توطئه‌های ضد انسانی و ضد اسلامی منافقین بسیار زحمت کشید و با تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی به عضویت بسیج درآمد و پس از مدتی کوتاه به همراه چندتن از دوستانش برای فراگیری فنون نظامی به تهران رفت و تحت نظر یکی از بهترین مربیان که سال‌ها تجربیات نظامی در لبنان و فلسطین داشت بنام شهید «محسن چریک» فنون نظامی را فرا گرفت و همچون فولاد آبدیده شد.

شهید «هرمز محمد بیگلو» مجدد به شهرستان رشت مراجعت کرد و به آموزش نیروهای بسیج و سپاه کمر همت بست، در غائله انزلی زحمات زیادی را متحمل شد و آسایش و امنیت را به مردم شهید پرور تقدیم کرد.

وی در توطئه دانشگاه که از سوی دشمنان اسلام و انقلاب تدارک دیده شده بود و در صدد بودند این سنگر مقدس علم و دانش را تبدیل به جنگ و خونریزی کند، خدمات شایانی کرد و توانست این توطئه را در نطفه خفه کند.

شهید «هرمز محمد بیگلو» به همراه دیگر دوستانش در مدت یک ماه ساختن پادگان نظامی چالوس و امکانات آموزشی آن را فراهم می کنند و به عنوان فرمانده پادگان آموزشی المهدی(عج) چالوس انتخاب و سه پایگاه آموزشی (ساری، رامسر، منجیل) نیز زیر نظر ایشان انجام می‌گرفت و در طول مسئولیت خود با همه مشکلات موجود در پادگان به آموزش نیروهای اعزامی با جدیت و پشت کاری عظیم خدمت کرد.

با تلاش و همت والای شهید بیگلو بود که خیل عظیمی از نیروهای رزمنده گیلان و مازندران توانستند در جبهه های غرب و جنوب به مقابله با خصم زبون و دیو صفت وابسته به شرق و غرب برخیزند و از خودشان رشادت و دلاوری و افتخار و نامی نیکو و پایداری به یادگار بگذارند.

سردار شهید «محمد بیگلو» این دلاور جوان و رزمنده اسلام با اینکه مسئولیت خطیر آموزش نیروها را بر عهده داشت و ۲۶ هزار نفر از نیرو‌های سپاه و بسیج را تعلیم و آموزش نظامی داد، لیکن خود بی قرار حضور مستمر در جبهه های حق علیه باطل بود و نمی توانست دوری از میدان نبرد و رزم با دشمن بعثی را تحمل کند و به قول خودش دوست داشت در دانشگاهی باشد که در هیچ جای کره زمین پیدا نمی‌شود دانشگاهی که انسانهای وارسته درس آئین کشور داری، شجاعت و دلاوری، دفع ستم و حمایت از مظلوم، راه و روش اطاعت از ولی امر مسلمین را به نحو شایسته فرا می‌گیرند و با عمل خود، به دیگران آموزش می‌دهند.

در پاوه که جولانگاه سرسپردگان اجانب شده بود، شهید بیگلو مشتاقانه بسوی پاوه هجرت و در بهار ۵۸ در کنار شهید والا مقام دکتر «مصطفی چمران» تجربیات تازه‌ای در جنگ کوهستانی آموخت، در عملیات بیت‌المقدس شرکت فعال داشت و در «جفیر» و «کوشک» شرکت و بر اثر اصابت ترکش خمپاره زخمی می‌شود.

سردار رشید اسلام شهید والامقام «محمدبیگلو» برای قرب الهی و انجام وظیفه اسلامی‌ و به حکم تکلیف در تابستان ۶۱ دختر مومنه‌ای را به عقد خود در آورد و ۲۷ روز پس از ازدواج به سوی میدان‌های رزم و نبرد با دشمنان بعثی شتافت که در تاریخ ۲۴ تیرماه ۶۱ در عملیات رمضان در منطقه «شلمچه» ندای حق را لبیک گفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پیکر پاک او به رشت انتقال یافت و در میان حزن و اندوه مردم رشت تشییع و در گلزار شهدای تازه آباد به خاک سپرده شد.

قسمتی از وصیت نامه شهید

لا یَستَوی القاعِدوُنَ مِنَ المُؤمِنینَ غَیرُ أُولی اضَّرَرَ وَالمُجاهِدوُن فی سَبیلِ اللهِ بِاَموالِهِم وَ اَنفُسِهِم فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ بِاَموالِهم وَ اَنفُسِهم عَلیَ القاعِدینَ دَرَجَهً وَ کُلّا ً وَعَدَاللهُ الحُسنی وَ فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلی القاعدینَ اَجرا ً عَظیما . دَرَجاتٍ مِّنهُ وَ مَغفِرَهً وَ رَحمهَ وَ کانَ اللهُ غفوراً رَحیما

سوره نساء آیه (۹۵)

هرگز مومنانی که بدون عذر مانند نابینایی، مرض و فقر از کار جهاد باز نشینند با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند خداوند مجاهدان را که با مال و جان خود جهاد نمودند بر کافران بهتری بخشیده و هر یک از اینان وعده پاداش نیک داده و مجاهدان را بر قاعدان برتری و پاداش عظیمی بخشیده است درجات مهم و عالی از ناحیه خدا و آمرزش و رحمت نصیب آنان می گردد و لغزش های احتمالی و یا کوچک آنان مورد آمرزش خدا قرار می گیرد چرا که خداوند آمرزنده و مهربان است.

ای پویندگان راه حق و حقیقت، سلام آتشین مرا بپذیرید. من با آگاهی و شناخت کامل پا به راه الله، که همان راه حسین (ع) است، گذاشتم و به ندای هل من ناصراً ینصرنی، که در این زمانه از حلقوم مبارک حضرت امام خمینی (رض) این رهبر عظیم الشان جهان اسلام است، لبیک گفتم.

انتهای پیام/