به گزارش بسیج پرس از کرج، با ماسک، گرما، فاصله، ضدعفونی، وقت کم وارد هیئت شدم، نگاهم به “حسین” منقش شده روی کتیبه گره خورد، اشک هایم بی اختیار جاری شدند و زیر لب آهسته زمزمه کردم” روضه هایت ناز دارد ارباب، هر چه باشد میخرم” …

برگزاری نماز جماعت و هیئت در فضای باز، زیر آسمان ابری و پاک ناخودآگاه مرا به صحن انقلابُ حوالیِ پنجره فولاد برد … حالا که در خیالم زائر صحن و سرای امام رئوفم شده بودم دلم میل پریدن داشت، پریدن تا کربلا … دلم خواست به ویروس کرونا جور دیگری نگاه کنم،

کرونا آمده است تا محبت و ارادت ما به اهل بیت علیهم السلام را در شرایط سخت بسنجد، کرونا آمده است تا ببیند حرارت داغِ حسین علیه السلام در دل های ما خاموش شدنی ست یا خیر؟ کرونا آمده است تا به ما بیاموزد از فرسخ ها فرسخ فاصله هم می شود ارباب را زیارت کرد، امام صادق علیه السلام به سَدیر فرموده بودند:” چرا خود را مقید نمی سازی که هر جمعه پنج بار و هر روز یکبار قبر حسین بن علی را زیارت کنی؟” سَدیر گفته بود: “آقا جان بین ما و قبر حسین بن علی فرسخ ها فاصله است!” حضرت فرموده بودند:” به بلندی برو، به سمت راست و چپت توجه کن، سرت را به سوی آسمان کن و بگو 《السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ》 “

سلام از دور و نزدیک به حسین بن علی می رسد…

در ابتدای شروعِ مراسم به سمت راست و چپم توجه کرده، سرم را به سوی آسمان گرفتم و گفتم:《السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ》.

إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) حَرَارَهً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا

حالا که داغِ سوزانِ حسین در دلهایمان خاموش نشده و محبتش در خیمه ی دلمان پا بر جاست  و ما را اینگونه مشتاق و عاشق با ماسک و گرما و فاصله و ضدعفونی به هیئت و روضه می کشاند

در این مجالس نباید فقط به عزاداری و گریه اکتفا کنیم، هرشب از شب های محرم به یکی از شهیدان کربلا اختصاص دارد که باید از هر یک از شهدای کربلا باید یک درس بگیریم.

شب اول مسلم بن عقیل نخستین شهید کربلا … مسلم الگوی محبت و وفاست، او عاشقی دلباخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین علیه السلام دست برنداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.

شب دوم ورود به کربلا و نماد پایداری است، امام حسین روز دوم محرم سال ۶۱ ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. اباعبدالله از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی رو به رو شد، از بی وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. بااین حال از ادامه راه منصرف نشد و همچنان اینک رای ورزید، حسین علیه السلام آموزگار پایداری است.

شب سوم حضرت رقیه سلام الله علیها دردانه حسین بن علی علیه السلام، حضرت رقیه الگوی تربیت صحیح است. با تدبر در جملات کوتاهی که او هنگام دیدن سر بریده پدر به زبان آورده به خوبی می‌توان دریافت که این کودک از چه معرفت والایی برخوردار بوده است.

شب چهارم حضرت حُر، حُر حر الگوی توبه و حقیقت جویی است. او در آغاز برخورد با امام حسین علیه السلام چنین جایگاه وارسته‌ای نداشت و به گفته خودش مأمور بود و معذور! اما ادب و تواضع حر در مقابل سالار شهیدان، سبب رهایی او شد. حر با ژرف بینی، حق را بر باطل ترجیح داد و پیشانی پشیمانی بر سجده گاه توبه فرود آورد. حر، جذاب‌ترین الگوی توبه برای خطاکاران است.

شب پنجم حضرت زهیر، زهیر  الگوی عاشقی کربلاست. او تا چند روز پیش، از دیدار حسین هراس داشت، اما پس از آن که به خیمه امام گام نهاد، هراسش به عشقی جاودانه بدل شد. بارقه نگاه حسین  چنان در جانش اثر کرده بود که از همه هستی خود گذشت و از دنیا و خانمان گُسَست. او در این راه چنان پیش رفت که به یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت تبدیل شد.

شب ششم حضرت قاسم علیه السلام، شب نوجوانانِ عاشورایی،  وقتی امام حسین سخن از شهادت یارانش به میان آورد، نوجوان سیزده ساله کربلا از عمو پرسید: “عموجان آیا من نیز به فیض شهادت نائل می‌شوم؟” امام او را به سینه چسباند و فرمود: “فرزندم مرگ را چگونه می‌بینی”؟ قاسم پاسخ داد: “از عسل شیرین‌تر!”

شهادت طلبی قاسم و پا فشاری او برای رسیدن به مقصود، زیباترین الگو را برای رهروان خط سرخ شهادت رقم زد، چون حاج قاسم سلیمانی، باید اصلاً شهید میشُـد او(حاج قاسم)

تا بہ مردانگے مَثَل باشد؛

و همیشہ براے قاسـم‌ها

مرگ شیرین‌‌تر از عسل باشد…

شب هفتم حضرت علی اصغر علیه اسلام، فرزند کوچک امام حسین و حضرت رباب دختر امرءالقیس است که با تیر سه شعبه حرمله بن کاهل اسدی به شهادت رسید. مصیبت علی اصغر برای حسین جان فرسا بود چنان که گریست و به خداوند عرض کرد: خدایا خودت میان ما و این قوم داوری کن. آنان ما را فرا خواندند تا یاری کنند ولی برای کشتن ما کمر بسته‌اند. در این لحظه ندایی از آسمان رسید که: ای حسین در اندیشه اصغر مباش، هم اکنون دایه‌ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است. شب هفتم، شب رضاست. حسین علیه السلام بهترین الگوی پایداری و رضایت است. او پس از تحمل شهادت همه یاران و جوانانش، کودک شیرخوار خود را به میدان آورد. هنگامی که علی اصغر نیز فدا شد بر قضای الهی گردن نهاد و خطاب به خداوند گفت: ای خدا! چون تو این صحنه‌ها را می‌بینی تحمل این مصیبت‌ها بر من آسان می شود.

شب هشتم حضرت علی اکبر علیه السلام، علی اکبر نخستین فردی بود که از بنی هاشم به میدان رفت، چون غربت پدر را در میان خیل گرگ های خون آشام کوفه می بیند، از میان همه یاران و افراد خاندان پیشی می گیرد و خود را در راه آرمانی فدا می کند. او به میدان گام می نهد تا حجت را تمام کند و شوق رسیدن به فیض شهادت را در دل یاران حسین قوت بخشد. علی اکبر الگوی سبقت گرفتن در شهادت است.

شب نهم حضرت عباس علیه السلام ستاره ۳۴ ساله آسمان کربلا و بزرگ ترین بار و یاور حسین،

عباس به اندازه ای محو یار شده بود که بر امواجِ دل انگیزِ آب روان، لب های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغِ تشنگی را از یاد برد …

ولایتمداری و امام شناسی از ویژگی های حضرت عباس است. ولایتمداری حضرت عباس باید برای همه شیعیان الگو باشد و ایرانیان ایستادن پست سر مقام معظم رهبری در برابر دشمن را از حضرت عباس درس گرفته اند.

حضرت عباس به ما یاد داده است که باید تا پای جان خود در مسیر ولایت ایستاد و ولایت فقیه، ولایت امام زمان و امیرالمومنین بوده، و اعتبار ملت ما به ولایتمداری است. در وصف حضرت عباس آمده که امام صادق علیه السلام درباره ایشان تعبیر «نافذ البصیره» دارد که گویای عمق بینش و استواری ایمان حضرت عباس در حمایت از امام حسین است. عمق بینش حضرت عباس الگویی برای همه ماست باید با بصیرت زندگی کنیم و همه چیز را به طور دقیق رصدکنیم و بفهمیم و در شناخت دین تلاش کنیم زیرا دین شناسی غیر از دین داری است.

شب دهم عاشورا، شب حسین بن علی علیه السلام  الگوی آزادگان جهان، شهامت، ایثار، بردباری، تسلیم، رضا، وفا، فروتنی، شجاعت و پایداری امواج اقیانوس بی منتهای حسین علیه السلام است. اگر این قیام چنین درون مایه ارزشمندی از فضایل انسانی را نداشت، این گونه بر پیشانی تاریخ نمی‌درخشید. عاشورا این گونه توانست حصار زمان و مکان را درهم شکند و تاریخ را درنوردد.

حال و هوایِ هیئت، خادم الحسین های نوجوان که در گوشه و کنار هیئت به چشم می خوردند و مرورِ این ده شبی که هر شب به یکی از شهدای کربلا اختصاص داشت مرا به حوالیِ پانزده سالگی ام برد …
به این فکر می کردم که در زندگی چه میخواهم؟ و یادم هست هر آرزویی یک جور عجیبی قانعم نمیکرد. تا رسیدم به دعای “عاقبت به خیری”.
بعد شگفت زده شدم و حس کردم این خواسته ایست که من دلم میخواهد تا همه عمر داشته باشم. چون بهتر از آن نبود… چون جامع تمام خواسته های من بود.چون آرامش داشت…چون دلم بی قرار هیچ حاجتی و خواسته ی دیگری نبود
خوب هم فهمیده بودم.از همان وقتی که محرم و صفر مشکی پوش شده مینشستیم توی روضه و با بقیه بچه ها مسابقه چای تعارف کردن آن هم با آن سینی های بزرگ و سنگین میدادیم…آن وقت هایی که اشک میریختم و در میان انبوهی از سوالات برای چرایی اشک نمیتوانستم بغضم را برای حسین علیه السلام نگه دارم…از همان وقتهایی که به خودم‌گفتم تا نفهمیدی چرا روضه میروی حق هیئت رفتن نداری اما باز شب به شب بی اختیار به سمت عزا کشانده میشدم…
حالا فهمیده ام چرا من و دیگر عاشقانِ ارباب به روضه می رویم، می رویم تا بعد از ۱۴۰۰ سال در پاسخ “هل من ناصر ینصرنی” سیدالشهدایمان در میان گودال بگوئیم: لبیک … لبیک … لبیک …
می رویم تا به یادِ حاج قاسممان بر سر یزید و یزیدیانِ زمان فریاد بزنیم “ما ملت امام حسینیم”
هنوز در شرایط تحقق اهداف امام حسین علیه السلام به سر می بریم.
در این برهه از زمان
دراین برهه از نسل از امت، نباید اجازه بدهیم خون امام حسین علیه السلام هدر شود و اهداف او از بین برود. اهدافی که امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش برای آن کشته شدند …
پس امروز
وظیفه ما بزرگداشت شعایر و گوش فرادادن به گریه نیست، بلکه یاری رساندن به امام حسین علیه السلام در تحقق اهداف اوست.
پس ما به جای آنکه از روی آرزو بگوییم:
“یا لَیتَنا کُنّا مَعَک فَنفُوز فوزاً عظیما”
می توانیم امروز او را با درس گرفتن از عاشورا و یارانِ باوفایش یاری کنیم.