شهادت باران رحمتی است که شامل حال ملت بپاخاسته شده استبه گزارش خبرنگار بسیج پرس به نقل از خبرگزاری دفاع‌پرس؛ از ساری، به مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس و در سالروز شهادت شهید «عابدین زاهدیان تجنکی» وصیت‌نامه این شهید بزرگوار منتشر می‌شود.

شهید «عابدین زاهدیان تجنکی» فرزند «یوسفعلی» هشتم تیر ۱۳۴۴ در بابل به دنیا آمد و در یازدهم مهر ۱۳۶۲ در مریوان به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید:

به نام خداوند پرورش دهنده خون شهیدان

سلام بر پیامبران الهی به ویژه به پیامبر بزرگ اسلام پایان بخش رسولان و خاندان عصمت و طهارتش و سلام بر شهیدان به خون غلطان عصرمان و سلام بر مجاهدان فی سبیل الله و تشنگان و عاشقان به حق شهادت و سلام به حضرت حجه‌بن‌الحسن العسگری ارواحنا الفدا و نائب بر حقش آیت حق موسی زمان خمینی بت‌شکن و یاران باوفایش و بالاخره سلام بر اولیان گرامی و بزرگوارمان ارجمندم گلهای شکوفای گلستان خانواده پدر و مادر گرانقدرم امیدوارم که سلام این فرزند نافرمان‌تان را که از کوهها و زمینها و رودخانه‌های خونین کردستان و از سیماهای ملکوتی و روحانی رزمندگان اسلام و از خون شهیدان پاکباخته بدون غسل و کفن و بی‌سر و تن پاسداران می گذرد با لطف و محبت و بزگواری خودتان که دائماً در نهان و آشکار احساس و لمس می‌کردم بپذیرید.

خدایا! من در مقابل دو چیز بر طبق وظیفه‌ای که به من واگذار شده بود حقاً بجا نیاورده و این موضوع تا لحظات آخر مرگ مرا رنج می‌دهد اول آنکه از نعمتها و الطاف‌های الهیت که اولی مرا خلق و وارثان شیعیان خلق کرده ای و ثانیاً توضیحات که به من عطا فرموده‌ای و نگذاشته‌ای که من هم مانند دیگر منافقان جنگ و سرانجام مرگ با سعادت را نصیب من کردی و در مقابل نعمت‌های بی‌شمار فوق ذکر شرمنده‌ام و حتی وظیفه‌ای که داشتم و آنطوری که مورد قبول خودم هم باشد ادا نکرده‌ام.

دوم اینکه نیکی‌ها و انسان‌هائی که در قرآن بر پدر و مادر برای ما معین فرمودی که من در مقابل آن همه محبتها عواطف پاک مادری و پدری نافرمانی کرده و همیشه آنها را پرخاش می‌کردم من چطور حاضر شوم در فردای قیامت چشمان آنها در حالیکه غرق در گناه هستم. سلاح و مسئولیت خود را به بازماندگان که کارشان بس عظیم است می‌سپارم.

ای ملت عزیز در رژیم گذشته یکی از شیوه‌های استعماری این بود که زندگی را فقط به خوردن و خوابیدن و تشکیل یک زندگی نوین رویائی و تسلیم بی‌چون و چرای حاکمیت نسبت به اوضاع سیاسی و اجتماعی مملکت را بخورد مغزهای شستشو داده ما می‌دانند که متأسفانه آن ایده‌های استعماری و منطق مارکسیستی در بین ماها وجود دارد، باید بدانیم که زندگی فقط به زنده ماندن به روش فوق نیست.

یک انسان مسلمان از ابتدای خلقت تا انتهای مرگ هدف دارد و از طرف خالق یکتایش وظیفه‌ای برای او تعیین و تکلیف شده است و بعد از مرگ در جهانی دیگر اعمال دنیائی خود را تحویل درگاه حضرت رب العالمین می‌دهد و خوشا به سعادت آنهائی که رفتند و سرافرازی آخرت خود را برای خود تضمین کرده‌اند و این برای من ننگ است که بعد از سه سال از جنگ و از دست دادن بیش از چهارصد هزار شهید و معلول و مجروح و با وجود بودن دشمن هنوز در خاک مقدس‌مان که همه اینها در فردای قیامت به علاوه بر وظایف شرعی در مقابل شهدا باید پاسخگوی خون بنا حق ریخته آنها باشیم در کنج خانه بنشینیم با امیال نفسانی و مادی خود را مبنی بر دنیاپرستی و خوشگذرانی که آنهم فانی است تداوم بخشیم.

بهرحال مرگ حق و حتمی است و خداوند یکی از نعمت‌های بیکرانش همین هستی و جان ماست که به ما عطا کرده و من هم این جان ناقابل خود را در مقابل فضائل و توفیقات بیشمار او تقدیم می‌نمایم که براستی امروز شهادت باران رحمتی است که از طرف خداوند شامل حال این ملت بپا خواسته شده است و به یقین با وجود چنین رحمتی است که از طرف خداوند شامل حال این ملت بپاخاسته شده است و به یقین با وجود چنین رحمتی مرگ طبیعی برای من نتایج بدبختی و بی‌عرضگی است.

گرچه تقدیرات الهی خدا از خواسته‌های انسان است من در همین جا حرفم را تمام می‌کنم. امیدوارم که این جنگ هر چه زودتر به پیروزی نهائی به نفع اسلام تمام شود. آمین. از دوستان و آشنایان هر کسی از من بدی دیده مرا ببخشید.خداحافظ همگی شما باشد.

انتهای پیام/