تنها گذاشتن امام امت بی اعتنایی به خون شهداستبه گزارش خبرنگار بسیج پرس به نقل از خبرگزاری دفاع‌پرس؛ از بوشهر، شهید «ناصر خدری» در ۱۳۴۳/۱/۷ در بوشهر دیده به جهان گشود و در ۱۲ اسفند سال ۱۳۶۳ در جیهه سومار شهد شیرین شهادت را نوشید.

وصیتنامه شهید:

بسم رب الشهداء و الصدیقین

السلام یعلوا و لا یعلی علیه

گر مرد رهی میان خون باد رفت    از پای فتاده سرنگون باید رقت

سلام بر رهبر کبیر انقلاب و درود بر شهیدان همیشه جاوید، اکنون که در جبهه هستم و اگر سعادت داشته باشم و خدا لطف کند و نصیبم گرداند نعمت شهادت را چند کلامی را بعنوان وصیت نامه می نگارم.

روی اول سخنم با خانواده می باشد، خانواده عزیزم این وصیت را موقعی می خوانید که من دیگر در بین شما نیستم فقدان من برای شما خیلی سخت است و تحمل این مصیبت برای شما خیلی گران تمام می شود؛ اما بگذار حرفی را به شما بزنم و آن اینکه شما امانتدارید و مرا به امانت نزد خود نگه داشته اید تا به موقع خود به صاحب اصلی اش یعنی خدا برگردانید.

و چه خوب است که در مدت امانتداری تان، امانت خود را خوب محافظت کنید، خوب محافظت کردن امانت خدا به خوب تربیت کردن آن است و شما از عهده این کار برآمدید و چه خوب هم برآمدید.

خانواده عزیزم وصیتم به شما این است و اگر مرا دوست دارید به وصیتم عمل کنید مبادا در فقدانم بگریید و شیون و ناله کنید و دل دشمنان اسلام و مملکت شاد شود و دشمن گریه شما را نشانه عجز و ناتوانی شما بداند و اگر خواستید گریه کنید بر امام حسین (ع) و اهل بیت او گریه کنید.

اینک خصم مزدور بر مملکت قرآن یورش آورده، بر صغیر و کبیر این ملت رحم نمی کند به نوامیس این ملت تجاوز کرده، مردم بیگناه را قتل عام کرده و می کند از طرفی ندای قرآن بلند است که «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین ا… فان انتهو فلا عدوان الاعلی الظالمین».

و از طرف دیگر ندای هل من ناصر امام و رهبر کبیر انقلاب بلند است که ما را به یاری خواسته اینجاست که دیگر سکوت معنی ندارد و سکوت به منزله خیانت به اسلام و مسلمین است.

باید رفت، باید جنگید، باید کشت تا کشته شد، با این طرز تفکر باید به میدان نبرد رفت و از حیثیت اسلام دفاع کرد.

خواهرانم ( هم خواهران دینی و هم خواهران تنی ) شما بعد از کشته شدن من مسئولیتی بس خطیر بر عهده دارید.

رساندن پیام انقلاب مهم تر از ریختن خون من است، که ریختن خون بخاطر رساندن پیام مظلومی تمان به دنیاست و این رسالت بر دوش شماست.

اما وظیفه ای که بر دوش همه برادران و خواهران حزب الهی ام می باشد این است که قلبمان را نیازارید، معذب کردن قلب ما و بی اعتنایی به خون ریخته شده ما تنها گذاشتن امام امت و امید مستضعفان جهان است.

 بنابراین مبادا قدر این نعمت بزرگی را که خدا به ما ارزانی کرده ندانید، وظیفه شما اطاعت از فرامین امام تنها نگذاشتن وی در سخت ترین شریط انقلاب است.

 وظیفه شما در وحله ادامه دادن راه ما و پاسداری از خون ماست؛ اما حرفی که همه بخصوص خانواده ام درباره من می زنند این است که مرا ناکام خطاب می کنند، نه من غافل بودم و به معشوق رسیدم، بلکه مدت های مدیدی بود که دنبال معشوق بودم تا از او کام بگیرم بالاخره نیز چنین شد. بنابراین من کامیاب شدم از این دنیا رفت.

آری این چنین است جریان عروسی رهروان حسین بن علی (ع) و خداوند سبحان این چنین دوستان و عاشقان را به وصال معشوق می رساند، و چه خوش سعادتی است شهادت، اگر نصیب کسی شود.

و شما خانواده عزیزم هرگز نبایدتأسف بخورید که مرا از دست داده اید، بلکه از آنجایی که انسان ها آفریده شده اند برای امتحان و یکی از نشانه های امتحان ما خدمت به مسلمین است و من چون نتوانستم از عهده این مهم برآیم باید افسوس بخورم.

آری من نتوانستم خدمتی به ملتم بکنم، هر چه از دستم برآمد برای خدمت به اسلام و مسلمین کردم، امیدوارم که مورد قبول اول خدا بعد هم امت اسلام واقع گردد.

در آخر از تمام کسانی که به نحوی از من دلگیر شده اند تمنای بخشش دارم و از پدر و مادر و خانواده عزیزم می خواهم که اگر در زمان حیاتم حق پدر و مادریتان را بجا نیاورم مرا ببخشید.

دیگر عرضی ندارم، برای آخرین بار از خانواده و تمام دوستان و آشنایانم خداحافظی می کنم.

خادم کوچک اسلام

فرزند حقیرتان

انتهای پیام/