در یک تعریف ساده فرار مغزها اشاره به مهاجرت دائم یا مقطعی بخشی از استعدادهای بالقوه که در درون جامعه فرصت بروز پیدا نکرده اند

یکی از کلید واژه هایی که در سال های اخیر زیاد درباره آن بحث شده است و در رسانه ها نیز به آن پرداخته شده است، موضوع فراز مغزهاست. در یک تعریف ساده فرار مغزها اشاره به مهاجرت دائم یا مقطعی بخشی از استعدادهای بالقوه که در درون جامعه فرصت بروز پیدا نکرده اند و یا استعداد های بالفعلی که در درون یک جامعه فرصت شکوفایی بیشتر نداشته اند دارد که برای پیشرفت علمی و زندگی فردی خود به بیرون مرزهای کشور می روند، لذا به وجود آمدن این شرایط را می توان مهاجرت یا فراز مغزها نامید.
محمد مهدی حکیمی، کارشناس مسائل فرهنگی و رسانه ای در گفتگو با خبر گزاری بسیج پرس در رابطه با مسئله فرار مغزها اظهار داشت: مطمئنا جامعه ای که نیروهای جوان و با استعداد خود را به دلایل و محدودیت های مختلف از دست می دهد، یک خسران علمی و یک معضل فرهنگی و اجتماعی محسوب می شود و نتایج آن در عرصه سیاست و اقتصاد کشور در آینده نزدیک به خوبی قابل مشاهده خواهد بود، زیرا برای یک جوان، مجموعه های مختلفی اعم از نهاد خانواده، نظام آموزش و پرورش و بسیاری از دستگاه های مختلف هزینه کرده اند، ولی ساختار مدیریتی و مجموعه علمی کشور توانایی نگهداشت این سرمایه ها را در درون کشور پیدا نکرده است.
وی در ادامه افزود: البته میان این گروه نخبه مهاجر، باید یک دسته بندی صورت گیرد، برخی از این افراد واقعا به دلیل محدودیت های داخل کشور به سایر کشورها مهاجرت می کنند و پس از کسب علوم و مهارت های مورد نیاز به کشور بر می گردند و مشغول به فعالیت می شوند، برای این دسته منافع ملی و عمومی مردم اولویت اول است. دسته دیگر افرادی هستند که به واسطه فرصت های بهتر شغلی و علمی و منافع شخصی به سایر کشورها مهاجرت می کنند و هر چقدر هم شرایط داخلی کشور در حد قابل قبول فراهم باشد، ولی رشد و خوشبختی خود را در خارج مرزها جستجو می کنند. این افراد به مرور دچار ازخودبیگانگی فردی، گروهی (خانوادگی) و اجتماعی(ملی و ارزشی) می شوند و بازگشتشان به کشور ناممکن و بی فایده خواهد شد، لذا باید نظام آموزشی و تربیتی کشور به صورت جدی در این رابطه بازنگری شود.
این کارشناس مسائل فرهنگی و رسانه ای نقش نظام سلطه در فرار مغزها را اینگونه تبیین نمود: در این میان، نظام سلطه و کشورهای غربی همیشه به دنبال جذب این دو گروه هستند تا بتوانند، از ظرفیت های علمی و توانایی های مهارتی نخبگان استفاده کنند و همواره گزینه ها و پیشنهادات بهتری را برای این افراد مهیا می کنند تا در فرایند تصمیم گیری خانواده و فرد نخبه به این جمع بندی برسد که فضای بیرون کشور محیط بهتری برای رشد او محسوب می شود.
وی ابراز کرد:لازم به توضیح است که مقوله فرار مغزها فقط معطوف به کشور ایران نیست، و فرایند شناسایی، جذب و استفاده از نیروهای فکری کشورهای مختلف یک راهبرد محوری برای کشورهای سرمایه دار محسوب می شوند و به تعبیری یک جنگ بر سر جذب نیروهای نخبه میان کشورها وجود دارد.
حکیمی با اشاره به بستر موجود درجامعه برای اینکه افراد نخبه ماندگار شوند، اظهار کرد: شرایط مختلفی برای ممانعت از فرار مغزها باید صورت گیرد، اساسا باید به گونه ای نیروهای جوان در طول دوران کودکی و نوجوانی تربیت شوند که اگر هم در جمع بندی بعد از دبیرستان یا بعد از دانشگاه فضای علمی خارج کشور را پسندیدند، این مهاجرت را به عنوان یک سفر علمی در جهت کسب مهارت های مختلف در نظر بگیرند و این فرصت را برای بازگشت به کشور و خدمت به مردم کشور در نظر داشته باشند، زیرا شاید در برخی موارد ما تا سال ها نتوانیم شرایط اقتصادی و علمی برخی از حیطه ها را در داخل کشور مهیا کنیم.
حکیمی در همین راستا ادامه داد: البته ناگزیریم که حداقل شرایط را برای حضور این افراد در داخل کشور فراهم کنیم. برای نمونه در عرصه سیاسی باید قبول کنیم که همه افراد نگاه فکری و سیاسی مورد پذیرش ما را ندارند، لذا در عین رعایت موازین اخلاقی، اعتقادی، امنیتی و مواردی اینچنینی، باید فرصت آزادی افکار و حضور نخبگان در همایش های بین المللی و رفت و آمدهای مختلف را فراهم کنیم، که یک نخبه علمی که حساسیت های درونی مخصوص به خود را دارد، احساس تنگنا و اسارت به خودش ندهد تا عاملی در جهت ترک کردن کشور شود.
وی با یادآوری حل و فصل معضل اقتصادی نخبگان در کشور تصریح کرد: همچنین از لحاظ اقتصادی باید اولویت اول دستگاه های مرتبط همچون وزارت علوم، بنیاد نخبگان تامین حداکثری امکانات، تجهیزات و رفاه معیشت نخبگان داخلی باشد زیرا در آینده ای نه چندان دور ثمرات و فواید آن به صورت بسیار بهتر و بیشتر به جامعه باز خواهد گشت.  همچنین باید از جهت فراهم نمودن شرایط اجتماعی، نخبگان هویت مناسبی به عنوان یک شهروند ایرانی داشته باشند تا ضمن حفظ جایگاه و شان اجتماعی، بتوانند خودشان را در فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور احساس کنند.
حکیمی به نقش پررنگ رسانه ها و مسائل فرهنگی در مسئله مهاجرت نخبگان اشاره کرد و اذعان داشت: به جز شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، باید شرایط فرهنگی و تبلیغی نیز مورد توجه قرار گیرد، لذا نظام رسانه ای و تربیتی کشور باید در طول رشد کودکان و نوجوانان گره های ذهنی و تصورات قالبی که احیانا در وجود افراد شکل گرفته است را به صورت مناسب روشن کرده و ابهامات ذهنی از شرایط سیاه نمایی داخلی کشور و شرایط آرمانی خارج کشور را به صورت منصفانه و واقعی تشریح کند تا در یک وضعیت تصمیم گیری منطقی، فرد نخبه حضور یا مهاجرت و یا برگشت یا عدم بازگشت به کشور را در درون خود پاسخ دهد.
این کارشناس مسائل فرهنگی و رسانه ای با مقایسه امکانات موجود در ایران و خارج از کشور، افزود: بسیاری از نخبگان داخلی در زمان ترک کشور، نیازها و احتیاجات حداقلی را از مسئولین مطالبه می کنند، لذا تأمین ملزومات مورد نیاز جوانان نخبه همانگونه که اشاره شد، باید اولویت اول در فرایند تدوین بودجه و اختصاص منابع در میان دستگاه های مرتبط باشد. برای مثال، امکان تدوین پروژه های علمی و تحقیقاتی به عنوان بخشی از مدت خدمت سربازی یکی از اقدامات بسیار مناسب برای جذب نخبگان در درون کشور بوده است.
وی تعامل مسئولین و نخبگان را مهم ارزیابی نمود وخاطرنشان کرد: به جز بخش امکانات و شرایط حداکثری که شاید ما هنوز توان تحقق آن را برای اساتید و نخبگان درجه یک نداشته باشیم، ولی نوع تعامل و مواجهه مسئولین و مدیران کشور با ایشان و صحبت دوستانه و بکارگیری واقعی ایشان در امر تصمیم گیری و تصمیم سازی می تواند نخبگان را نسبت به تحمل سختی ها و درک شرایط موجود جامعه کمک نماید. به عنوان مثال، وقتی، یک نخبه در حوزه صنعت نیرو، می بیند که هیچ شرایط علمی و امکانات و تجهیزات عملی وجود ندارد و از سوی دیگر در فرایند علمی، سیاست گذاری، مدیریتی و اجرایی نهادهایی همچون وزارت نیرو هیچ جایگانی ندارد، مقدمات دلسردی و مهاجرت دائم آن فرد بوجود خواهد آمد.
کارشناس مسائل فرهنگی و رسانه ای در برشماری راهکارهای جذب نخبگان فکری و علمی در کشور ابراز داشت: ساخت مستندهایی از زندگی این افراد و معرفی آن به اقشار مختلف می تواند یک عامل مهم انگیزشی در وجود نخبگان باشد تا ایشان احساس کنند، شخصیت، توانمندی و ارزش های ایشان در درون جامعه ارج داده می شود.  همچنین سوق دادن برخی از موقوفات و حمایت برخی از ثروتمندان نسبت به حمایت مالی و عملی از ایشان نیز می تواند یکی از راهکارهای عملی در جذب نخبگان فکری و علمی باشد.
رحیمی در پایان با ارائه پیشنهادی برای مسئولان مربوطه خاطرنشان کرد:  اساسا باید مسئولین بدانند که نخبگان جوان و اساتید نخبه، در وهله اول نیاز به احترام و حفظ شئونات اجتماعی دارند، لذا نحوه برخورد با این افراد در مجموعه های اداری نباید به شیوه ای غیرمحترمانه باشد. زیرا این افراد نیروی انسانی خاص حاصل زحمات بسیاری از خانواده ها و تلاش معلمان دلسوز زیادی بوده اند و نباید با سوء رفتارها و شرایط بروکراتیک اداری ذهنیت های ایشان را مخدوش ساخت. لذا جلسات فردی وگروهی مسئولین مدیریتی و اجرایی کشور به صورت مستمر با نخبگان می تواند راهکار موثری برای این موضوع باشد، زیرا در بستر این شیوه ارتباطی، هم مسئولین دغذغه ها و محدودیت های خویش را به صورت واقعی به نخبگان منتقل می کنند و هم نخبگان می توانند انتقادات و نقطه نظرات خود را به صورت شفاف مطرح نمایند و بسیاری از ابهامات ذهنی ایشان در این فرایند بر طرف خواهد شد. این شیوه شاید اصلی ترین، اثرگذار ترین و ساده ترین راه علقه میان کشور و نخبگان جامعه باشد، شیوه ای که سال هاست توسط رهبر معظم انقلاب در دیدارهای عمومی و گروهی و حتی خصوصی با نخبگان عرصه های مختلف شده است و باید مورد الگوگیری توسط مسئولین کشور قرار گیرد.
دسته بندی: آخرین اخبار, اجتماعی, اخبار ویژه, مصاحبه برچسب ها:

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

<script>