خون شهید انسانها را به سوی حق حرکت می دهد

به گزارش خبرنگار بسیج پرس به نقل از خبرگزاری دفاع‌پرس؛ از رشت، «جمشید عاشوری مقدم» فرزند «ربیع» در اول تیر ۱۳۴۴ در روستای «كوزان گیگاسر» از توابع شهرستان «شفت» به دنیا آمد و در تاریخ نهم ارديبهشت ۱۳۶۶، در «شلمچه» بر اثر اصابت تركش به صورت، سينه و پا به شهادت رسيد.

وصیتنامه شهید:

سپاس بی کران به خداوندی که رب العالمین، غفور، رحیم، یکتا، بی همتا و صاحب عرش عظیم است؛  درود بر حضرت محمد که رسول خدا و خاتم انبیاء و هادی بشریت از ظلمات به نور است؛ سلام بر بزرگ بانوی نمونه اسلام در قیامت شفاعت گر دوستان اهل بیت و فرزندان فاطمه (سلام الله علیها)؛ و سلام بر یگانه عدالت گستر گیتی و نجات دهنده محرومان از بند ستمگران؛ و سلام بر رهبر بزرگوار انقلاب و روح پاک شهیدان راه  حق و عدالت.

عاشقم دیوانه ام از خود ندارم خانه ای                       عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای

قبل از هر چیز درباره واژه شهید چند سطری می نویسم که نا آگاهان زمانه فکر نکنند کورکورانه راهی را پیموده ام و بیهوده جان عزیز خود را از دست داده ام و در گذر از لحظات زندگی گاهی مواجه با ارزشهای والای انسانیت در خود فرو می روم و آنگاه است که در ظواهر فریبنده زندگی خویشتن خویش را یافته و روی به سوی خدا می نمایم. آری زمانی که از جهان مادی جدا شده و به خدا می پیوستیم فارغ از هر اندیشه بال و پر می گشاییم و پرنده سبکبال در آسمانی به وسعت تمامی پاکی ها به پرواز در می آید؛ شهادت تزریق خون به پیکر اجتماع است؛ شهید یعنی کشته راه خدا؛ خون شهید همانند خونی به پیکر اجتماع وارد می شود و به آن حیات می بخشد و انسانها را به سوی حق حرکت می دهد. شهید مانند چراغی است که در تاریکی راه را به گمشدگان نشان می دهد، مانند شمعی است که با سوختن خود جامعه را نورافشانی می کند؛ من نیز در این دنیا تنها دارایی ام یعنی جانم را از دست دادم تا شاید در میان هزاران شمعی که در گلستان های ایران شب و روز می درخشند راه را به گم شدگان نشان دهم.

سخنی با تو دارم مادرم؛ ای پاک ترین، مهربان ترین و فرشته ترین روی زمین، ای آنکه اگر از خدا نمی ترسیدم تو را می پرستیدم، در مقابل عظمت نگاهت به خاک می افتادم و خاک پای تو را می بوسیدم؛ ای مادرم، مهربانم ای آنکه بهتر از تو در جهان بعد از خدا کسی را نیافتم تو تمام لحظات شیرین زندگی را به پایم شب کردی، سلام بر روی ماه تو که با زحمات شبانه روزی توانستی به من روح ببخشی.

مادر عزیزم از تو می خواهم که زیاد در فکر من نباشی و هیچ غمی را به دل راه ندهی؛ مادر مهربانم یادت هست که به من گفتی: همیشه با وضو به تو شیر می دادم پس مطمئن باش خدا مرا در ردیف سر بازان اسلام قرار خواهد داد در روز قیامت همنشین فاطمه زهرا (سلام الله علیها) خواهی بود.

پدر جان امید وارم روزی بتوانم یکی از هزاران هزار زحمت شما را جبران کنم اما مرا عفو کن فرصت جبران محبتهای تو را نیافتم.

انتهای پیام/