رهاشدگی در خِرد ورزی فرهنگی و منافع ملیگروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس- داوود عامری؛ در این که فرهنگ در ایران پیشینه طولانی دارد، تردیدی نیست و این امر را می‌توان در بررسی و مطالعه پژوهشگران مختلفی مشاهده کرد. واژه فرهنگ از دو جزء «فرّ» و «هنگ» تشکیل شده است. فرّ به معنای نیروی معنوی، شکوه، عظمت، جلال و درخشندگی است و «هنگ» نیز ریشه اوستایی به معنی کشیدن، بیرون کشیدن مجموعه دانستنی ها، نیرو‌ها و استعداد‌های نهفته افراد یک ملت برای پر بار کردن پدیده‌ها و خلاقیت‌های ناشناخته آدمی دارد.

این معنا و قدمت نشان می‌دهد که از گذشته‌های دور فرهنگ با دو بعد معنوی و مادی مورد نظر ایرانیان بوده است، بنابراین معنای واژه فرهنگ با تعاریف آن که عبارت است از «مجموعه ارزش‌های مادی و معنوی که توسط انسان‌ها در طی تاریخ انسانی آفریده شده است» انطباق دارد.

با این تعریف، باید رفتار‌های جمعی و فردی را گوشه‌هایی از بروز فرهنگی جامعه دانست، لذا کنشگری جمعی را ملهم از فرهنگ می‌دانیم و این کنشگری شامل تمامی زمینه‌های رفتاری موجود در جامعه، اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، دفاعی و … می‌شود.

یکی از ویژگی‌های مهم فرهنگ ایرانی، خردگرایی و خرد ورزی فردی و جمعی است. این خرد ورزی توسط نخبگان در اعصار مختلف در جامعه تزریق شده و باعث گردیده است که در شرایط دشوار، تصمیمات جمعی درست و در جهت حفظ منافع مشترک و هویت ملی گرفته شود.

شواهد تاریخی مختلفی برای این مدعا می‌توان برشمرد. به عنوان نمونه بعد از حمله اسکندر به ایران، سلوکیان مدت زمان زیادی نتوانستند در ایران حکومت کنند و یک کنش خردمندانه جمعی، هویت ایرانی را با عظمت‌تر از قبل احیا کرد و همینطور، پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی، ایرانیان با پذیرش آیین رحمانی اسلام، راه اهل بیت را برگزیدند تا هم بتوانند به سرچشمه اصیل دین مبین اسلام که در آموزه‌های ائمه معصومین متبلور بود، نزدیک شوند و هم با امتزاج عناصر اصیل و فاخر فرهنگ ایرانی با مقوم‌های انسان ساز و معنوی آموزه‌های اهل‌بیت، هویت جدیدی از ایرانی و فرهنگ ایرانی ایجاد کنند.

همینطور پس از حمله مغولان و از بین رفتن زیرساخت‌های فرهنگی کشور مثل مساجد، دارالحکمه ها، مکتب‌ها و مدارس علمی و نظامیه‌ها و کشته شدن دانشمندان بی شماری، مجدداً با ابتنا بر خرد ورزی جمعی و فرهنگ ریشه دار هویت‌مند اسلامی- ایرانی، ایرانی توانست در اندک مدتی، مغولان وحشی و غارتگر را از لحاظ خلق و خو و باور تعدیل و حتی آن‌ها را به تربیت و فرهنگ ایرانی متمایل کند.

البته ناگفته نماند که تلاش‌های بزرگان و نخبگان هر زمان در این راه بی تاثیر نبودند که در واقع ثمربخشی تلاش‌های آنها، به واسطه خردورزی جمعی بود که می‌توانست به بار بنشیند و جامعه به صورت غیر اعلامی خود را با نخبگان هماهنگ کرد و بدین طریق امکان بازسازی هویت ملی در آن شرایط سخت و غیر قابل تصور فراهم شد.

همینطور می‌توان از فرهنگ مقاومت و ایثار جمعی در هشت سال دفاع مقدس به عنوان یک شاهکار فرهنگی نام برد که ملت ایران با درک شرایط کشور پس از انقلاب و مواجه شدن با یک تهاجم همه جانبه خارجی ناجوانمردانه، اتحاد و یکپارچگی جمعی را برای مقابله با دشمن اولویت اول تشخیص دادند و با پیروی از رهبر خود، داوطلبانه صف‌های حضور در جبهه و ستاد‌های حمایت از رزمندگان را هیچگاه خالی نکردند و لحظه‌های پر از شکوه و عظمت برای تاریخ آیندگان به نام ملت ایران و هویت ایرانی- اسلامی خلق کردند.

در مقابل اینها، اخیراً اتفاقات و رفتار‌هایی در جامعه و بعضی نخبگان دیده می‌شود که جای تاسف دارد که واقعاً دل هر انسان مسئولیت‌پذیر و وطن دوست را به درد می‌آورد. در شرایطی که کشور به علت شرایط تحریم و کرونا و افت قیمت نفت و فشار‌های دشمن در تنگنا قرار دارد، خرد جمعی ایجاب می‌کند که در چنین شرایطی، تک تک افراد جامعه با احساس مسئولیت و با اتکا به پشتوانه و سابقه چنین فرهنگ و همتی که در ادوار مختلف تاریخی داشته اند، به فکر منافع ملی و منافع جمعی باشند و با کمک به بهبود شرایط – هر کسی به اندازه وسع و امکانات خود- به عبور از این شرایط و آسان‌تر کردن آن کمک کنند. به عنوان مثال حق ملت و نخبگان است که باید از مفاد طرح راهبردی با چین مطلع شوند، اما قضاوت عجولانه و عدم اطمینان به مسئولین، راه حل مشارکت جمعی در سرنوشت کشور نیست و یا مغشوش کردن افکار عمومی و انحراف آن‌ها از درک شرایط و واقعیات موجود زیبنده ایرانی نیست. متاسفانه یک نوع رقابت بی معنای سیاسی، اقتصادی و … راه افتاده که گویا افراد به غیر از منافع خود به چیز دیگری فکر نمی‌کنند. این رفتار خارج از عرف و فرهنگ جامعه را در احتکار بعضی از اقلام بهداشتی در اوایل شروع کرونا در مناطقی و توسط برخی افراد ملاحظه کردیم. اگرچه غالب مردم بر اساس فرهنگ فطری و آموزه‌های دینی خود عمل کردند، اما باید گفت که کار با مصلحت آن است که مطلق نکنیم؛ لذا باید گفت که، چون این نوع رفتار‌ها به اندازه کافی در افکار عمومی از انکار تقبیح مواجه نمی‌شود یک نوع رهاشدگی از سوی نخبگان و عامه نیز تلقی می‌گردد و به نظر می‌رسد مسئولیت پذیری هر فرد در مقابل کشور و میهن کم رنگ شده و کمی به فراموشی رفته است.

البته تا حدودی برخی عکس العمل‌ها ممکن است قابل توجیه باشد، اما واقعیت امر این است که برای عبور از این شرایط بحرانی، تنها چیزی که می‌تواند بیشترین کمک را بنماید، همکاری جمعی و صیانت از وحدت و همبستگی ملی است.

این همکاری جمعی نیز وابستگی شدیدی به خرد ورزی جمعی و فرهنگی دارد که گویا در جامعه ما رها شده و نه تنها از طریق مراجع فرهنگی به آن توجه نمی‌شود، بلکه کاملاً رها شده و به عنوان یک برنامه فرهنگی در دستور کار متولیان هم نبوده و نیست، چرا که رفتار‌های فردی مبتنی بر منفعت و نگاه جناحی در حال گسترش است و گاهی منافع ملی و انقلابی فراموش می‌شود و گاهی نیز نه تنها نشانه‌هایی از خرد جمعی و فرهنگی ندارد، بلکه به شدت در حال دامن زدن به شرایط است که مطلوب دشمنان انقلاب و نظام است و دود این آتش به چشم همگان خواهد رفت. شاید این رهاشدگی به خاطر فردی و جناحی بودن برخی رفتار‌ها در جامعه اتفاق افتاده، اما عدم کنش عقلایی جمعی یک زنگ خطر و لزوم توجه به موضوع را مورد تاکید قرار می‌دهد و لازم باشد قبل از انجام هر رفتاری کمی به آن فکر کنیم، اگر آن رفتار مغایر منافع ملی، انقلابی و به دور از مسئولیت‌های ملی و اجتماعی ماست، از آن پرهیز کنیم.

انتهای پیام/ ۱۴۱