خبرگزاری مهر_ گروه فرهنگ: استعمار فرانسه از سال ۱۸۳۰ کشور مسلمان الجزایر را به اشغال خود درآورد و مدت ۱۳۲ سال بر آن حکومت کرد. فرانسه در این مدت طولانی تلاش بسیار کرد تا فرهنگ، زبان، خط و دین مردم را تغییر داده و به آنها هویتی فرانسوی ببخشد.

در نتیجه، کلیساهای بسیار ساختند و یا مساجد را تبدیل به کلیسا کردند. زبان و خط عربی را از بین برده، زبان و خط فرانسوی را جایگزین آن کردند و…

طبق نقل مردم در این مدت بیش از نیمی از مردم یعنی ۵/۵ میلیون الجزایری را به شهادت رساندند، از جمله فجیع‌ترین جنایات کشور مدعی فرهنگ، تمدن و منادی حقوق بشر، بریدن سر رهبران دینی، فرماندهان مقاومت و شخصیت‌های مبارز و بزرگان الجزایر و فرستادن آن به پاریس بود. این سرها برای نشان دادن افتخارات فرانسه در موزه تاریخ طبیعی «موزه انسان» به نمایش عموم در می‌آمد تا بیانگر تمدن، فرهنگ و هنر نمایی مردم فرانسه باشد.

طبق نوشته مطبوعات، در موزه انسان ۱۸۰۰۰ جمچمه به نمایش گذاشته شده بود. این جمجمه ها به انسان‌هایی تعلق داشت که در سرزمین‌های تحت اشغال فرانسویان زندگی می‌کردند و توسط نظامیان فرانسوی و مزدوران‌شان علاوه بر جنایات بسیار سرهای علما، رهبران و بزرگان آنها را بریده و در پاریس به نمایش می‌گذاشتند. پانصد جمجمه از این هیجده هزار دارای نام و نشان است و برخی از آنها متعلق به علما و مجاهدان الجزایری است. جمجمه برخی از شهدای الجزایری مومیایی شده است و تا حد زیادی شکل اولیه خود را حفظ کرده است.

مردم مسلمان و قهرمان الجزایر پس از سال‌ها زندگی تحت ستم و مبارزه با اشغالگران سرانجام از سال ۱۹۵۴ دست به قیام سراسری و مبارزه مسلحانه زده و پس از ۸ سال انقلاب قهر آمیز و با شهادت ۱.۵ میلیون شهید سرآنجام در سال ۱۹۶۲ به پیروزی رسیده و اشغالگران فرانسوی را از کشورشان بیرون راندند. کشور فرانسه بالاخره در تاریخ ۳ جولای ۱۹۶۲ میلادی استقلال الجزایر را به رسمیت شناخت و مردم الجزایر هر سال روز ۵ جولای را، که مصادف با آخرین روز مقاومت آنها قبل از اشغال کشورشان توسط فرانسویان است به عنوان روز استقلال جشن می‌گیرند.

روز یکشنبه پانزده تیر ماه ۱۳۹۹، مردم الجزایر همراه با پنجاه و هشتمین سالگرد استقلال کشورشان از مقام شهدای بزرگی که سرهای مقدسشان پس از ۱۷۰ سال نمایش در موزه‌های فرانسه به کشور بازگشته است؛ تجلیل به عمل آوردند. شهدای بزرگی که همه از رهبران فکری، دینی و انقلابی الجزایر بوده و به طرزی وحشیانه توسط اشغالگران فرانسوی ذبح شده و به عنوان نشان افتخار و وحشیگری به پاریس ارسال شده بودند.

بازگشت این شهدا به الجزایر، پس از ۹ سال تلاش و چندین دور مذاکره دولت الجزایر با طرف فرانسوی صورت گرفته است حفظ حرمت شهدا یکی از اصول قانون اساسی الجزایر و برگرداندن سرهای آنان از وعده‌های انتخاباتی آقای تبون بوده است.

اسامی برخی از شهدای بازگشته به وطن به شرح زیر است:

– الشریف بوبغله، رهبر مقاومت در منطقه آمازیغ، الملقب بالأعور
– عیسی الحمادی، مسئول نظامی نزد شهید بوبغله
– الشیخ بوزیان رهبر مقاومت «الزعاطشة جنوب شرق الجزایر»
– سی موسی الدرقاوی، مشاور نظامی شهید بوزیان
– سی مختار بن قویدر التیطراوی،
– محمد بن علال بن مبارک، مسئول نظامی در زمان أمیر عبد القادر.
– الشریف بوقدیده المدعو بوعمار بن قدیده
– سعید مرابط، سر بریده در سال ۱۸۴۱ در «باب اللوم» الجزیره
– جمجمه با هویت نا مشخص، بریده در منطقه «الساحل» سال ۱۸۴۱.
– عمار بن سلیمان از منطقه الجزائر وسط
– محمد بن الحاج ۱۷ یا ۱۸ ساله، از قبیله عظیم بنی مناصر
– بلقاسم بن محمد الجنادی
– علی خلیفه بن محمد ۲۶ ساله، در تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۸۳۸ در پایتخت به شهادت رسید.
– جمجمة قدور بن یطو
– السعید بن دلهیس من بنی سلیمان
– السعدی بن ساعد من نواحی القل
– یک سر با هویت نا مشخصی که در سال ۱۸۶۵ با ماده جیوه و خشک شده آفتاب حفظ شده است
– الحبیب ولد (نام غیر کامل) متولد سال ۱۸۴۴ در منطقه وهران

و برخی جمجمه‌هایی که توسط کمیته علمیه معرفی نشده‌اند. علاوه بر شهدای بازگشته به میهن، شهدای دیگری در فرانسه باقی مانده‌اند که هنوز تعیین تکلیف نشده‌اند.

سرهای شهدا با یک فروند هواپیمای اختصاصی نظامی از فرانسه به الجزایر بازگشت و رئیس جمهور تبون، فرماندهان ارتش، شخصیت‌های نظامی و مقامات دولتی در مراسمی با شکوه از آنها استقبال رسمی به عمل آوردند. به همین مناسبت صدا و سیمای الجزایر برنامه‌های خاص پخش کرد و سرهای شهدا با حضور رئیس جمهور تبون و مقامات لشگری و کشوری تشییع و در گورستان (العالیه) در مربع خاص شهدا به خاک سپرده شد.

شعرای الجزایری اشعار بسیار در مدح آنان سروده و در فضای مجازی و صفحات اجتماعی منتشر ساختند. نمونه زیر اشعار برخی از شاعران معروف این کشور است:

شاعر مصطفی الغماری

إلی رموز المقاومة الإسلامیة الوطنیة فی الجزائر التی قادها سید المجاهدین الأمیر عبد القادر الجزائری الحسنی القادری

هو الحق أولی أن ینال و أجدر و أضوأ من وجه النضار و أنضر

و أقدر باسم الله من کل قادر و إن قیل: کسری فی الملوک و قیصر

و قیل له: کن قالها الله فاستوی زمان إذا ما یظلم الظلم یسفر

و ما زال حزم القائمین علی الحمی حساما إذا ما غولب الحق یقهر

یحیل دما وردا علی کل ساحة و للدم مما یغدق الورد أطهر

إذا سبحت خیل الفدی فی مراحها فقل: أبحر فیها السفائن تبحر

و قل: أنهر ما شاء مجری میاهها معینا و قل: مسک یضوع و عنبر

إذا ذکر الغدر الفرنسی لم یزل علیه من الأبطال نصر مؤزر

أبی الله إلا أن یری أولیاءه عن الحق لم یثنوا و لم یتأخروا

هوی دونهم من کان یرجو هویهم و کان لهم فوق الفرنسیس مظهر

لئن قتلوا أو شردوا أو تقطعوا لقد أفجروا فی کل أفق و أقمروا

وقد ضربوا فی کل جنب و لم یزل لدیهم من التاریخ سیف و منبر

شاعر استاد خانم نور

… زفاف الشهداء…

اتجه بمقلتیک نحو الجزائر فإنک لن تری الإ أسودًا تزأر

إن فکرت یوماً فی الرجوع فإنک علی نفسک من جماجمها حاذر

أتظن أنک طمست الهویة و محوت المعتقدات و التاریخ الباهر

فأنت لست إلا شیطاناً رقص فوق الرُّفات تباهی و تفاجر

إمضی فقد مضی وقت رحیلک فقیامتک حانت و لا تُقامر

این‌گزارش توسط رایزنی فرهنگی ایران تهیه و در اختیار مهر قرار داده شده بود.



منبع:مهر